شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٥
اوست كه مآخذ ديگر دينى را اعتبار و حجيّت مى دهد و از همين جهت بايد براى همگان قابل فهم باشد.
گذشته از اين، خود قرآن كريم، خود را نور و روشن كننده همه چيز معرفى مى كند و هم در مقام تحدى از مردم درخواست مى كند كه در آيات آن تدبر كرده ببينند كه هيچگونه اختلاف و تناقض وجود ندارد و اگر مى توانند، كتابى مانند آن بسازند و معارضه اش كنند. روشن است كه اگر قرآن براى همگان قابل فهم نبود اينگونه خطابات مورد نداشت.
البته نبايد پنداشت كه اين مطلب (كه قرآن به خودى خود براى همه قابل فهم است) با مطالب سابق كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت او در معاريف اسلامى كه در حقيقت مضامين قرآن كريم مى باشند، مراجع علمى هستند، منافات دارد؛ زيرا بخشى از معارف اسلامى كه احكام و قوانين شريعت مى باشد، قرآن كريم تنها كليات آنها را متضمن است و روشن شدن تفاصيل آنها مانند احكام نماز و روزه و داد و ستد و ساير عبادات و معاملات به مراجعه سنت (حديث اهل بيت) متوقف است.
و بخشى ديگر كه معارف اعتقادى و اخلاقى است اگرچه مضامين و تفاصيل آنها قابل فهم عموم مى باشد ولى در درك معانى آنها روش اهل بيت را بايد اتخاذ نمود و هر آيه قرآنى را با آيات ديگر قرآنى توضيح داده و تفسير كرد نه به رأى و نظر خود كه از عادات و رسوم معمولى براى ما دلنشين شده و با آن مأنوس گرديده ايم.
على عليه السّلام مى فرمايد: (برخى از قرآن با برخى ديگر به سخن درآمده معناى خود را مى فهماند و بعضى از آنها به بعضى ديگر