توضيح المسائل - اراكی، محمد علي - الصفحة ٤٦٨
مسأله ٢٥٣٩ - براى رجوع كردن لازم نيست مرد شاهد بگيرد، يا به زن خبر دهد، بلكه اگر بدون اين كه كسى بفهمد، پيش خود، بگويد به زنم رجوع كردم صحيح است.
مسأله ٢٥٤٠ - مردى كه زن خود را طلاق رجعى داده اگر مالى از او بگيرد و با او صلح كند كه ديگر به او رجوع نكند، مصالحه باطل است و حق رجوع از بين نمىرود.
مسأله ٢٥٤١ - اگر زنى را دو بار طلاق دهد و بعد از هر طلاق به او رجوع كند، يا دو بار او را طلاق رجعى دهد و بعد از هر طلاق و تمام شدن عده عقدش كند، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام است، ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند، با چند شرط به شوهر اول حلال مىشود، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد: اول: شوهر دوم بالغ باشد.
دوم: آن كه عقد شوهر دوم هميشگى باشد، و اگر مثلا يك ماهه يا يك ساله او را صيغه كند، بعد از آن كه از او جدا شد، شوهر اول نمىتواند او را عقد كند.
سوم: شوهر دوم از جلو با او نزديكى و دخول كرده باشد به نحوى كه هر دو لذت برده باشند.
چهارم: شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد.
پنجم: عده طلاق يا عده وفات شوهر دوم تمام شود.
طلاق خلع مسأله ٢٥٤٢ - طلاق زنى كه از شوهرش بسيار بدش مىآيد به نحوى كه ترس از ارتكاب گناه و نافرمانى خداوند دارد و مهر يا مال ديگر خود را به شوهر مىبخشد تا او را طلاق دهد، طلاق خلع گويند.
مسأله ٢٥٤٣ - اگر شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلا