شيعه پاسخ مى گويد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - بهترين راه حل
از همه اينها گذشته مباح بودن متعه در عصر پيامبر (صلى الله عليه و آله) حتماً به خاطر ضرورتى بوده و اين ضرورت در اعصار ديگر نيز حاصل مىشود، به خصوص در عصر ما به طور شديدتر، در مورد بعضى از جوانان يا مسافران بلاد غرب در سفرهاى طولانى وجود دارد، پس چرا حرام باشد؟
در آن زمان اين همه عوامل تحريك در محيط اسلامى وجود نداشت، زنان بىحجاب يا بدحجاب، فيلمها و برنامههاى بدآموز، تلويزيون و اينترنت و ماهوارهها، و مجالس فسادانگيز، مطبوعات فاسد و مفسد كه دامن بسيارى از جوانان را مىگيرد، مفهومى نداشت.
آيا در آن عصر متعه به عنوان يك ضرورت مجاز شمرده شده سپس از آن تا ابد نهى شده است؟ آيا اين سخن قابل قبول است؟
از همه اينها كه بگذريم و فرض را بر اين بگيريم كه جمع كثيرى از فقهاى اسلام آن را حرام مىدانند، ولى گروهى نيز آن را مجاز شمردهاند و مسأله اختلافى است، پس با اين حال سزاوار نيست طرفداران حلال بودن، مخالفان خود را متّهم به عدم پايبندى به احكام دين كنند و يا طرفداران حرمت، خداى ناكرده و العياذ بالله طرفداران اباحه متعه را، طرفدار زنا بدانند، پاسخ خدا را در قيامت چه مىدهند؟! بنابراين حدّ اكثر، يك اختلاف در اجتهاد است.
فخر رازى با تعصّب خاصّى كه در اين گونه مسائل دارد، در تفسير