تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - ١- عامل نابودى قوم عاد چه بود؟
امير مؤمنان على ع به عنوان يك درس بيدار كننده اخلاقى در يكى از خطبههاى نهج البلاغه انگشت روى همين داستان قوم عاد گذارده چنين مىفرمايد:
و اتعظوا فيها بالذين قالوا: من اشد منا قوة؟ حملوا الى قبورهم، فلا يدعون ركبانا، و انزلوا الاجداث فلا يدعون ضيفانا، و جعل لهم من الصفيح اجنان، و من التراب اكفان، و من الرفات جيران:
" در اين دنيا از كسانى پند گيريد كه مىگفتند: چه كسى از ما نيرومندتر است؟ اما همانها را به سوى قبرهايشان حمل كردند، در حالى كه اختيارى از خود نداشتند، و درون قبرها وارد شدند، در حالى كه ميهمان ناخواندهاى بودند، در دل سنگها خانههاى قبر براى آنان ساخته شد، و از خاك كفنها، و از استخوانهاى پوسيده همسايگان"! [١]
نكتهها:
١- عامل نابودى قوم عاد چه بود؟
مطابق آيه ١٣ همين سوره قوم" عاد" و" ثمود" هر دو با" صاعقه" نابود شدند، در حالى كه آيات مورد بحث مىگويد: آنها با تند باد سرد و شديد (صرصر) از ميان رفتند، آيا اين دو منافاتى با يكديگر ندارد؟
در پاسخ بايد گفت: مفسران و ارباب لغت براى" صاعقه" دو معنى ذكر كردهاند: معنى عام، و خاص.
" صاعقه" به معنى عام به معنى هر چيزى است كه انسان را هلاك مىكند و به گفته مجمع البيان:" المهلكة من كل شىء".
معنى خاص جرقه عظيم آتشينى است كه از آسمان فرود مىآيد، و هر چيزى را كه در مسير آن قرار گيرد مىسوزاند كه شرح آن را در تفسير همين
[١]" نهج البلاغه" خطبه ١١١