دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ
 
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص

دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٤٠٧

زيارت دهم

٣٢٣٩.المزار الكبير [١] : روى آوردن به مرقد ابا عبد اللّه الحسين ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ و شرط هاى آن : چون از كوفه يا جز آن ، بيرون آمدى و يا از خانه ات و يا هر جاى ديگرى ، به سوى مرقد حسين بن على ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ ، روى آوردى ، بر همان سنّت هايى (آدابى) باش كه چگونگى اش را پيش تر آورديم ، مانند : سكوت كردن ، جز براى ذكر خداى متعال و ديگر سخن هاى پسنديده ، و دورى از بازى و سرگرمى ، و خوراك و نوشيدنى هاى لذيذ ، و بسنده كردن به قوت لا يموت . . . . ورود به كربلا و جايگاه فرود آمدن و غسل : هنگامى كه به خواست خدا ، وارد سرزمين كربلا شدى ، در ساحل نهر عَلقَمه فرود بيا و سپس ، لباس سفرت را بكَن و در آن جا غسل مستحبّى زيارت كن و در دل ، چنين نيّت كن : «غسل مستحبّى زيارت حسين عليه السلام مى كنم ، براى نزديكى به خدا» و نيّت ، هم زمان با غسل باشد و هنگام غسل بگو : به نام و يارى خدا و در راه خدا و بر آيين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله . خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و دلم را پاك ، عملم را پاكيزه ، و ديده ام را روشن كن و اين غسل مرا ، پاك كننده ، نگهبان و شفا از هر درد و بيمارى و آفت و آسيب و شرّ هر چيزى كه از آن مى ترسم ، قرار ده ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا از همه گناهان ، پاك كن ، و نيز از همه زشتكارى ها و خطاها ، و پيكر و دلم را از هر آفتى كه به دينم آسيب مى رساند ، پاكيزه گردان و عملم را خالص براى خودت قرار ده ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و او را گواه روزِ نياز و فقر و بينوايى ام قرار ده ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . سوره قدر را نيز بخوان . چون از غسل فارغ شدى ، لباس هاى پاكيزه ات را به تن كن و به مرقد ـ كه بر مدفونش سلام ـ ، روى بياور ، با آرامش و وقار و پابرهنه ، [٢] فروتن و خوار ، در حالى كه «تكبير» و «تحميد» و «تسبيح» مى گويى و استغفار مى كنى و بر محمّد و خاندان پاكش ، فراوانْ درود مى فرستى . باب ورود به مرقد : هنگامى كه به درگاهش رسيدى ، بِايست و چهار بار «تكبير» بگو و سپس بگو : خدايا ! اين ، جايگاهى است كه مرا به آن ، بزرگ داشتى و شرافت بخشيدى . خدايا ! آنچه را به آن رغبت داشتم ، به من عطا كن ، بر پايه حقيقت ايمانم به تو و به پيامبرت ـ كه درود بر او باد ـ . سپس ، پاى راستت را پيش از پاى چپت ، به درون مى گذارى و مى گويى : به نام و يارى خدا و در راه خدا و بر آيين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله . خدايا ! مرا در جايگاهى مباركْ جاى ده ، كه تو ، بهترين جاى دهندگانى . آن گاه ، مى روى تا داخل صحن شوى و چون داخل شدى ، چهار «تكبير» بگو و به قبله ، رو كن و دستانت را بالا ببر و بگو : خدايا ! من به تو ، روى آوردم و به سوى تو ، بيرون آمدم و بر تو ، ميهمان شده ام و به سوى خير تو ، دست يازيده ام و با زيارت محبوب حبيبت ، به تو تقرّب جسته ام . خدايا ! به دليل بدى من ، خيرت را از من ، دريغ مكن ، خدايا ! گناهانم را بيامرز و زشتكارى هايم را بپوشان و خطاهايم را بزُداى و نيكى هايم را بپذير . سپس سوره «حمد» و «معوّذتين (دو سوره آخر قرآن ) » ، « قل هو اللّه أحد » ، « انّا أنزلناه » ، آية الكرسى و آخر سوره «حشر» : « اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى فرستاديم ، بى ترديد ، آن را از ترس خدا ، خاشع و شكافته مى ديدى و اين مثال ها را براى مردم مى زنيم ، شايد بينديشند . اوست خدايى كه جز او معبودى نيست ، داناىِ نهان و آشكار است . او ، بخشنده و مهربان است . او خدايى است كه جز او معبودى نيست ؛ فرمان روا ، پاك ، سلامت ، ايمنى بخش ، چيره ، عزّتمند ، بزرگ و صاحب عظمت است . منزّه است خداوند ، از آنچه شريكش قرار مى دهند . اوست خداوندِ آفريدگار هستى بخش و صورتگر . نيكوترينِ نام ها از آنِ اوست و همه آنچه در آسمان ها و زمين است ، تسبيحگوى اوست ، و اوست عزّتمند حكيم » را مى خوانى . و دو ركعت نماز تحيّت مرقد را مى خوانى ، با اين نيّت كه در دل خود مى گذرانى : «دو ركعت ، نماز مستحبّى مرقد براى نزديكى به خدا مى خوانم» . و چون نماز را به پايان بردى و تسبيح گفتى ، بگو : ستايش ، ويژه خداى يگانه در همه امور است ؛ آفريدگار خلق كه هيچ چيزى از اُمورشان از او پنهان نمى مانَد ؛ دانا به هر چيز ، بدون آموزش . درودهاى خدا و درودهاى فرشتگان ، پيامبران ، فرستادگان و همه آفريده هايش ، و سلام او و سلام همه خلقش ، بر محمّد مصطفى و خاندانش ! ستايش ، ويژه خدايى است كه با نعمت او ، اعمال شايسته ، كامل مى شوند . ستايش ، ويژه خدايى است كه بر من ، نعمت بخشيد و فضيلت محمّد و خاندانش را به من شناسانْد . درود خدا بر او و ايشان و نيز رحمت و بركات او نثارشان باد ! خدايا ! تو بهترين كسى هستى كه مردمان ، به سوى او آمده اند و بارها به سوى او بسته شده است و تو ـ اى سَرور من ـ ، بهترين كسى هستى كه به سويش مى آيند و زيارتش مى كنند ، و براى هر آن كه مى آيد ، رهاوردى نهاده اى . رهاورد مرا از زيارت قبر وليّت و فرزند دختر پيامبرت و حجّت بر خلقت ، رهايى من از آتش [ دوزخ ] ، قرار ده . خدايا ! بر محمّد و خاندانش ، درود فرست و عملم را بپذير و كوششم را مشكور بدار و بر حركتم از [ نزد ]خانواده ام ، رحم كن ، بى آن كه ـ خدايا ـ منّتى بر تو داشته باشم ؛ بلكه تو بر من منّت دارى كه