دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ
 
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص

دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٣٤٣

زيارت هفتم

٣٢٣٦.كامل الزيارات ـ به نقل از ابو حمزه ثُمالى ، از امام صادق عليه ا: هنگامى كه خواستى به سوى قبر حسين عليه السلام بروى ، روز چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه را روزه بگير ، و چون خواستى بيرون بروى ، خانواده و فرزندانت را گِرد بياور و دعاى سفر را بخوان و پيش از بيرون آمدن ، غسل كن و هنگام غسل بگو : خدايا ! من و دلم را پاك گردان و سينه ام را گشاده كن و ذكر و مدح و ثنايت را بر زبانم جارى كن ، كه هيچ نيرويى ، جز از تو نيست و من دانسته ام كه استوارىِ دينم ، تسليم در برابر تو و پيروى از سنّت پيامبر تو و گواهى دادن بر همه پيامبران و فرستادگانت به سوى همه آفريدگان توست . خدايا ! غسلم را نور و پاك كننده ، حِرز و شفا از هر درد و ناراحتى و گزند و بيمارى ، و هر آنچه از آن مى ترسم و بيم دارم ، قرار بده . و چون بيرون آمدى ، بگو : خدايا ! به سوى تو ، روى آورده ام و كارم را به تو سپرده ام و خودم را در برابر تو ، تسليم كرده ام و به تو ، تكيه داده ام و بر تو ، توكّل كرده ام كه پناهگاه و گريزگاهى جز نزد تو نيست . مبارك و والايى . پناهنده تو ، عزيز و ثنايت ، با شُكوه است . سپس بگو : به نام خدا و يارى خدا ، از سوى خدا و به سوى خدا ، در راه خدا و بر دين پيامبر خدا . بر خدا توكّل كردم و به او باز گشتم ؛ پديد آورنده آسمان ها و زمين هاى هفتگانه ، و خداى عرش بزرگ . خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و مرا در سفرم ، حفظ كن و به بهترين صورت ، جانشين من ميان خانواده ام باش . خدايا ! به تو روى آوردم و به سوى تو ، بيرون آمدم و بر تو ، وارد شدم و به خير تو ، دست يازيدم و به زيارت حبيب محبوبت ، تقرّب جسته ام . خدايا ! مرا به سبب بدى ام ، از [ رسيدن به ] آنچه نزد خود دارى ، مانع مشو . خدايا ! گناهانم را بيامرز و زشتى هايم را بپوشان و خطاهايم را بزُداى و نيكى هايم را بپذير . و مى گويى : خدايا ! مرا در دژ استوار خود كه هر كس را مى خواهى ، در آن قرار مى دهى ، در آور . خدايا! از هر توش و توانى ، جز تو ، بيزارى مى جويم (سه بار) . و سوره فاتحه (حمد) ، معوذّتين ، «توحيد» ، «قدر» ، آية الكرسى ، سوره «يس» و آخر سوره «حشر» : «اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى فرستاديم ، بى ترديد ، آن را از ترس خدا ، خاشع و شكافته مى ديدى . اين مثال ها را براى مردم مى زنيم ، شايد بينديشند . اوست خدايى كه جز او ، معبودى نيست ، داناى نهان و آشكار است . او بخشنده و مهربان است . او خدايى است كه جز او ، معبودى نيست ؛ فرمان روا ، پاك ، سلامت ، ايمنى بخش ، چيره ، عزّتمند ، بزرگ و صاحب عظمت است . منزّه است خداوند ، از آنچه شريكش قرار مى دهند . اوست خداوند آفريدگار هستى بخش و صورتگر . نيكوترين نام ها ، از آنِ اوست و همه آنچه در آسمان ها و زمين است ، تسبيحگوى اويند ، و اوست عزّتمند حكيم» را بخوان . و [ به موهايت] روغن مزن و سرمه مكش تا به فرات برسى . از سخن گفتن و شوخى بكاه و خداى متعال را فراوان ياد كن و مبادا كه شوخى و بگومگو كنى! پس چون سواره يا پياده