والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - چرا تواضع؟
قوم شعيب عليه السلام محضر آن پيامبر بزرگوار مشرّف شده، و خطاب به حضرتش عرضه داشتند:
مَا نَفْقَهُ كَثِيراً مِّمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَرَيكَ فِينَا ضَعِيفاً وَ لَوْ لَارَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَ مَا أَنْتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ [١]
(اى شعيب!) بسيارى از آنچه را مىگويى نمىفهميم، و ما تورا در ميان خود ضعفيف مىدانيم و اگر به خاطر قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مىكرديم؛ و تو در برابر ما قدرتى ندارى!
آنها مىفهميدند كه پيامبر خدا چه مىگفت؛ ولى تكبّر و خودخواهى اجازه نمىداد كه به سخنان او ترتيب اثر دهند.
بنابراين، هنگامى كه جمعيّتى مسير تكبّر را در پيش گيرد، زير بار دعوت پيامبران هم نمىرود، و از بيراهه كفر به انبياء سر در مىآورد!
در آيه هفتاد و ششم سوره اعراف نيز مىخوانيم:
قَالَ ا لَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِى آمَنْتُمْ بِهِ كَافِروُنَ
متكبّران گفتند: (ولى) ما به آنچه شما به آن ايمان آوردهايد كافريم.
اين آيه شريفه نيز سرانجام تكبّر و غرور و خود برتر بينى را كفر به پيامبران بيان مىكند.
مطلب مذكور، در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز به چشم مىخورد؛ تكبّر برخى از مشركين باعث شد كه نه تنها به آئين آن حضرت ايمان نياوردند بلكه حاضر نمىشدند سخنان آن حضرت را بشنوند. عدّهاى از متكبّران لجوجِ عنود، نه تنها دستهايشان را در گوش فرو مىكردند، بلكه علاوه بر آن لباسها را نيز بر سر مىكشيدند! تا مبادا سخنى از سخنان فرستاده خدا در گوششان فرو رود. [٢]
[١]. سوره هود، آيه ٩١.
[٢]. آيه شريفه هفتم سوره هود ناظر بر همين مطلب است.