دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧
٣٠٤٥.ثواب الأعمال ـ به نقل از معاوية بن وَهْب ـ: بر امام صادق عليه السلام كه در جايگاه نمازش نشسته بود ، در آمدم و نشستم تا آن كه نمازش را به پايان برد . شنيدم كه با خدايش راز و نياز مى كند و مى گويد : «اى كه ما را به كرامت ، مخصوص داشتى ، و شفاعت را به ما وعده دادى ، و رسالت را بر دوش ما نهادى ، و ما را وارثانِ پيامبران كردى ، و ما را آخرينِ امّت هاى گذشته ، قرار دادى ، و وصىّ خود را ويژه ما ساختى ، و علم گذشته و آينده را به ما عطا كردى ، و دل هايى از مردمان را مشتاق ما نمودى ! مرا و برادرانم را و زائران قبر پدرم حسين بن على را ـ كه درودهاى خدا بر همه ايشان باد ـ ، بيامرز ؛ كسانى كه دارايى شان را هزينه مى كنند و از سرِ رغبت به نيكى به ما ، و اميد به آنچه در پيوند با ماست ، و خوش حال كردن پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله ، و اجابت فرمان ما ، و به خشم آوردن دشمنان ما ، پيكرهايشان را به راه [ و آفتاب در مسير ] در مى آورند و از همه اين كارها ، آهنگ رضايت تو دارند . پس با رضايتت ، برايشان جبران نما و در شب و روز ، آنان را محافظت كن ، و بهترين جانشين آنان باش ميان كسانى كه بر جاى نهاده و [ به زيارت ]آمده اند ، و همراهشان باش و از شرّ هر زورگوى لجوج ، كفايتشان كن ، و نيز از تمام آفريده هايت ، قوى يا ضعيف ، و نيز شرارت شياطين جِن و اِنس . برترين آرزويشان را از تو به خاطر اين غربت و در آمدن از وطن و برگزيدن ما بر پسران و نزديكان و همشهرى هايشان ، به ايشان ببخش . خدايا ! دشمنانمان ، خروج زائران حسين عليه السلام را بر ايشان ، خُرده گرفتند ؛ ولى اين ، آنان را از برخاستن و بيرون آمدن به سوى ما ، باز نداشت تا با آنان ، مخالفت ورزند . پس بر اين صورت هاى آفتاب خورده ، رحم كن ، و نيز بر آن گونه هايى كه بر قبر ابا عبد اللّه الحسين ، اين رو و آن رو مى شوند ؛ و نيز رحم كن بر چشمانى كه از سرِ رحمت بر ما ، اشكشان روان است ؛ و رحم آور بر دل هايى كه براى ما مى سوزند و بى تابى مى كنند ؛ و بر ناله اى كه به خاطر ماست ، رحمت آور . خدايا ! من ، آن جان ها و پيكرها را به تو مى سپارم تا آن كه روز تشنگى [ قيامت ] ، آنان را سيراب كنى» . پس امام ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ ، پيوسته در حال سجده ، اين دعا را مى خواند . چون تمام شد ، به او گفتم : فدايت شوم ! اگر آنچه از شما شنيدم ، براى كسى بود كه خدا را نمى شناخت ، گمان مى بردم كه آتش دوزخ ، هرگز به او گزندى نخواهد رساند . به خدا سوگند ، آرزو داشتم كه به جاى حج گزاردن ، او را زيارت مى كردم ! امام عليه السلام به من فرمود : «تو كه به او خيلى نزديكى . اى معاويه ! چه چيزْ تو را از زيارتش باز مى دارد ؟ و چرا آن را وا نهاده اى ؟» . گفتم : فدايت شوم ! نمى دانستم كه تا اين درجه ، فضيلت دارد . فرمود : «اى معاويه ! و دعا گويان آسمانى ، براى زائران حسين عليه السلام ، بيشتر از دعاگويان زمينى آنان اند . آن (زيارت) را به خاطر ترس از كسى ، وا مگذار كه هر كس آن را به سبب ترس ، وا گذارد ، چنان حسرت مى خورد كه آرزو مى كند دستش از قبر او جدا نمى شد . [١] آيا دوست ندارى كه خداوند ، تو را از مسافران و گام به راه نهادگانى ببيند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايشان دعا مى كند ؟ آيا دوست ندارى كه فردا[ ى قيامت ]از مصافحه كنندگان با فرشتگان باشى ؟ آيا دوست ندارى كه فردا ، جزو كسانى [ به محشر ]بيايى كه گناه قابل پيگيرى نداشته باشند ؟ آيا دوست ندارى كه فردا ، از مصافحه كنندگان با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باشى ؟» .
[١] علّامه مجلسى قدس سره در شرح جمله «آرزو مى كند قبر او در دستش بود» ، مى نويسد : «يعنى آرزو مى كند كه امام عليه السلام را زيارت مى كرد ، در حالى كه يقين داشت در اين راه مى ميرد و با دست خودش قبرش را مى كَنَد يا خودش به سبب زيارت امام عليه السلام ، موجب قتل خود مى شود يا خارج شدن از قبر ، در اختيار خودش بود تا خارج شده ، امام عليه السلام را زيارت كند» . وى بعد از بيان مطلب ياد شده ، مى گويد : «ظاهر ، آن است كه كلمه بيده ـ كه در متن روايت آمده ـ ، تصحيف شده و اصلش عنده باشد ؛ يعنى آرزو مى كند كه در راه زيارت او ، كشته و در كنار او دفن شود يا آروز مى كند قبر امام عليه السلام نزد او حاضر بود و در آن حال ، آن را زيارت مى كرد . البته احتمال اوّل ، روشن تر است» ؛ ليكن به نظر مى رسد برخلاف ديدگاه علامه مجلسى ، احتمال دوم ، صحيح باشد ، چنان كه در توضيح ذيل حديث ٢٩٦٠ بيان كرديم (ر . ك : همين دانش نامه : ج ١٠ ص ٤٥٧).