شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٧
مسائل رياضى روى هم چيد.
و از اين روى اولًا: امكان تازه اى به فلسفه داده شد كه صدها مسئله فلسفى كه در فسلفه قابل طرح نبود مطرح و حل شود. و ثانيا: يك سلسله از مسائل عرفانى (كه تا آن روز طورى وراى طور عقل و معلومات بالاتر از درك تفكرى شمرده مى شدند) به آسانى مورد بحث و نظر قرار گيرند. و ثالثا: ذخاير زيادى از ظواهر دينى و بيانات عميق فلسفى پيشوايان اهل بيت عليهم السّلام كه قرنها صفت معماى لاينحل را داشتند و غالبا از متشابهات شمرده مى شدند، حل و روشن شدند و به اين ترتيب ظواهر دينى و عرفان فلسفه آشتى كامل پذيرفته و در يك مسير افتادند. و پيش از صدرالمتألهين نيز دانشمندانى مانند (شيخ سهروردى) مؤ لف (حكمة الاشراق) از فلاسفه قرن ششن و (شمس الدين محمد تركه) در فلاسفه قرن هشتم هجرى، قدمهاى مؤ ثرى در اين راه برداشته اند ولى موفقيت كامل، نصيب (صدرالمتألهين) شد.
صدرالمتألهين، در پيرو اين روش موفق شد كه نظريه حركت جوهرى را به ثبوت برساند و بعد رابع و نظريه نسبيت را (البته در خارج ذهن نه در فكر) كشف نمايد و نزديك به پنجاه كتاب و رساله تأليف كرده و از شاهكارهاى وى در فلسفه كتاب (اسفار) در چهار جلد مى باشد.