شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٨
(محمد) منتقل شد. و جمعى معتقد شدند اسماعيل با اينكه در حال حيات پدر درگذشت امام مى باشد و امامت پس از اسماعيل در (محمد بن اسماعيل) و اعقاب اوست.
دو فرقه اولى پس از اندك زمانى منقرض شدند ولى فرقه سوم تا كنون باقى هستند و انشعاباتى نيز پيدا كرده اند.
(اسماعيليه) به طور كلى فلسفه اى دارند شبيه به فلسفه ستاره پرستان كه با عرفان هندى آميخته مى
باشد و در معارف و احكام اسلام براى هر ظاهرى، باطنى و براى هر تنزيلى، تأويلى قائلند. اسماعيليه معتقدند كه زمين هرگز خالى از حجت نمى شود و حجت خدا بر دو گونه است: ناطق و صامت، ناطق، (پيغمبر) و صامت، (ولى و امام) است كه وصى پيغمبر مى باشد و در هر حال حجت مظهر تمام ربوبيت است.
اساس حجت، پيوسته روى عدد هفت مى چرخد به اين ترتيب كه يك نبى مبعوث مى شود كه داراى نبوت (شريعت) و ولايت است و پس از وى هفت وصى داراى وصايت بوده و همگى داراى يك مقام مى باشند جز اينكه وصى هفتمين، داراى نبوت نيز هست و سه مقام دارد: (نبوت و وصايت و ولايت). باز پس از وى هفت وصى كه هفتمين داراى سه مقام مى باشد و به همين ترتيب.
مى گويند: آدم عليه السّلام مبعوث شد با نبوت و ولايت و هفت وصى داشت كه هفتمين آنان نوح و داراى نبوت و وصايت و ولايت بود و ابراهيم عليه السّلام وصى هفتمين نوح و موسى وصى هفتمين ابراهيم و عيسى وصى هفتمين موسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وصى هفتمين عيسى و محمد بن اسماعيل وصى هفتمين محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به اين ترتيب