والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - نمونهاى از تواضع على عليه السلام
حضرت على عليه السلام شخصاً در دل شب «أنبان نان» را به دوش مىكشيد، و بدون كمك گرفتن از كسى، حتّى غلامش، درِ خانه تك تك مستمندان كوفه را مىزد، و به آنها غذا مىداد. [١]
در مورد حضرت امام سجّاد عليه السلام نيز اين مطلب نقل شده است؛ به گونهاى كه آثار بند أنبان حتّى پس از مرگ بر روى شانههاى آن حضرت باقى مانده بود. بعضى از ياران آن حضرت، از فرزند برومندش امام باقر عليه السلام پرسيدند: آيا اين آثار زخم با گذشت چهل سال از واقعه كربلا هنوز التيام نيافته است؟ حضرت پاسخ دادند: اين اثر مربوط به آن زمان نيست، بلكه مربوط به بند انبان غذا است كه آن حضرت شبانه بر دوش مىكشيد و بين فقرا و مستمندان و يتيمان تقسيم مىكرد. [٢]
در حالات امام صادق عليه السلام نيز اين مطلب ديده مىشود؛ حتّى گاهى از اوقات كه اصحاب آن حضرت متوجّه مىشدند و در خواست مىكردند اين مأموريت به آنها واگذار گردد، آن حضرت امتناع مىكرد و مىفرمود: شما مىتوانيد همراه من باشيد، ولى من بايد خود انبان غذا را بر دوش گيرم، و آن را بين مساكين و ايتام تقسيم نمايم! [٣]
اينها همه نشانه عمل خالصانه و تواضع آن بزرگواران، و سرمشق جاودانهاى براى پيروان آن عزيزان است! امام هشتم عليه السلام به هنگام ولايتعهدى كه ظاهراً در اوج قدرت بود و همه چيز برايش فراهم، هنگامى كه سفره غذا پهن مىشد تا زمانى كه همه خدمتكاران بر سر سفره نمىنشستند، دست به سوى غذا دراز نمىكرد. [٤]
نتيجه اين كه، بايد تواضع را تمرين و ممارست كرد، تا كم كم به آن آراسته گرديد.
[١]. ملحقات الاحقاق، جلد ٨، صفحه ٥٨٠.
[٢]. منتهىالآمال، جلد دوم، صفحه ٥.
[٣]. منتهىالآمال، جلد دوم، صفحه ٨٥.
[٤]. منتهى الآمال، جلد دوم، صفحه ١٧٦.