شيعه پاسخ مى گويد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - ٨- شهادت تاريخ
را بگيريد. او را گرفتند و به خانه عثمان آوردند. آن قدر او را زد كه بيهوش شد، بعد او را به خانه امّ سلمه (همسر پيامبر) آوردند، او همچنان بيهوش بود كه نماز ظهر و عصر و مغرب او از دست رفت، هنگامى كه به هوش آمد، وضو گرفت و نماز خواند و گفت: اين نخستين بار نيست كه ما به خاطر خدا مورد ايذا و آزار واقع مىشويم. [١] (اشاره به داستانهايى است كه در عصر جاهليّت با كفّار داشت).
ما هرگز مايل نيستيم اينگونه حوادث ناگوار تاريخ اسلام را نقل كنيم، (ترسم آزرده شوى ورنه سخن بسيار است!) و اگر اصرار برادران در تقديس همه صحابه و همه كارهاى آنها نبود، شايد نقل اين مقدار هم مصلحت نبود.
حال، سؤال اين است كه آيا فحّاشى و اذيّت و آزار جسمانى درباره سه نفر از پاكترين صحابه (سعد بن معاذ و عبد الله بن مسعود و عمّار ياسر) قابل توجيه است، آن قدر يك صحابى بزرگ را بزنند كه دندهاش بشكند، و ديگرى را بزنند تا بيهوش شود و نماز او از دست برود؟
آيا اين شواهد تاريخى كه نمونههاى آن كم نيست، به ما اجازه مىدهد كه چشم بر حقايق ببنديم و بگوييم همه صحابه خوب بودند و تمام اعمالشان صحيح بود، و سپاهى به نام «سپاه صحابه» تشكيل
[١]. انساب الاشراف، جلد ٦، صفحه ١٦١.