راهى به سوى زيارت وليّت براى من ، قرار دادى و فضيلت او را به من شناساندى و مرا حفظ كردى تا به آن رساندى . خدايا ! من ، نزد تو آمده ام و تو را آرزو كرده ام . آرزويم را بر باد مده و اميدم را نااميد مكن و اين حركتم را ، كفّاره گناهان پيشين من ، قرار ده و نيز رضايتى كه با آن ، نيكى هايم را دوچندان كنى ، و سبب دستيابى به مطلوب هايم ، و راهى براى بر آورده شدن حاجت هايم ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و كوششم را مشكور دار و گناهم را آمرزيده و عملم را پذيرفته و دعايم را مستجاب دار ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . خدايا ! من ، تو را خواسته ام . تو هم مرا بخواه . به تو روى آورده ام . از من ، روى مگردان . تو را قصد كرده ام . از من ، بپذير ، و اگر از من ناخشنودى ، از من راضى شو . بر گريه و زارى ام به درگاه تو ، رحم كن و مرا ناكام مگردان . باب سخن گفتن به هنگام ديدن قبر : سپس مى روى تا قبر را مى بينى . هنگامى كه آن را ديدى ، چهار «تكبير» بگو و رو به روى آن ، در حالى كه قبله را پشت سر گرفته اى ، بگو : خدايا ! تو سلامى و سلام ، از توست و سلام ، به تو باز مى گردد ، اى داراى شُكوه و جلال ! سلام بر پيامبر خدا ، امين خدا بر وحى و كارهاى بزرگش ، پايان دهنده گذشته و گشاينده آينده ، و بر همه اينها ، چيره ! بر او سلام و رحمت و بركات خدا باد ! سلام بر امير مؤمنان ، بنده خدا و برادر پيامبرش ، رامردِ بزرگ ، جدا كننده سِترگ [ حق از باطل ] ، سَرور مسلمانان ، پيشواى پرهيزگاران ، رهبر روسِپيدان ! سلام بر حسن و حسين ، دو سَرور جوانان بهشتى ، از ميان همه مردم ! سلام بر پيشوايان ره يافته راه هدايت ! سلام بر طاهره صدّيقه ، فاطمه ، سَرور زنان جهانيان ! سلام بر فرشتگان فرود آينده خدا ! سلام بر فرشتگان صف كشيده خدا ! سلام بر فرشتگان نشاندار خدا ! سلام بر فرشتگان زائر [ حسين عليه السلام ] ! سلام بر فرشتگانى كه به اذن خدا در اين مرقد شريف ، اقامت گُزيده اند ! باب سخن گفتن هنگام ايستادن بر سر قبر : آن گاه ، برو تا بر [ سر ] قبر بِايستى . هنگامى كه ايستادى ، به مقدار و شكل معمول ، رو به آن باش و بگو : سلام بر تو ، اى وارث آدم ، برگزيده خدا ! سلام بر تو ، اى وارث نوح ، پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى وارث ابراهيم ، دوست خدا ! سلام بر تو ، اى وارث موسى ، هم سخن خدا ! سلام بر تو ، اى وارث عيسى ، روح خدا ! سلام بر تو ، اى وارث محمّد ، حبيب خدا ! سلام بر تو ، اى وارث وصىّ پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى وارث حسنِ پسنديده ! سلام بر تو ، اى شهيد راستين ! سلام بر تو ، اى وصىّ نيكوكار پرهيزگار ! سلام بر تو و بر روح هايى كه گِرداگردِ تو جاى گرفته اند و در كنار تو بنشسته اند ! سلام بر فرشتگان خدا كه گرداگردِ تو هستند ! گواهى مى دهم كه تو ، نماز بر پا داشتى و زكات پرداختى و امر به معروف و نهى از منكر كردى و كتاب خدا را آن گونه كه بايد ، تلاوت كردى و در راه خدا ، آن گونه كه بايد ، جهاد كردى و بر آزار در كنار آن ، شكيب ورزيدى و مخلصانه ، عبادت كردى تا اَجَلت در رسيد . خدا ، لعنت كند امّتى را كه به تو ، ستم كردند ، و امّتى را كه با تو جنگيدند ، و امّتى را كه تو را كُشتند و امّتى را كه ضدّ تو [ دشمنانت را ] يارى دادند ، و امّتى را كه تو را وا نهادند ، و امّتى را كه تو را دعوت كردند و آن گاه ، اجابتت نكردند ، و امّتى را كه خبر اين به آنها رسيد و به آن ، خشنود شدند . خدا ، آنان را به طبقه پست دوزخ ، بپيوندد ! خدايا ! كسانى را كه پيامبرانت را تكذيب كردند و كعبه ات را ويران ساختند و حَرَمت را حلال شمردند و در مسجد الحرام ، الحاد ورزيدند و كتابت را تحريف كردند و خون خاندان پيامبرت را ريختند و تباهى را در زمينت ، آشكار ساختند و بندگان مؤمنت را خوار نمودند ، لعنت كن ! خدايا ! عذاب دردناك را بر ايشان ، دوچندان كن و مرا ميان دوستان برگزيده ات ، نيك نام گردان و مرقدهايشان را محبوبِ من كن . مرا به آنان بپيوند و مرا همراه آنان ، در دنيا و آخرت ، قرار ده ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس ، دست چپت را بر قبر مى گذارى و با دست راستت ، اشاره مى كنى و مى گويى : سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! اگر نتوانستم با دستم ، تو را يارى دهم ، اين منم كه اكنون براى عرضه يارى ام نزد تو آمده ام . گوش و ديده ام ، پيكر و انديشه و خواستم ، تو را اجابت كرده اند و در برابر تو و جانشينان ماندگارت پس از تو ، و راه نمايان به سوى خدا از نسل تو ، تسليم اند . يارى ام ، برايتان آماده است تا خداوند ، حكم كند ، كه او بهترينِ حكم كنندگان است . سپس ، دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو : خدايا ! گواهى مى دهم كه اين قبر ، قبر حبيب تو و برگزيده خلق توست ؛ كامياب به كرامتت كه با شهادت ، بزرگش داشتى و ميراث پيامبران را به او عطاى كردى و او را حجّت بر خلق خود ، قرار دادى كه در تبليغ و فراخوانى ، جاى عذرى باقى ننهاد و خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از گم راهى و نابخردى بِرَهاند و از كوردلى و شك و دودلى ، به درگاه هدايت و ره يافتگى در آورد . و تو ـ اى سَرور من ـ ، از بالاترين ديدگاه ، مى بينى و ديده نمى شوى و كسانى از خلقت ، كه فريفته دنيا شدند ، بدون فرمانى از سوى تو ، بر ضدّ او يارى دادند و آخرتشان را به پايين ترين بها ، فروختند و تو و پيامبرت صلى الله عليه و آله را ناخشنود كردند و از بندگان منافق و تفرقه افكن و بر دوش كِشندگان گناه و سزامندان آتش ، اطاعت كردند . خدايا ! آنان را به شدّت ، لعنت كن و عذابى دردناك به آنها بچشان . آن گاه ، دست چپت را پايين بياور و با دست راستت ، به قبر اشاره كن و بگو : سلام بر تو ، اى وارث پيامبران ! سلام بر تو ، اى وصىّ وصيّان ! سلام بر تو و بر خاندانت و بر نسل تو كه خداوند به آنان ، حجّت هاى رسا و نور و راه راست را عطاى ويژه داد . پدر و مادرم فدايت ! چه قدر مصيبت تو نزد خداوند ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو نزد پيامبر خدا ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو نزد پيامبران خدا ، بزرگ و سنگين است ! چه قدر مصيبت تو بويژه نزد پيروانت ، بزرگ و سنگين است ! پدر و مادرم فدايت باد ، اى فرزند پيامبر خدا ! گواهى مى دهم كه تو ، نورى در تاريكى ها بودى و گواهى مى دهم كه تو ، حجّت و امين خدا و خزانه دار دانش او و وصىّ پيامبرش بودى . گواهى مى دهم كه تو ، [ پيام خدا را ] رساندى و خيرخواهى نمودى و بر آزار ديدن در راهش ، شكيب ورزيدى . و گواهى مى دهم كه تو ، كُشته شدى و محروم گشتى و حقّت غصب گرديد و مظلوم واقع شدى . گواهى مى دهم كه تو را انكار كردند و در حقّت ، ستم كردند و براى خودِ خدا شكيبايى كردى ، و تكذيب شدى و از حقّت رانده شدى . به تو بدى شد و تو ، تحمّل كردى . و گواهى مى دهم كه تو ، امام ره يافته راه نمايى . ره نمودى و به حق ، قيام كردى و به آن ، عمل نمودى . گواهى مى دهم كه اطاعت از تو ، واجب است و سخنت ، راست و دعوتت ، حق است . به سوى حق خواندى و با حكمت و اندرز نيكو ، به راه خدايت ، فرا خواندى ؛ امّا پاسخت را ندادند . به اطاعت از خدا ، فرمان دادى ؛ امّا اطاعتت نكردند . گواهى مى دهم كه تو ، از ستون هاى دين و عمود آن هستى ، و پايه زمين و ستون آن هستى . گواهى مى دهم كه تو و امامان از خاندانت ، گُل واژه پرهيزگارى ، درِ هدايت ، رشته محكم و حجّت بر اهل دنيا هستيد . خدا و فرشتگانش را گواه مى گيرم و نيز پيامبران و فرستادگانش و شما را گواه مى گيرم كه من ، به شما ايمان دارم و پيرو شما هستم ، با تمام وجود و همه اعتقادم و تا فرجام كارهايم و بازگشتم به سوى پروردگارم . و گواهى مى دهم كه تو ، از جانب خدا و پيامبرش ، صادقانه ادا كردى و امانتدارانه سخن گفتى و تلاشگرانه ، براى خدا و پيامبرش ، خيرخواهى كردى و با يقين ، درگذشتى . گم راهى را بر هدايت ، مقدّم نداشتى و از حق به باطل نگراييدى . خداوند ، از جانب پيروانت به تو جزاى خير دهد و چنان درودى بر تو فرستد كه كسى جز او ، آن را شماره نتواند كرد . بر تو سلام و رحمت و بركات خدا باد ! خدايا ! بر او درود مى فرستم ، همان گونه كه تو ، فرشتگان ، پيامبران ، فرستادگانت و نيز امير مؤمنان و امامان ، همگى بر او درود فرستادند ؛ درودى فراوان ، پى در پى و پشت سرِ هم و يكى پس از ديگرى ، در اين جا كه حاضريم و هر گاه كه غايبيم و بر هر حال ؛ درودى بى گُسست و بى پايان ! خدايا ! از جانب من ، درودى فراوان ، همراه سلام به روح و پيكر او برسان ، در اين ساعت و در هر زمان ديگر . به خداى يگانه ، ايمان آورديم و از پيامبر ، پيروى كرديم . ما را همراه گواهان بنويس . سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! نزد تو ـ كه پدر و مادرم فدايت ـ ، براى زيارت ، ميهمان شده ام . به تو و پروردگار تو و خودم ، روى آورده ام تا حاجت هايم را بر آورد و درخواستم را عطا كند . پس نزد او ، شفيع من باش و شفاعتم كن كه براى گريز از گناهانم ، نزد تو آمده ام ، بيزار از زشتكارى هايم و با ايستادنم در اين جا ، اميدوار به رهايى از مجازات پروردگارم و طمعكار به نجات يافتنم از هلاكت به دستِ پروردگارم . مولاى من ! به ميهمانى ات آمده ام ، هنگامى كه دنيادوستان ، از زيارتت روى گردانده اند . به سوى تو بار بسته ام و اشك و ناله ام براى تو ، و اندوهم بر تو ، و گريه و آهم به خاطر تو ، و درود و سلامم بر توست . در صحنِ تو ، بار انداخته ام و از بيم گناهان بزرگم ، به تو و مزارت ، پناه آورده ام و به زيارتت آمده ام . [ از خدا ]پايدارى در هجرت به سوى تو را مى طلبم و يقين دارم كه خداوند ـ كه ثنايش بِشكوه باد ـ به وسيله شما ، اندوه را مى زُدايد و سختى را مى گشايد و به وسيله شما ، ما را از گزند پيشامدهاى روزگار ، دور مى دارد و با شما ، آغاز مى كند و با شما به پايان مى بَرَد ، با شما باران را فرو مى فرستد و با شما رحمت را فرود مى آورد و زمين را از فرو بردن ساكنانش ، نگاه مى دارد و كوه هايش را بر جاى خود ، استوار مى دارد . سَرور من ! براى بر آورده شدن حاجت هايم و آمرزشِ گناهانم ، با تو به سوى پروردگارم روى آورده ام . ميان زائرانت ، مرا ناكام مگذار كه اگر شفاعتم نكنى ، از آن (ناكامى) مى ترسم و از اين كه زائرانت ـ اى مولاى من ـ ، با عطايا و بخشش و خير و پاداش و آمرزش و خشنودى ، باز گردند و من ، دست رد به سينه ام خورده ، با عملى نپذيرفته ، و به خاطر گذشته هايم ، محرومْ باز گردم . اگر اين ، حال من است ، واى بر من كه چه قدر بدبختم و بى بهره از تلاشم ؛ ولى به خدايم ، پيامبرم و به تو ـ اى مولاى من ـ و امامان و سَرورانم از نسل تو ، خوش گمانم كه محروم نمى شوم . پس نزد خدايم ، مرا شفاعت كن تا بهترين عطايى را كه به زائران و ميهمانان تو مى دهد ، به من بدهد و به من ببخشد و گرامى ام بدارد و بهترين دستاوردى را كه به زائران و ميهمانان تو منّت مى نهد ، ارمغان من گردانَد . سپس ، دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو : خدايا ! جايم را مى بينى و سخنم را مى شنوى و جايگاهم و گريه و زارى ام را مى بينى و پناه آوردنم به قبر وليّت و حجّتت و فرزند پيامبرت را مى بينى و ـ اى سَرور من ـ ، حاجت هاى مرا مى دانى و حالم از تو ، پوشيده نيست . اى خدا ! با فرزند پيامبرت ، حجّتت و امينت ، به تو روى كرده ام و با او ، براى نزديكى جستن به تو و پيامبرت آمده ام . مرا با او در دنيا و آخرت ، نزد خودت ، آبرومند و از مقرّبان ، قرار ده و با زيارتم ، آرزويم را عطا كن و آنچه را اميد دارم ، ��ه من ببخش و خواسته و موردِ علاقه ام را به من عنايت كن و حاجت هايم را برايم برآورده گردان و مرا ، نااميد باز مگردان و اميدم را مبُر و دعايم را ناكام مكن و اجابت همه خواسته هاى دينى و دنيايى و آخرتى ام را به من بشناسان و مرا از آن دسته از بندگانت قرار ده كه بلاها و بيمارى ها ، فتنه ها و حادثه ها را از ايشان ، برگرداندى ؛ كسانى كه زندگى شان را در عافيت ، و مرگشان را نيز در عافيت ، قرار مى دهى و با عافيت ، آنها را به بهشت ، در مى آورى و عافيت مندانه ، از آتش ، پناهشان مى دهى . بر من منّت بگذار و مرا به صلاح آنچه در باره خودم ، خانواده ام ، فرزندانم ، برادرانم ، دارايى ام و همه آنچه به آن بر من نعمت داده اى ، موفّق بدار ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس ، خود را بر روى قبر بينداز و بگو : سلام بر تو ، اى حجّت و امين خدا ، جانشين او ميان بندگانش ، خزانه دار علمش و گنجينه رازش ! آنچه را از سوى خدا بِدان فرمان يافته بودى ، رساندى و وفا كردى و كامل نمودى و با يقين ، شهيد و شاهد و مشهود گشتى . درودهاى خدا و رحمت او بر تو باد ! اى مولاى من ! من ، دوستدار تو هستم و در اطاعت تو ، به تو پناهنده ام . استوارگامى را در هجرت به نزد تو و منزلت كامل را در آخرت ، به همراه تو مى طلبم . پدر و مادرم ، خودم ، جان ، مال و فرزندم ، فدايت باد ! با شناخت حقّت ، به زيارتت آمده ام ؛ دنباله رو هدايتى كه تو بر آنى ، واجب داننده اطاعتت ، با يقين به فضيلتت ، بينا به گم راهى مخالفانت ، دانا به آن و چنگ زننده به ولايتت و ولايت پدرانت و فرزندان پاكت . هان ! خدا ، لعنت كند كسانى را كه شما را كُشتند و با شما ، مخالفت كردند و پيش شما بودند ؛ امّا در كنار شما نجنگيدند و حقّتان را غصب كردند ! اى فرزند پيامبر خدا ! گرفتار و غم زده ، نزد تو آمده ام و نيازمند به شفاعتت ، بر تو در آمده ام . براى هر زائرى ، بر گردن آن كه به زيارتش آمده ، حقّى است و من ، زائر و دلْ بسته و ميهمان تو هستم . بر تو فرود آمده ام و به گردِ تو جاى گرفته ام . من ، حاجت هاى دنيايى و آخرتى دارم و با تو به خدا ، رو مى آورم تا آنها را روا و برآورده كند . نزد پروردگارت و پروردگار من ، شفيع من شو تا همه آن حاجت ها را بر آورَد و نيز بزرگ ترين حاجتم را ، كه اگر برايم برآورده كند و هيچ چيز ديگرى هم ندهد ، زيانى به من نمى رسد و اگر از من دريغ دارد ، هر چه هم به من بدهد ، سودى برايم ندارد : رهايى ام از آتش ، درجات والا ، منّت نهادن بر من در همه درخواست ها و رغبت ها و خواسته ها و مطلوب ها و آرزوهايم ، و گرداندن همه ناخوشى و خطرها از من ، خانواده ام ، فرزندانم ، برادرانم ، دارايى ام و همه نعمت هايى كه به من داده است . سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد ! سپس ، سرت را بالا ببر و بگو : ستايش ، ويژه خدايى است كه مرا از زائران فرزند پيامبرش قرار داد و به من ، شناخت فضيلت او و اقرار به حقّ او و گواهى به اطاعتش را روزى نمود . « خدايا ! به آنچه فرو فرستادى ، ايمان آورديم و از پيامبر ، پيروى كرديم . پس ما را در زمره گواهان بنويس » . سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! خدا ، قاتلانت را لعنت كند ! خدا ، وا گذارندگان تو را لعنت كند ! خدا ، برهنه كنندگان تو را لعنت كند ! خدا ، تيراندازان به سوى تو را لعنت كند ! خدا ، نيزه زنندگان به تو را لعنت كند ! خدا ، يارى دهندگان بر ضدّ تو را لعنت كند ! خدا ، حركت كنندگان به سوى تو را لعنت كند ! خدا ، جلو گيرندگان تو را از نوشيدن آب فرات ، لعنت كند ! خدا ، كسانى را كه تو را دعوت كردند و فريب دادند و سپس رهايت نمودند ، لعنت كند ! خدا ، فرزند [ هند ] جگرخوار را لعنت كند ! و خدا ، پسر او را نيز لعنت كند كه خون تو را ريخت ! خدا ، ياوران و پيروان ، يارى دهندگان و دوستدارانِ ايشان را لعنت كند ، و نيز هر كس را كه برايشان اين كار را بنياد نهاد ! خدا ، گورهايشان را از آتش [ دوزخ ] پُر كند ! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو ـ پدر و مادرم به فدايت ـ! سپس ، از قبر ، كناره بگير و رويت را به قبله كن و دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو : خدايا ! هر كس براى وارد شدن بر مخلوقى ، به اميد ميهمان نوازى و جايزه و بخشش ها و نعمت ها و عطايايش آماده شود و تهيّه ببيند و امكاناتى فراهم آورد ، من ـ اى پروردگار ـ ، آمادگى و تهيّه ديدن و فراهم آوردن امكانات و سفرم ، به سوى توست و به سوى قبر وليّت آمده ام و با زيارت او ، به تو تقرّب مى جويم ، به اميد ميهمان نوازى ، جايزه ها ، بخشش ها ، عطايا و نعمت هاى تو . خدايا ! من ، به عفو كريمانه و آمرزش گسترده ات اميد مى برم . پس مرا ناكام ، باز مگردان . به سوى تو ، قصد كرده ام و آنچه را نزد توست ، خواسته ام و قبر امامم را ـ كه اطاعتش را بر من واجب كرده اى ـ ، زيارت نموده ام . مرا به خاطر او ، در دنيا و آخرت ، در پيشگاه خودت ، آبرومند قرار ده و همه خواسته هايم را به من عطا كن و به خاطر او ، همه حاجت هايم را برآورده كن و اميدم را مبُر و دعايم را ناكام مگذار . بر ناتوانى و بيچارگى ام ، رحم آور و مرا به خودم و هيچ كس ديگرى از خلقت ، وا مگذار . مولاى من ! گناهانم ، مرا ساكت كرده و حجّتم را بُريده است . به خطايم ، گرفتارم و در بند كردارم هستم . خودم را تباه كرده ام و در جايگاه گناهكارانِ خوار ، قرار داده ام ؛ جايگاه گستاخان بر تو ، ترك كنندگان فرمانت ، غفلت زدگان از [ مكر ] تو و