تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠ - تفسير قيامى از" ام القرى"
صورت نامحدود به روى او گشوده است، اين سنت غير قابل تغيير الهى است.
و عجيب است كه گروهى بيخبر هنوز طرفدار مكتب جبرند، و در عين حال دم از مكتب انبيا مىزنند، در حالى كه قبول جبر مساوى است با نفى تمام محتواى مكتب انبيا، نه تكليف مفهومى خواهد داشت، نه سؤال و جواب، نه اندرز و نصيحت، و به طريق اولى نه ثواب و عقاب! نه انسان هرگز در كار خود ترديد مىكند و نه پشيمانى مفهومى خواهد داشت، و نه اصلاح اشتباهات گذشته.
سپس به مساله مهم ديگرى در اين رابطه مىپردازد و توصيف گروهى را كه اهل بهشت و سعادتند در برابر گروهى كه به دوزخ فرستاده مىشوند با اين عبارت بيان مىكند:" ولى خداوند هر كه را بخواهد در رحمت خود وارد مىكند، و براى ظالمان ولى و ياورى نيست" (وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ).
با توجه به اينكه گروه دوزخى را با وصف" ظلم" مشخص مىكند روشن مىشود كه منظور از" من يشاء" (هر كس را بخواهد) در جمله اول گروهى است كه ظالم نيستند.
به اين ترتيب" عادلان" بهشتىاند، و غرق در رحمت خدا، و ظالمان دوزخيند.
اما بايد توجه داشت كه" ظالم" در اينجا، و در بسيارى ديگر از آيات قرآن، معنى وسيع و گستردهاى دارد، و تنها شامل كسانى نمىشود كه به ديگران ستم كردهاند، بلكه كسانى كه بر خود ستم كرده، يا آنها كه در عقيده منحرفند، نيز ظالمند، و چه ظلمى برتر از شرك و كفر است؟ لقمان به فرزندش مىگويد:
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ:" فرزندم چيزى را شريك خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيم است" (لقمان- ١٣).