شيعه پاسخ مى گويد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - الف) رواياتى كه در منابع اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده و آنها عموماً و متّفقاً مسح بر كفش را نفى مىكنند
امير مؤمنان (عليه السلام) نقل مىكند كه فرمود:
«إنّا اهْلُ بَيْت ... لَا نَمْسَحُ عَلَى الخُفَّيْنِ فَمَنْ كَانَ مِنْ شِيعَتِنَا فَلْيَقْتَدِ بِنَا وَ لْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِنَا
؛ ما خاندانى هستيم كه روى كفش مسح نمىكنيم، هر كس از پيروان ماست به ما اقتدا كند و سنّت ما را بپذيرد». [١]
٣- در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) تعبير عجيبى نقل شده كه فرمود:
«مَنْ مَسَحَ عَلَى الخُفَّيْنِ فَقَدْ خَالَفَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ كِتَابَهُ وَ وُضُوؤُهُ لَمْ يَتُمَّ وَ صَلَاتُهُ غَيْرُ مُجْزِيَة
؛ كسى كه بر كفش مسح كند مخالفت با خدا و پيغمبر (صلى الله عليه و آله) و قرآن مجيد كرده و وضويش تمام نيست و نمازش مجزى نمىباشد». [٢]
با توجّه به رواياتى كه از على (عليه السلام) درباره عدم جواز مسح بر كفشها رسيده به ياد سخنى از فخر رازى مىافتيم كه در مورد مسأله جهر و اخفات در بسم الله، با توجّه به اين كه گروهى آهسته خواندن بسم الله را لازم مىدانستند و امير مؤمنان على (عليه السلام) جهر را لازم مىشمرد، چنين مىگويد: «من اتخذ علياً إماماً لدينه فقد استمسك بالعروة الوثقى فى دينه و نفسه؛ هرگاه كسى على (عليه السلام) را پيشواى دين خود قرار دهد به دستگيره محكمى در دين و نفس خود دست زده است». [٣]
ولى با اين حال به سراغ روايات ديگر مىرويم.
[١]. من لا يحضره الفقيه، جلد ٤، صفحه ٤١٥.
[٢]. وسائل الشيعة، جلد ١، صفحه ٢٧٩.
[٣]. تفسير كبير فخر رازى، جلد ١، صفحه ٢٠٧.