والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - نمونهاى ديگر از آيات اعتدال در انفاق
خيابانى آنها، هميشه عامل سياسى ندارد؛ بلكه گاهى از اوقات، عوامل اقتصادى خالق آن است، زيرا دانشجويانى كه براى تأمينِ پولِ فيشِ غذاىِ دولتى، كه غالباً مبلغ ناچيزى است، مشكل دارند، وقتى آن اسرافها و تبذيرها، و مجالس آنچنانى، و سمينارها و گردهمآيىهاى كذايى را مىبينند، عقدهاى مىشوند و در جستجوى بهانهاى هستند، تا با كوچكترين جرقّه عقده گشايى كنند! اينها همه مفاسد اسراف و تبذير است.
بنابراين، وجه مشترك و نقطه اشتراك اسراف كنندگان و شياطين، گسترش فساد در جامعه است.
وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً
و هر گاه از آنان [/ مستمندان] روى برتابى و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشايشى در كارت پديد آيد و به آنها كمك كنى) با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو!
اين آيه شريفه، نوع برخورد با مستمند رابه هنگامى كه دست انسان خالى است بيان مىكند. اگر قادر بر برطرف كردن نياز مادّى و جسمى او نيستى، با محبّت و اظهار لطف و اعتذار روح او را سيراب كن و با كلامى نرم و دلنشين عذرخواهى نما.
خداوند بخشايشگر در آيه اوّل از تبذير نهى كرد، و در آيه دوم نوع برخورد با مستمند را بيان داشت، و در آيه بعد، از اسراف و اقتار نهى مىكند و مىفرمايد:
وَ لَاتَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَ لَاتَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسوُراً
هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و انفاق و بخشش را ترك منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى. كه مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرو مانى.
اين آيه شريفه بيانگر همان مطلبى است كه در آيه ٦٧ سوره فرقان آمده، و محلّ بحث ماست. به شأن نزول آن توجّه كنيد: