والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - بهشت و جهنّم آفريده شده است
فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ [١]
جهاد درى از درهاى بهشت است، كه خداوند آن را به بندگان خاص و ويژهاش اختصاص داده است.
معنى اين جمله اين است كه اوّلًا بهشت اكنون موجود است، و ثانياً يكى از درهاى بهشت را، پيكار مجاهدان در راه خداوند، مىسازد.
٢- در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخونيم:
إِنَّ لِجَهَنَّمَ بَاباً لَايَدْخُلُهَا إِلَّا مَنْ شَفَا غَيْظَهُ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ تَعَالَى [٢]
جهنّم را درى است كه كسى از آن وارد نمىشود مگر آن كه با معصيت خدا خشم خود را فرو نشانده است.
برخى انسانها هنگامى كه عصبانى مىشوند، براى آرام كردن خويش، به سراغ گناه مىروند! مثلًا فحّاشى مىكنند! يا شروع به ناشكرى و ناسپاسى مىنمايند! يا با آزار و اذيّت ديگران عصبانيّت خود را از بين مىبرند! يا با توهين و تحقيرِ انسانهاى محترم، خود را آرام مىنمايند! و يا گناهانى از اين قبيل، انجام مىدهند. يكى از درهاى جهنّم مخصوص و محصول كار اين افراد است. غضب چنين افراد، درى براى جهنّم مىسازد، كه آنها از آن در وارد جهنّم مىشوند. يكى از راههاى آزمايش شخصيّت واقعى افراد، مطالعه حالت آنها در حال خشم و غضب و عصبانيّت است؛ هر گاه در چنين حالتى از مسير الهى منحرف شود، و به هيچ وجه مالك زبانش نباشد، و به قول معروف چشمانش را ببندد و دهانش را باز كند و هر چه توانست بگويد، چنين انسانى، آدم بىشخصيّت و كمظرفيّت است. ولى چنانچه كظم غيظ كرد، و خشم خود را بدون انحراف از مسير رضاى الهى فرو نشاند، انسان ممتاز و با شخصيّت به شمار مىرود.
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٢٧.
[٢]. ميزان الحكمة، باب ٦٢١، حديث ٣٠٦٥.