والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - مُدارات حضرت نوح و حضرت يونس!
وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
يونس از رسولان (ما) است.
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
بخاطر بياور زمانى را كه به سوى كشتى پر (از جمعيّت و بار) فرار كرد.
تعبير به «أبق» تعبير ظريفى است، زيرا «آبق» به بردهاى گفته مىشود كه از دست مولا و مالك خود فرار كرده باشد. و از آنجا كه حضرت يونس كمى عجله كرد، و (مثلًا) يكى دو ساعت زودتر از موعد، محلّ مأموريّت را ترك گفت، خداوند او را بنده فرارى (از مولايش) معرّفى كرده، و با اين تعبير، به اين كار حضرت يونس اعتراض فرموده، و نارضايتى خويش را از آن اعلام مىدارد. زيرا اگر حضرت يونس عجله نمىكرد، و تا آخرين لحظات در آنجا درنگ مىكرد، قومش به دست او هدايت مىشدند. همانگونه كه وقتى نشانههاى عذاب را ديدند، عالِمى كه در بين آنها بود از آنها خواست كه دستجمعى به درگاه خداوند توبه كنند، تا عذاب الهى بر طرف گردد.
آنها به پيشنهاد آن عالِم عمل كردند و شروع به توبه و انابه و ابراز پشيمانى نمودند؛ و خداوند هم توبه آنها را پذيرفت و عذاب را مرتفع ساخت. بدين وسيله هدايت و نجات قوم يونس به نام آن عالم ثبت شد، در حالى كه اگر حضرت يونس عجله نمىكرد به نام او نوشته مىشد.
به هر حال، يونسِ پيامبر سوار بر آن كشتى پر از مسافر و بار شد، تا از محلّ نزول عذاب دور شود.
هم حضرت يونس سوار بر كشتى شد و هم حضرت نوح، امّا اين كجا و آن كجا! آن كشتى نجات و رحمت، و اين كشتى مجازات و كيفر!
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ
و با آنها قرعه افكند، و (قرعه به نام او افتاد و) مغلوب شد.