توضيح المسائل - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٤
مسأله ٢٤٥٦ - عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر هر چه بالا روند به انسان محرمند.
مسأله ٢٤٥٧ - پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پائين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.
مسأله ٢٤٥٨ - اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمىتواند با خواهر آن زن ازدواج كند.
مسأله ٢٤٥٩ - اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مىشود طلاق رجعى دهد در بين عده نمىتواند خواهر او را عقد نمايد، بلكه در عده طلاق بائن هم كه بعدا بيان مىشود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر زنش خوددارى نمايد.
مسأله ٢٤٦٠ - انسان نمىتواند بدون اجازه زن خود، با خواهر زاده و برادرزاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشكالى ندارد.
مسأله ٢٤٦١ - اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده يا خواهرزاده او را عقد كرده و حرفى نزند، چنانچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطنا راضى بوده احتياط واجب آن است كه شوهرش از برادرزاده او جدا شود مگر آن كه اجازه دهد.
مسأله ٢٤٦٢ - زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر در آيد، مرد مسلمان هم نمىتواند با زنهاى كافره بطور دائم ازدواج كند ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.
مسأله ٢٤٦٣ - اگر انسان پيش از آن كه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند ديگر نمىتواند با آنان ازدواج نمايد.