شيعه در اسلام - ط قديم - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٨
خواستنى وجود داشته باشد و تنها فرض انسان در تحقق اين صفات، كافى نيست.
از اينجا روشن مى شود كه صفات حقيقى خداى متعال (چنانكه گذشت عين ذاتند) تنها از قسم اول مى باشند و اما قسم دوم كه در تحقق آنها پاى غير در ميان است و هر چه غير اوست آفريده او و در پيدايش پس از اوست، صفتى را كه با پيدايش خود به وجود مى آورد نمى شود صفت ذات و عين ذات خداى متعال گرفت.
صفاتى كه براى خداى متعال بعد از تحقق آفرينش، ثابت مى شود مانند آفريدگار، كردگار، پروردگار، زنده كننده، ميراننده، روزى دهنده ونظاير آنها عين ذات نيستند بلكه زايد بر ذاتند و صفت فعلند.
مراد از (صفت فعل) اين است كه پس از تحقق فعل، معناى صفت از فعل گرفته شود نه از ذات، مانند آفريدگار كه پس از تحقق آفرينش از آفريده ها آفريدگار بودن خداى متعال مأخوذ و مفهوم مى شود و با خود آفريده ها قائم است نه با ذات مقدس خداى متعال تا ذات با پيدايش صفت از حالى به حالى تغيير كند.
شيعه دو صفت اراده و كلام را به معنايى كه از لفظ آنها فهميده مى شود (اراده به معناى خواستن، (كلام) يعنى كشف لفظى از معنا) صفت فعل مى دانند ١٦٧ و معظم اهل سنت آنها را به معناى علم گرفته و