والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - نمونهاى ديگر از آيات اعتدال در انفاق
به اين آيات توجّه كنيد:
وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لَاتُبَذِّرْ تَبْذِيرًا
و حقّ نزديكان را بپرداز، و (همچنين حقّ) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذير مكن!
در اين آيه شريفه، علاوه بر مشخّص كردن كسانى كه بايد به آنها كمك بشود، از كلمه «حق» استفاده شده است. يعنى آنچه به آنها كمك مىشود حقّ آنهاست، و آنان اين كمكها را از شما طلبكارند. حقّ آنها را پرداخت كن، و در عين حال گرفتار اسراف و تبذير مشو.
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ كَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا
(تبذير مكن) چرا كه تبذير كنندگان، برادران شياطينند؛ و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود!
اين آيه در حقيقت استدلالى است بر آيه قبل، و در مقام بيان دليل حرمت تبذير و اسراف مىباشد.
سؤال: چرا اسرافكاران برادران شياطين شمرده شدهاند؟
پاسخ: زيرا همانگونه كه شيطان در زمين فساد مىكند، اسراف كنندگان نيز به فساد مشغول هستند. آيا اسراف و تبذير و كفران نعمتهاى الهى، فساد شمرده نمىشود!
آيا اين مفاسد، سرچشمه مفاسد و بحرانهاى اجمتاعى نمىگردد!
آيا مراسم جشنهاى آن چنانى، و حتّى ريخت و پاشهاى حيرت آور در مراسم فاتحه، كه بايد باعث عبرت ديگران باشد، مفاسدى به دنبال نخواهد داشت!
آيا سمينارها و كنگرههايى كه هيچ دردى از دين و دنياى مردم حل نمىكند، و اسراف و تبذير در آن موج مىزند، و در جلو چشمان انسانهاى فقير و گرسنه و بىچپز برگزار مىگردد، بحران آفرين نيست!
يكى از مسؤولين دانشگاهها مىگفت: جنبشهاى دانشجويى و اعتراضات