شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٢
اسماعيليه را فتح نمود و همه اسماعيليان را از دم شمشير گذرانيد، بناى قلعه ها را نيز با خاك يكسان ساخت و پس از آن در سال ١٢٥٥ هجرى، آقاخان محلاتى كه از نزاريه بود در ايران به محمد شاه قاجار ياغى شد و در قيامى كه در ناحيه كرمان نمود شكست خورده به بمبئى فرار كرد و دعوت باطنى نزارى را به امامت خود منتشر ساخت و دعوتشان تا كنون باقى است و نزاريه فعلًا (آقا خانيه) ناميده مى شوند.
ب (مستعليه)
: پيروان (مستعلى) فاطمى بودند كه امامتشان در خلفاى فاطميين مصر باقى ماند تا در سال ٥٥٧ هجرى قمرى منقرض شدند و پس از چندى فرقه (بهره) در هند به همان مذهب ظهور كردند و تا كنون نيز مى باشند.
ج (دروزيه):
طايفه دروزيه كه در جبال دروز شامات ساكنند در آغاز كار، پيروان خلفاى فاطميين مصر بودند تا در ايام خليفه ششم فاطمى به دعوت (نشتگين دروزى) به باطنيه ملحق شدند. دروزيه در (الْحاكِمُ بِاللّهِ) كه به اعتقاد ديگران كشته شده، متوقف گشته مى گويند وى غيبت كرده و به آسمان بالا رفته! و دوباره به ميان مردم خواهد برگشت!
د (مقنعه):
در آغاز پيروان (عطاء مروى) معروف به (مقنع) بودند كه طبق اظهار مورخين از اتباع ابومسلم خراسانى بوده است و پس از ابومسلم، مدعى شد كه روح ابومسلم در وى حلول نموده است و پس از چندى دعوى پيغمبرى و سپس دعوى خدايى كرد! و سرانجام در سال ١٦٢ در قلعه كيش از بلاد ماوراءالنهر به محاصره افتاد و چون به دستگيرى و كشته شدن خود يقين نمود، آتش روشن