خوار شمرندگان تهديدت . و جرم هاى زشتم و درست ننگريستن به خودم ، مرا تباه كرده است . پس تو بر گريه و زارى ام و پشيمانى ام ، رحم آور و لغزشم را ناديده بگير و بر اشكم ، رحم كن و عذرم را ��پذير و با بردبارى ات بر نابخردى من ، و با نيكوكارى ات در برابر زشتكارى من ، و با عفوت از جرم من ، [به من] باز گرد . ناتوانى عملم را به تو شِكوه مى برم . بر من رحم كن ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! خدايا ! مرا بيامرز كه من به گناهم اقرار دارم ، به خطايم ، معترفم و اين دست و پيشانى من [ در اختيار تو ]است . فقر و نيازم ، مرا در هم شكسته است . اى سَرور من ! توبه ام را بپذير ، گِره از كارم بگشا ، بر خُشوع و خضوعم ، اندوهم بر گذشته ام ، ايستادنم نزد قبر وليّت و خوارى ام در پيش رويت ، رحم كن ، كه تو اميد ، تكيه گاه ، پشتوانه و ساز و برگِ منى . مرا نااميد باز مگردان ، عملم را بپذير ، زشتى ام را بپوشان ، هراسم را ايمن بدار و مرا ناكام مگذار و از ميان مردمانت ، اميد مرا مگسل ، اى سَرور من ! خدايا ! تو در كتاب فرو فرستاده ات بر پيامبر فرستاده شده ات ، چنين گفته اى : « مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم . آنان كه از عبادت [ و خواندن ]من ، تكبّر مى ورزند ، به زودى ، ذليلانه وارد دوزخ مى شوند » . اى خداى من ! سخن تو ، حق است و تو ، كسى هستى كه خُلفِ وعده نمى كنى . پس ـ اى خداى من ـ ، مرا اجابت كن كه درخواست كنندگان ، از تو خواسته اند ، و من نيز از تو خواسته ام ، و طلب كنندگان ، از تو طلبيده اند و من نيز از تو طلبيده ام ، و راغبان ، رغبت ورزيده اند و من نيز به تو رغبت ورزيده ام . تو سزامند آنى كه مرا ناكام مگذارى و اميدم را نبُرى . اى سَرور من ! اجابتت را به من نشان بده و حاجت هاى دنيوى و اُخروى ام را برآورده كن ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس به سوى سر ، برو و دو ركعت نماز بگزار كه در ركعت اوّلش ، «حمد» و سوره «يس» و در ركعت دوم ، «حمد» و سوره «الرحمن» را مى خوانى . [٣] چون سلام دادى و تسبيح [فاطمه] زهرا عليهاالسلام را گفتى ، خدا را فراوان ، بزرگ بدار و از گناهانت ، استغفار كن و بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود بفرست . سپس ، دستانت را بالا ببر و بگو : خدايا ! ما با ايمان آوردن به او (صاحب اين مزار) و تسليم شدن در برابر او و چنگ زدن به ريسمان وى و شناخت حقّش و اقرار كردن به فضلش و بينايى به گم راهى مخالفانش و شناسايى به هدايتى كه بر آن است ، نزد او آمده ايم . خدايا ! تو و فرشتگان حاضرِ تو را گواه مى گيرم كه من ، به اينان ، ايمان دارم و به قاتلانشان ، كافر هستم . خدايا ! آنچه را به زبان مى آورم ، در دلم محقّق كن و در عملم جلوه گر ساز . خدايا ! مرا از استوارگامانِ همراه حسين بن على عليه السلام قرار ده و مرا جزو شهيدان همراه او ثبت كن . خدايا ! كسانى را كه نعمتت را با ناسپاسى جاى گزين كردند ، لعنت كن . اى خداى بردبار ! تو از آنچه ستمكاران در زمين مى كنند ، منزّهى . اى بزرگ ! جرم بزرگ بندگانت را مى بينى و بر [ عذاب ] ايشان ، عجله نمى كنى . تو از آنچه ستمكاران مى گويند ، بسى والاتر و منزّهى . اى بزرگوار ! تو حاضرى ، نه غايب ، و آنچه را بر سر سزامندانِ درودهايت و دوستانت در آمد ، چيزهايى كه آسمان و زمين ، تاب آن را نداشتند ، مى دانى و اگر مى خواستى ، انتقام ايشان را از آنان مى گرفتى ؛ امّا تو اهل درنگ هستى و به گستاخان بر تو و بر پيامبر و حبيبت ، مهلت دادى و آنان را در زمينت ، جاى دادى و با نعمتت ، خوراك دادى تا به انتهاى اَجَل خود و مدّتى كه آن را سپرى كنند ، برسند ، و تا عملى را كه برايشان تقدير كرده اى و مهلتى را كه تعيين نموده اى ، به پايان ببرند و به عذاب و بند ، و آب سوزان و چركابه ، و خار تلخ و سوزاندن ، و كُنده و زنجيرها ، و خونابه دوزخيان و زَقّوم و زردآبه زخم ، دچار شوند ، با درازىِ اقامت در روزهايى سوزان و شعله ور و در درجه اى از دوزخ كه نه باقى مى گذارد و نه وا مى گذارد ، در آب داغ و پست ترين مكان دوزخ . ستايش ، ويژه خداى جهانيان است . سپس براى گناهت ، آمرزش بخواه و هر دعايى را كه دوست دارى ، بكن . چون از دعا فارغ شدى ، سجده كن و در سجده ات بگو : خدايا ! من ، تو را گواه مى گيرم و فرشتگان و پيامبران و فرستادگان و همه آفريده هاى تو را گواه مى گيرم كه تو ، خداى يكتايى و جز تو ـ كه پروردگار منى ـ خدايى نيست و اسلام ، دينم و محمّد ، پيامبرم است و على ، حسن ، حسين ، على بن الحسين ، محمّد بن على ، جعفر بن محمّد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمّد بن على ، على بن محمّد ، حسن بن على و جانشين ماندگار ـ كه برترين درودها بر ايشان باد ـ ، امامان من هستند . با ايشان ، دوستى مى كنم و از دشمنشان ، دورى مى جويم . خدايا ! تو را به خون مظلوم ، قَسَم مى دهم (سه بار) . خدايا ! تو را به وعده لازم كرده بر خودت براى پيروز كردن ايشان بر دشمنت و دشمن ايشان ، قَسَم مى دهم كه بر محمّد و پاسداران [ دينت از ] خاندان محمّد ، درود فرستى . خدايا ! آسانى را پس از سختى ، از تو مى خواهم (سه بار) . سپس ، گونه راستت را بر زمين بگذار و بگو : اى پناه من ، هنگامى كه راه ها مرا ناتوان مى سازند و زمين با همه فراخى اش بر من ، تنگ مى شود ! اى آفريدگار و هستى بخش من از سرِ رحمت كه از آفرينش من ، بى نياز بودى ! بر محمّد و پاسداران [ دينت ] از خاندان محمّد ، درود فرست (سه بار) . آن گاه ، گونه چپت را بر زمين بگذار و بگو : اى خوار كننده هر گردن فراز ! اى عزيز كننده هر ذليل ! بر محمّد و خاندانش ، درود فرست و گِرِه از كارم بگشا . سپس بگو : اى بخشاينده و منّت گذار ! اى گشايشگر گرفتارى هاى بزرگ (سه بار) ! سپس ، به سجده باز گرد و بگو : «شُكرا ، شُكرا !» (صد بار) و حاجتت را بخواه . باب زيارت على اكبر عليه السلام : آن گاه ، به نزد پاها برو و بالاى سرِ على اكبر عليه الس��ام بِايست و بگو : سلام و رحمت و بركات خدا ، و سلام فرشتگان مقرّبش و پيامبران فرستاده شده اش و بندگان صالحش بر تو ، اى مولاى من و فرزند مولاى من ! خداوند ، بر تو و بر اهل بيتت ، درود فرستد ، و نيز بر خاندان و پدران نيك و نيكوكارت ؛ آنان كه خداوند ، آلودگى را از ايشان زدود و پاك و پاكيزه شان ساخت ! و خداوند ، قاتلت را با انواع عذاب ، عذاب دهد ! