شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦
و شروع به پيشرفت نمود تا دولت اموى را برانداخت ٨٤. اين نهضت و انقلاب اگر چه از تبليغات عميق شيعه سرچشمه مى گرفت و كم و بيش عنوان خونخواهى شهداى اهل بيت را داشت و حتى از مردم براى يك مرد پسنديده از اهل بيت (سربسته) بيعت مى گرفتند با اينهمه به دستور مستقيم يا اشاره پيشوايان شيعه نبود، به گواهى اينكه وقتى كه (ابومسلم) بيعت خلافت را به امام ششم شيعه اماميه در مدينه عرضه داشت، وى جدا رد كرد و فرمود: (تو از مردان من نيستى و زمان نيز زمان من نيست) ٨٥.
بالا خره بنى عباس به نام اهل بيت خلافت را ربودند ٨٦ و در آغاز كار روزى چند به مردم و علويين روى خوش نشان دادند حتى به نام انتقام شهداى علويين، بنى اميه را قتل عام كردند و قبور خلفاى بنى اميه را شكافته هر چه يافتند آتش زدند ٨٧ ولى ديرى نگذشت كه شيوه ظالمانه بنى اميه را پيش گرفتند و در بيدادگرى و بى بندوبارى هيچگونه فروگذارى نكردند.
(ابوحنيفه) رئيس يكى از چهار مذهب اهل تسنن به زندان منصور رفت ٨٨ و شكنجه ها ديد و (ابن حنبل) رئيس يكى از چهار مذهب، تازيانه خورد ٨٩ و امام ششم شيعه اماميه پس از آزار و