والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - ب- رأفت و رحمت اسلامى در روايات
«براى بقاء نسل بايد ازدواج كرد و فرزندانى به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتيهاى آن را تحمّل كرد» يا بگويد: «چون در پيرى و ناتوانى عصاى دستى لازم دارم و كسى را مىخواهم كه مرا كمك كند و حمايتم نمايد، پس بناچار بايد ازدواج كنم و فرزندانى داشته باشم.»
اگر واقعاً انگيزه انسان اين امور بود، از هر ١٠٠ نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمّل سختيها و ناكاميها و مشكلات فراوان زندگى مشترك و بچّه دار شدن مىشدند؟ فكر نمىكنيم بيش از ١٠ نفر آنها حاضر به چنين كارى مىشدند.
امّا جاذبه جنسى و عشق و محبّت، انسانها را به سمت ازدواج- با همه مشكلاتش- سوق مىدهد؛ به گونهاى كه آنها عاشقانه تمام سختيها را به جان مىخرند؛ بلكه تمام عمرشان را به پاى فرزندشان مىريزند تا نوزادشان كمكم بزرگ شود و راه رفتن بياموزد، و سخن بگويد. آرى، انگيزه عشق و محبّت اين قدرت و قوّت عجيب و خيره كننده را دارد.
همين مطلب در مورد برنامههاى دينى نيز صادق است و لهذا در روايات فوق بر عشق و محبّت تأكيد شده، نه بر راه پرسنگلاخ برهان منطقى و استدلالهاى عقلى، تا آدمى زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدى خود به خود به سوى اطاعت الهى گام برمىدارى، و مشكلات آن را به جان مىخرى. اگر عاشق امام زمان شدى اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منكرات، كارى بس آسان خواهد بود. آرى، عشق و محبّت كارها را سهل مىكند. آيا دين و آئينى كه انگيزه حركت پيروانش محبّت و عشق است، و تمام دينش را محبّت و عشق معرفى مىكند، آئين خشونت است؟!
٣- رحمت و رأفت اسلامى بقدرى وسيع و فراگير است كه در ميدان جنگ نيز بروز و ظهور دارد؛ يعنى، اسلام آن قدر به محبّت و عطوفت و رحمت اهمّيّت مىدهد كه حتّى در كانون خشونت و تندى، پيروانش را نسبت به آن سفارش مىكند! بدين جهت در رواياتى كه پيرامون آداب جنگ بحث مىكند، نكات جالبى در اين زمينه به