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد ! زيارت شهيدان : سپس ، به سوى پاها اشاره كن و بر شهيدان ، سلام بده ـ كه آنان ، آن جا دفن شده اند ـ و بگو : سلام بر شما ، اى ربّانيان ! شما ، پيشرو ما هستيد و ما دنباله رو و يار شما . گواهى مى دهم كه شما ، ياران خدا ـ كه نامش بِشكوه باد ـ هستيد ، و سَروران شهيدان در دنيا و آخرت . شكيب ورزيديد و به حساب خدا نهاديد و سستى نكرديد و ناتوان و در هم شكسته نشديد تا آن كه خداوندت را بر راه حق و يارى اش و كلمه كامل خدا ، ديدار كرديد . خداوند ، بر روح ها و پيكرهايتان ، درود و سلامى فراوان بفرستد ! خشنودى خدا ، گوارايتان ! به وعده تخلّف ناپذير خدا ـ كه وعده داده است انتقام خونتان را خواهد گرفت ـ مژده تان باد ، كه او از وعده اش ، تخلّف نمى كند ! گواهى مى دهم كه شما در راه خدا ، جهاد كرديد و بر راه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و فرزندش كشته شديد . خداوند ، بهترين پاداش را از جانب پيامبر و فرزند و نسلش ، به شما عطا فرمايد ! ستايش ، ويژه خدايى است كه وعده اش را به شما محقَّق كرد و آنچه را دوست داشتيد ، به شما نمايانْد . باب زيارت عبّاس بن على عليه السلام : سپس برو تا به مرقد عبّاس بن على عليه السلام برسى . چون رسيدى ، بر درگاه سايه بان بِايست و بگو : سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش و پيامبران فرستاده شده و بندگان صالحش ، همه شهيدان و صدّيقان و پاكان و پاكيزگان [ از فرشتگانى ] كه هر صبح و شام بر تو در مى آيند ، بر تو باد ، اى فرزند امير مؤمنان ! برايت گواهى مى دهم كه در برابر جانشين پيامبرِ فرستاده شده صلى الله عليه و آله و نواده برگزيده و راه نماى دانا و وصىّ بيان كننده و مظلومِ زير ستم ، تسليم و تصديق كننده بودى . خداوند ، به تو از جانب پيامبر و امير مؤمنان و حسن و حسين ، بهترين پاداش را بدهد ، در برابر شكيبايى اى كه كردى و به حساب خدا نهادى و يارى دادى ، كه بهترين سراى فرجامين را دارى . خدا ، لعنت كند كسى را كه تو را كُشت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه حقّ تو را نشناخت و حُرمتت را خوار داشت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه ميان تو و آب فرات ، جدايى انداخت ! گواهى مى دهم كه تو ، مظلومانه كُشته شدى و خداوند ، وعده اى را كه به شما داده ، محقَّق خواهد ساخت . اى فرزند امير مؤمنان ! به ميهمانى نزد تو آمده ام . دلم در برابر شما ، تسليم است و من ، پيرو شما هستم . يارى ام برايتان ، آماده است تا آن كه خداوند ، حكم كند ، كه او بهترينِ حكم كنندگان است . من با شما هستم ؛ با شما ، نه با دشمن شما . من به شما و بازگشتتان ، ايمان دارم و به مخالفان و قاتلان شما ، كفر مى ورزم . خدا ، كسانى را كه شما را با دستان و زبان هايشان كُشتند ، لعنت كند ! سپس ، داخل شو و روى قبر بيفت و بگو : سلام بر تو ، اى بنده شايسته مطيع خدا و پيامبرش و امير مؤمنان و حسن و حسين ـ كه خداوند ، بر ايشان ، درود و سلام فرستد ـ ! سلام و رحمت و بركات و آمرزش خدا ، بر تو و بر روح و پيكرت ! گواهى مى دهم و خدا را گواه مى گيرم كه تو ، بر همان عقيده اى جان دادى كه بَدريان و مجاهدان در راه خدا ، خداخواهانِ خيرخواه در جهاد با دشمنان خدا ، مبالغه گران در يارى اوليايش و مدافعان دوستانش ، جان دادند . خداوند ، به تو ، بهترين و فراوان ترين پاداش كسانى را كه به بيعت خود وفا كردند و دعوتش را پاسخ گفتند و اختيارداران كارهاى او را اطاعت كردند ، عطا كند ! و گواهى مى دهم كه تو ، در خيرخواهى كوشيدى و نهايت توانِ خويش را به كار بردى و خدايت ، تو را در زمره شهيدان ، بر انگيخت و روحت را با ارواح سعادتمندان ، قرار داد و گسترده ترين منزل با بهترين اتاق هاى بهشتى را به تو عطا كرد و يادت را در عِلّيّين ، [٤] بالا برد و تو را با پيامبران و مؤمنان راستين و شهيدان و صالحان ، محشور كرد ؛ و چه خوب همراهانى هستند اينان ! گواهى مى دهم كه تو ، سستى نكردى و پا پس ننهادى و با بينايى به كارَت و پيروى از شايستگان و دنباله روى از پيامبران ، روان شدى . خداوند ، ما و شما را گِرد هم آورَد ، و نيز ميان ما و پيامبرش و اوليايش ، در جايگاه نيكوكاران ، كه او مهربان ترينِ مهربانان است . سپس ، به سوى سر برو و دو ركعت ، نماز بخوان و پس از آن ، هر چه خواستى ، نماز بگزار و خدا را فراوانْ بخوان و در تعقيب ركعات ، بگو : خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و در اين مكانِ تكريم شده و مرقدِ بزرگ داشته شده ، گناهى برايم مگذار ، جز آن كه آن را بيامرزى ، و اندوهى مگذار ، جز آن كه آن را بزُدايى ، و بيمارى اى مگذار ، جز آن كه آن را شفا دهى ، و عيبى مگذار ، جز آن كه آن را بپوشانى ، و روزى اى مگذار ، جز آن كه آن را گسترش دهى ، و هراسى مگذار ، جز آن كه مرا از آن ايمن كنى ، و تفرقه اى ، جز آن كه آن را جمع و به سامان كنى ، و غايبى ، جز آن كه او را حفظ كنى و به جايش باز گردانى ، و حاجتى از حاجت هاى دنيا و آخرت را كه رضايت تو و