والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩ - برخورد با لغو در آيات ديگر
گرائى باشيم و نه در مجالس اهل لغو و باطل شركت كنيم.
گاه عدّهاى در يك ميهمانى جمع مىشوند و ساعتها به اصطلاح با هم خوش و بش مىكنند و سخنان بيهوده مىگويند كه نه به درد دنياى آنها مىخورد و نه نتيجهاى براى آخرتشان دارد. مجالسى كه متأسّفانه در عصر و زمان ما بسيار رواج پيدا كرده است؛ امّا بندگان خاصّ خدا در چنين مجالسى شركت نمىكنند؛ مخصوصاً اگر انسان به فرمايش حضرت على عليه السلام توجّه كند كه فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ؛ [١] نفسهاى انسان گامهاى او به سوى مرگ محسوب مىشود.» و باور كند با هر نفسى كه مىكشد يك قدم به مرگ نزديكتر مىشود، و مقدارى از سرمايه محدود عمرش از كف مىرود، ضرورت پرهيز از لغو گويى و بيهوده گرايى و پرهيز از مجالس بيهوده را بهتر و بيشتر احساس مىكند. راستى با از دست دادن تدريجى اين سرمايه، چه چيز به دست آوردهايم؟! مبادا مصداق اين شعر شويم و مترنّم به اين بيت گرديم:
|
سرمايه زكف رفت و تجارت ننموديم |
جز حسرت و اندوه متاعى نخريديم |