شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٦
نه مانند علم ديگران، قدرت دارد نه مانند قدرت ديگران، مى شنود نه با گوش، مى بيند نه با چشم و به همين ترتيب.
توضيح بيشتر در معناى صفات
صفات بر دو قسمند: (صفات كمال و صفات نقص)، صفات كمال چنانكه پيشتر اشاره شد معانى اثباتى هستند كه موجب ارزش وجودى بيشتر وآثار وجودى فزونتر براى موصوفات خود مى باشند؛ چنانكه با مقايسه يك موجود زنده و دانا و توانا با يك موجود ديگر مرده و بى علم و قدرت روشن است، و صفات نقص صفاتى هستند برخلاف آن.
وقتى كه در معانى صفات نقص، دقيق شويم خواهيم ديد كه به حسب معنا منفى بوده از فقدان كمال و نداشتن يك نوع ارزش وجودى حكايت مى كند؛ مانند جهل و عجز و زشتى و ناتندرستى و نظاير اينها. بنابر آنچه گذشت، نفى صفات نقص، معناى صفات كامل مى دهد؛ مانند نفى نادانى كه معناى دانايى و نفى ناتوانى كه معناى توانايى مى دهد.
و از اينجاست كه قرآن كريم هر صفت. كمالى را مستقيما براى خداى متعال اثبات مى كند و هر صفت نقص را نيز نفى كرده، منفى آن را براى وى اثبات مى نمايد؛ چنانكه مى فرمايد:
وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ و هُوَ الْحَيُّ* و لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ و اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ).*