صلاح من در آن است ، مگذار ، جز آن كه آن را برآورده سازى ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس به سوى ضريح باز گرد و نزد پاها بِايست و بگو : سلام بر تو ، اى ابو الفضل العبّاس ، فرزند امير مؤمنان ! سلام بر تو ، اى فرزند سَرور اوصيا ! سلام بر تو ، اى فرزند نخستين مسلمانِ امّت و پيش گام ترين مؤمن ، و استوارگام ترينِ آنان در دين خدا ، و آگاه ترينشان به اسلام . گواهى مى دهم كه تو براى خدا و پيامبرش و برادرت ، خيرخواهى كردى ؛ و چه نيكو برادرِ از خود گذشته اى ! خدا ، لعنت كند امّتى را كه تو را كُشتند ! خدا ، لعنت كند امّتى را كه بر تو ستم كردند ! خدا ، لعنت كند امّتى را كه حرمت هاى تو را حلال شمردند و حرمت اسلام را هتك نمودند ! چه مجاهد شكيبا و ياورِ حمايتگرى بودى ؛ برادرى مدافع برادر ، پاسخگو به اطاعت خدايش ، رغبت كننده در آنچه جز او به آن ، رغبت نشان نداد ، از پاداش بزرگ تا ستايش زيبا ! خداوند ، تو را به درجه پدرانت در سراى نعمت جاودانى بپيوندد ! خدايا ! من به زيارت اوليايت ، اقدام كردم ، از سرِ رغبت به پاداشت و به اميد آمرزشت و احسان فراوانت . از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندان پاكش ، درود فرستى و روزى ام را به سبب ايشان ، روان سازى و عيشم را پايدار ، زيارتم را پذيرفته و زندگى ام را پاكيزه گردانى و مرا جزو بزرگ داشته شدگان ، در آورى و مرا از كسانى قرار دهى كه كامياب و سزامند آمرزش گناهان ، با پوشيدگىِ عيب هايشان و باز شدن گِرِه كارهايشان ، از زيارت مرقدهاى دوستانت ، باز مى گردند ، كه تو سزامند پروا[ ى مردم از تو ] و سزاوار آمرزيدن [ گناهكاران ]هستى . وداع عبّاس بن على عليه السلام : هنگام بازگشت و خداحافظى ، بر سرِ قبر بِايست و بگو : تو را به خدا مى سپارم و خدا را به مراقبت از تو ، فرا مى خوانم و بر تو سلام مى دهم . به خدا و پيامبرش ، ايمان آورديم ، و نيز به آنچه از جانب خدا آورْد . خدايا ! ما را در گروه گواهان بنويس . خدايا ! اين را آخرين زيارت قبر فرزند برادر پيامبرت صلى الله عليه و آله از جانب من ، قرار مده و زيارت او را هميشه ، تا هر گاه كه مرا باقى مى دارى ، روزى ام كن و مرا با او و پدرانش در بهشت ، محشور كن و مرا با پيامبر و اوليايت ، آشنا كن . خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا بر ايمان به خودت ، تصديق پيامبرت ، ولايت على بن ابى طالب و امامان عليهم السلام ، و بيزارى از دشمنانشان بميران ، كه من به آن ، خشنود هستم . خدا بر محمّد و خاندانش درود فرستد ! سپس براى خود ، پدر و مادرت ، و مردان و زنان باايمان ، دعا كن و هر دعايى كه خواستى ، برگزين و به مرقد حسين عليه السلام باز گرد و در آن جا نماز و زيارت بسيار بخوان و بار و بُنه ات را و نيز استراحت و خورد و خوراكت را در نينوا و غاضريّه [٥] قرار ده و چون خواستى حركت كنى ، با حسين عليه السلام ، وداع كن . باب وداع : وداع ، اين گونه است كه نزد قبر مى آيى و مانند ايستادنت در اوّل زيارت ، بر سرِ قبر مى ايستى و به آن ، رو مى كنى و مى گويى : سلام بر تو ، اى ولىّ خدا ! سلام بر تو ، اى ابا عبد اللّه ! تو ، سپر عذاب منى و اكنون ، هنگام بازگشت من است ، نه از سرِ روى گرداندن ، و نه جاى گزين كردن كسى ديگر به جاى تو ، و نه مقدّم داشتن غير تو بر تو ، و نه بى رغبتى به نزديكى تو ، كه خود را در معرضِ پيشامدها گذاشته ام و خانه و كاشانه را رها نموده ام . مرا در روزِ ندارى و نيازم در ياب ؛ روزى كه پدر و مادرم و فرزندانم و دوستان و خويشانم ، هيچ يك به كار من نمى آيند . از خدايى كه اندازه كرد و آفريد ، مى خواهم كه به خاطر شما ، گِره از كارم بگشايد . از خدايى كه دورىِ جايت را بر من مقدّر كرده ، مى خواهم كه اين را آخرين ديدار و بازگشت من ، قرار ندهد . از خدايى كه چشمم را بر تو گريان ساخته ، مى خواهم كه آن را تكيه گاه من ، قرار دهد . از خدايى كه مرا از خانه و كاشانه ام به اين جا رسانده ، مى خواهم كه آن را اندوخته من قرار دهد . از خدايى كه مكان تو را به من نشان داده و مرا به تسليم شدن در برابر تو و زيارتت ره نموده ، مى خواهم كه مرا به حوض شما درآورد و همراهى با شما را در بهشت و كنار پدران صالحت ، روزى ام سازد . سلام بر تو ، اى گزيده خدا ! سلام بر محمّد بن عبد اللّه ، حبيب خدا و برگزيده او ، امين و پيام آورش و سَرور پيام آوران ! سلام بر امير مؤمنان و وصىّ پيامبرِ خداى جهانيان و رهبر روسپيدان ! سلام بر امامان ره يافته در راه ! سلام بر هر كس از شما كه در كربلاست و نيز رحمت و بركات خدا نثارش باد ! سلام بر فرشتگان مانده و ماندگار و تسبيحگوى خدا كه قيام كننده به فرمان خدا هستند ! سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا ! ستايش ، ويژه خداى جهانيان است . آن گاه ، با انگشت سبّابه راستت ، به قبر ، اشاره كن و بگو : سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّبش ، پيامبرانِ فرستاده شده و بندگان صالحش ـ اى فرزند پيامبر خدا ـ بر تو ، و بر روح و پيكرت ، و بر فرزندان تو و هر كس از دوستانت كه در اين جا حاضر است ! تو را به خدا مى سپارم و خدا را به مراقبت از تو ، فرا مى خوانم ، و بر تو سلام مى كنم . به خدا ، پيامبرش و آنچه از نزد خدا آورده است ، ايمان آورديم . خدايا ! «ما را جزو گواهان بنويس» . سپس ، دستانت را به سوى آسمان ، بالا ببر و بگو : خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و آن را آخرين زيارت من از فرزند پيامبرت ، قرار مده و زيارت او را تا هميشه بودنم ، روزى ام كن . خدايا ! مرا از محبّت ايشان ، بهره مند كن ، اى پروردگارِ جهانيان ! خدايا ! از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرستى