والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - عبادالرّحمن كيانند؟
اگر دو آيه فوق را كنار هم بگذاريم، نتيجه جالبى مىگيريم:
«انسانهايى كه ويژگيهاى عبادالرّحمن را دارند همطراز فرشتگان خدا هستند»
خوشا به حال كسانى كه بتوانند با پياده كردن اين ويژگيها در روح و جان خويش، در صفّ فرشتگان پروردگار قرار گيرند.
٢- براى پى بردن به مفهوم عبادالرّحمن، درك معناى عبوديّت و بندگى لازم است.
و چه كسى بهتر از بندگان واقعى خداوند و كسانى كه عبوديّت و بندگى را با تمام وجود لمس كردهاند، مىتوانند به تفسير اين واژه بپردازند!؟
بدين جهت به امامان معصوم روى مىآوريم، و از آنها تفسير اين كلمه را مىخواهيم.
امام صادق عليه السلام- عبد واقعى خداوند- در حديث جالبى به اين پرسش پاسخ مىدهد؛ حضرتش طبق اين روايت بندگى و عبوديّت را چنين تفسير مىكند:
الف- «أَنْ لَايَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِيمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ مُلْكاً لِانَّ الْعَبِيدَ لايَكُونُ لَهُمْ مُلْكٌ يَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ يَضَعُونَهُ حَيْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعالى بِهِ؛ (اوّلين نشانه عبوديّت و بندگى آن است كه) بنده در آنچه خداوند به او عطا فرموده است، خود را مالك چيزى نداند (و همواره مترنّم به اين شعر باشد: در حقيقت مالك اصلى خداست* اين امانت چند روزى نزد ماست- و آن را باور كند) زيرا بندگان [واقعى خداوند] مالك چيزى نيستند، مال را متعلق به خداوند مىدانند، و از آن در همان راهى كه خداوند دستور داده استفاده مىكنند.»
ب- «وَ لَايُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِيراً؛ (دومين علامت بندگى آن است كه:) بنده خود را مدبّر خويش نداند (بلكه تنها تدبير كننده امورش را خداوند عالم و قادر بداند و باور كند كه همه چيز به دست با قدرت او است).»
ج- «وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعالى بِهِ وَ نَهاهُ عَنْهُ؛ (نشانه سوم آن است كه:) تمام عمرش مشغول اطاعت اوامر و نواهى پروردگارش باشد (و بجز او، دل مشغولى ديگرى نداشته باشد).»