توضيح المسائل - اراكی، محمد علي - الصفحة ٤٤١
طرف ديگرى وكيل شده باشد.
چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مىخوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد زوجتك احدى بناتى (يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را) و او بگويد قبلت يعنى قبول كردم، چون در موقع عقد، دختر را معين نكرده عقد باطل است.
پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهرا به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.
مسأله ٢٣٨٦ - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.
مسأله ٢٣٨٧ - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد را بخواند.
مسأله ٢٣٨٨ - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.
مسأله ٢٣٨٩ - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.
مسأله ٢٣٩٠ - پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند نا بالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند. و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند مفسدهاى نداشته نمى تواند آن را به هم بزند و اگر مفسدهاى داشته مىتواند آن را به هم بزند.
مسأله ٢٣٩١ - دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد. و اجازه مادر و برادر لازم نيست.