و اين را آخرين زيارت او از جانب من قرار ندهى ؛ ولى اگر چنين كردى ـ پروردگارا ـ ، مرا با او ، پدران و دوستانش ، محشور بگردان ، و اگر مرا باقى گذاردى ـ پروردگارا ـ ، بازگشت دوباره و دوباره به نزد او را در سايه رحمتت ، روزى ام كن ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! خدايا ! مرا نزد اوليايت ، نيك نام بگردان . خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا از ياد خود ، [غافل مكن و ] به افزون كردن دنيا و سرگرم شگفتى هاى شادى زاى آن و گرفتار جلوه هاىِ زيبايش شدن ، مشغول مكن و نيز با تنگ گرفتن بر من ، آن گونه كه رنج تحصيل روزى ، به كردار نيكم زيان برسانَد و دلم انديشه آن ، پُر شود ، مشغولم مساز و از دنيا ، آن اندازه به من عطا كن كه از مردم شرورت ، بى نياز شوم و مرا به خشنودى تو برساند ، اى [ خداى ] رحمان ! سلام بر شما ، اى فرشتگان خدا و زائران قبر ابا عبد اللّه ! سپس ، گونه راستت را يك بار و گونه چپت را يك بار بر قبر مى گذارى و در دعا و درخواست ، پافشارى مى كنى . وداع با شهيدان : آن گاه ، به سوى قبرهاى شهيدان ، رو مى كنى و با آنان ، خداحافظى مى نمايى و مى گويى : سلام و رحمت و بركات خدا بر شما ! خدايا ! اين را آخرين ديدار من از ايشان ، قرار مده و مرا در عمل صالح ، يارى دادن فرزند پيامبرت و حجّتت بر خلقت جنگيدن همراه وى كه [توفيقش را] به ايشانْ عطا كردى ، شريك كن . خدايا ! ما را با ايشان و در بهشتت ، كنار شهيدان و صالحان ، گِرد هم آور ، كه همراهانى نيكويند ! شما را به خدا مى سپارم و بر شما ، سلام مى كنم ! خدايا! بازگشت به سوى ايشان را روزى ام كن و مرا با ايشان ، محشور بفرما ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس ، بيرون برو و رويت را از قبر مگردان تا از جلوى چشمانت ، ناپيدا شود . آن گاه ، در كنار درِ حرم ، رو به قبله بِايست و بگو : خدايا ! من ، از تو ، به حقّ محمّد و خاندان محمّد ، و حُرمت محمّد و خاندان محمّد ، و به شأنى كه براى محمّد و خاندانش قرار داده اى ، مى خواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرستى و عملم را بپذيرى و كوششم را مشكور بدارى و اجابت همه دعاهايم را به من ، بنمايى و آن را آخرين زيارت من از او ، قرار ندهى و مرا با نيكى و پرهيزگارى ، به سوى او باز گردانى و بركت زيارت او را در دين و دنيا، به من نشان دهى و روزىِ فراخ و افزونت را بر من گسترده سازى ؛ روزىِ فراوان شده و پاكيزه . به من ، روزىِ فراخ ، حلال ، فراوان ، زودآينده ، سرشار و ريزان ، بدون رنج و منّتِ كسى از بندگانت ، بده و آن را از فضلت ، گسترده و از عطايت ، فراوان قرار ده ، كه تو گفته اى : « و از فضل خدا بخواهيد » ، و من ، از فضل تو مى خواهم و از دست پُرِ تو مى طلبم . پس مرا ناكام باز مگردان كه من ضعيفم . پس برايم دوچندان كن و تا پايان عمرم ، مرا عافيت ده و مرا در هر نعمتى كه به بندگانت بخشيده اى ، پُربهره ترين ، قرار ده و مرا از آنچه هستم ، بهتر و مقصدم را از جايى كه از آن مى بُرم و مى روم ، نيكوتر ، و درونم را از بُرونم ، خوب تر قرار ده ، و مرا پناه ده از آن كه مردم در من ، خيرى ببينند و در من نباشد ، و از داد و ستد ، پر روزى ترينِ آن را نصيب من ساز . سَرورم ! به من و خانواده ام چنان روزىِ فراخى بده كه ما را از آدميان پست ، بى نياز كند و هيچ يك از خلقت را بر ما ، منّتى نباشد . مرا از كسانى قرار ده كه به تو پاسخ گفتند و به وعده ات ، ايمان آوردند و از فرمانت ، پيروى نمودند . مرا ناكام ترينِ ميهمانان و زائرانِ فرزند پيامبرت ، قرار مده و مرا از فقر و جايگاه هاى رسوايى در دنيا و آخرت ، پناه ده و مرا كامياب و پيروز ، باز گردان ، با دعايى مستجاب ، به بهترين شكلى كه هر يك از زائران اوليايت را باز مى گردانى . آن را آخرين زيارت من از ايشان ، قرار مده ، و اگر چنين نشد [ و در گذشتم ] ، مرا بيامرز و از من ، خشنود شو ، پيش از آن كه از فرزند پيامبرت ، دور شوم . اكنون ، هنگام بازگشت من است ـ اگر به من اجازه دهى ـ ، نه از سرِ روى گرداندن از تو يا دوستانت ، و نه از سرِ جاى گزين كردن كسى به جاى تو يا ايشان . خدايا ! مرا از پيشِ رو و پشتِ سر و راست و چپ ، محافظت فرما تا به خانواده ام برسانى ، و چون رساندى ، از من ، كناره مگير و بر من و ايشان ، زرهِ نگه دارنده ات را بپوشان و مرا از زحمت همه آفريدگانت ، كفايت كن ، و از رسيدن بدىِ هر يك از خلقت به من ، جلوگيرى كن ، كه تو صاحب اين كار و بر آن ، توانايى . همه آنچه را خواسته ام ، به من عطا كن و بر من ، منّت بگذار و از فضلت بر من بيفزاى ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس ، در حالى كه «تحميد» و «تسبيح» و «تهليل» و «تكبير» مى گويى ، به خواست خدا ، باز گرد . [٦]


[١] در متن عربى حديث ، «مُتَحَفٍّ» آمده كه به معناى كوشا و مبالغه كننده در تكريم است ؛ ولى ما مطابق نسخه ديگرى كه در پانوشت آمده ، معنا كرديم . م .[٢] در تهذيب الأحكام ، آمده است : «در ركعت اوّل ، حمد و سوره الرحمن و در ركعت دوم ، حمد وسوره يس» .[٣] علّيين ، جايگاهى والا در بهشت و محلّ حضور مقرّبان درگاه الهى است . م .[٤] نينوا ، نام تاريخى منطقه كربلا و نام دشتى است كه كربلا در آن ، واقع است و غاضريّه ، روستايى از منطقه كوفه و نزديك به كربلاست (ر . ك : نقشه شماره ٤ در پايان جلد ٥) .[٥] اين زيارت با آن كه سندش به اهل بيت عليهم السلام نمى رسد ، امّا در كتاب هاى معتبرى نقل شده است . اين زيارت ، كامل ترين و جامع ترين زيارت امام حسين عليه السلام است و با ملاحظه متن و مأخذهاى آن ، مى توان آن را به احتمال فراوان ، از زيارات مأثور (رسيده از اهل بيت عليهم السلام ) دانست .