توضيح المسائل - اراكی، محمد علي - الصفحة ٢٢١
مىكند نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند، مشغول نماز شده نماز دومش صحيح است.
مسأله ١١٩٤ - وقتى يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد چنان كه گفته شد، بايد فكر كند ولى اگر چيزهايى كه بواسطه آنها ممكن است يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا شود، از بين نمىرود، چنانچه كمى بعد فكر كند اشكال ندارد، مثلا اگر در سجده شك كند مىتواند تا بعد از سجده، فكر كردن را تأخير بيندازد.
مسأله ١١٩٥ - اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود، بايد به دستور شك عمل نمايد. و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى كه وظيفه او است بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف ديگر برود، بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند.
مسأله ١١٩٦ - كسى كه نمىداند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوى است بنابر احتياط واجب بايد احتياط كند در جمع بين هر دو وظيفه و در هر مورد، احتياط بطور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.
مسأله ١١٩٧ - اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدى داشته كه مثلا دو ركعت خوانده يا سه ركعت و بنا را بر سه گذاشته ولى نداند كه گمانش به خواندن سه ركعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده به احتياط واجب بايد نماز احتياط را بخواند.
مسأله ١١٩٨ - اگر موقعى كه تشهد مىخواند، يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه و در همان موقع يكى از شكهايى كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مىباشد، براى او پيش آيد مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، نمازش باطل نيست، گرچه احتياط مستحب است به دستور آن شك عمل كند و نمازش را هم دوباره بخواند.