شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٨
استثناى (تقريبا) شش ماه آخر در خلافت معاويه واقع بود و در سخت ترين اوضاع و ناگوارترين احوال با نهايت اختناق زندگى مى فرمود زيرا گذشته از اينكه مقررات و قوانين دينى اعتبار خود را از دست داده بود و خواسته
هاى حكومت جايگزين خواسته هاى خدا و رسول شده بود و گذشته از اينكه معاويه و دستياران او از هر امكانى براى خرد كردن و از ميان بردن اهل بيت و شيعيانشان و محو نمودن نام على و آل على استفاده مى كردند، معاويه در صدد تحكيم اساس خلافت فرزند خود يزيد برآمده بود و گروهى از مردم به واسطه بى بندوبارى يزيد، از اين امر خشنود نبودند، معاويه براى جلوگيرى از ظهور مخالفت، به سخت گيريهاى بيشتر و تازه ترى دست زده بود.
امام حسين خواه ناخواه اين روزگار تاريك را مى گذرانيد و هرگونه شكنجه و آزار روحى را از معاويه و دستياران وى تحمل مى كرد تا در اواسط سال شصت هجرى، معاويه درگذشت و پسرش يزيد به جاى پدر نشست ٢٦٢.
بيعت يك سنت عربى بود كه در كارهاى مهم مانند سلطنت و امارت، اجرا مى شد و زيردستان بويژه سرشناسان دست بيعت و موافقت و طاعت به سلطان يا امير مثلًا مى دادند و مخالف بعد از بيعت، عار و ننگ قومى بود و مانند تخلف از امضاى قطعى، جرمى مسلم شمرده مى شد و در سيره پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى الجمله يعنى در جايى كه به اختيار و بدون اجبار انجام مى يافت، اعتبار داشت.