شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٩
آنچه با تدبر در آيات قرآن كريم و بيانات ائمه اهل بيت عليهم السّلام به دست مى آيد اين است كه روح انسانى پديده اى است غير عادى كه با پديده بدن، يك نوع همبستگى و يگانگى دارد. خداى متعال در كتاب خود مى فرمايد:
الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ ١٩٨ يعنى: (تحقيقا ما انسان راى از خلاصه اى كه از گل گرفته شده بود آفريديم، سپس او راى نطفه اى قرار داديم در جايگاه آرامى، سپس نطفه راى خونى بسته كرديم پس خون بسته راى گوشتى جويده شده كرديم، سپس گوشت جويده شده راى استخوانهايى كرديم، پس استخوانها راى گوشت پوشانيديم پس از آن او راى آفريده ديگرى بى سابقه قرار داديم).
از سياق آيات روشن است كه صدر آيات، آفرينش تدريجى مادى راى و صف مى كند و در ذيل كه به پيدايش روح يا
شعور و اراده اشاره مى كند آفرينش ديگرى را بيان مى كند كه با نوع آفرينش قبلى مغاير است.
و در جاى ديگر در پاسخ استبعاد منكرين معاد به اين مضمون كه انسان پس از مرگ و متلاشى شدن بدن و گم شدن او در ميان اجزاى زمين چگونه آفرينش تازه اى پيدا كرده انسان نخستين مى شود، مى فرمايد: (بگو فرشته مرگ، شما را از ابدانتان مى گيرد پس از آن به سوى خداى خودتان برمى گرديد؛ يعنى آنچه پس از مرگ