بودى ، بگو : خدايا ! من از چيرگى كيفر و سرانجام عذاب و فتنه گم راهى ، به تو پناه مى برم ، و نيز از اين كه با حادثه اى ناخوش ، رو به رو شوم . از در ماندن و شبهه دار شدن ، به تو پناه مى برم ، و نيز از وسوسه شيطان و حادثه هاى ناگوار و شرارت هر شرور ، و از شرّ شيطان هاى جن و اِنس ، و از شرّ هر كس كه پرچم دشمنى با اولياى خدا را بر افرازد ، و نيز از اين كه مرا بيازارند ، يا بر من ، تعدّى كنند و [ خدايا ! ] از شرّ جاسوسان ستمكاران و از شرّ هر شرور و شرّ ابليس و هر كس كه [ مرا ] به دست و زبان ، از كار خير ، باز مى دارد ، به تو پناه مى برم . و هنگامى كه از چيزى ترسيدى ، بگو : هيچ نيرو و توانى نيست جز از خدا . او را حفاظ و مانع خود گرفتم . خدايا ! مرا از شرّ آفريده هايت نگاه دار ، كه من با تو و بنده تو هستم . و چون به فرات رسيدى ، پيش از عبور از آن ، بگو : خدايا ! تو بهترين كسى هستى كه مردمان ، بر او وارد مى شوند و تو ـ اى سَرور من ـ ، بزرگوارترين كسى هستى كه براى زيارتش به سوى او مى آيند . تو براى هر زائرى ، گراميداشتى نهادى و براى هر ميهمانى ، رهاوردى . من به زيارت قبر فرزند پيامبرت ـ كه درودهايت بر او باد ـ آمده ام . پس رهاورد مرا ، آزادى ام از آتش ، قرار ده و عملم را از من بپذير و كوششم را سپاس بگزار و بر ره سپردنم به سوى تو ، رحمت آور ، كه هيچ منّتى نمى گذارم ؛ بلكه منّت ، از سوى تو بر من است كه راهى به زيارتش برايم گشودى و مَنزلتش را به من ، شناساندى و مرا حفظ كردى تا به قبر فرزند وليّت رساندى . اميد من به توست . پس بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و اميدم را نااميد مكن . من ، نزد تو آمده ام . پس مرا در آرزويم ناكام مگردان و اين را كفّاره گناهان پيشين من ، قرار ده و مرا از ياوران او قرار ده ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! سپس از فرات بگذر و بگو : خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و كوششم را سپاس بگزار و گناهم را آمرزيده و عملم را پذيرفته ، قرار ده و مرا از خطاها و گناهان ، شستشو ده و دلم را از هر آفتى كه دينم را نابود و يا عملم را باطل مى كند ، پاك گردان ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! آن گاه به نينوا (كربلا) مى آيى و بار و بُنه ات را آن جا مى گذارى و روغن نمى زنى و سُرمه نمى كِشى و تا هنگامى كه آن جا هستى ، گوشت نمى خورى . سپس ، به رود [ فرات ] مى آيى و رو به روى درخت خرما[ ى روييده ] بر قبر ، غسل مى كنى . لُنگ و پوشش داشته باش و هنگام غسل ، بگو : خدايا ! من و دلم را پاك و سينه ام را گشاده كن و محبّت و مدح و ثنايت را بر زبانم جارى كن ، كه هيچ جنبش و نيرويى جز از تو نيست و من ، دانستم كه استوارىِ دينم ، تسليم در برابر توست و گواهى دادن بر همه پيامبران و فرستادگانت به سوى همه خلقت كه همگى در راه اند . گواهى مى دهم كه آنان ، پيامبران و فرستادگان تو بر همه بندگان تو هستند . خدايا ! غسلم را نور و پاك كننده و نگه دارنده و شفاى هر درد و ناراحتى و هر گزند و بيمارى و هر آنچه از آن مى ترسم و بيم دارم ، قرار بده . خدايا ! اندامم ، استخوانم ، گوشت و خونم ، مو و پوستم ، مغز و عصبم و آنچه را زمين از من بر دوش مى كشد ، با اين غسل ، پاك بگردان و آن را گواه روز نياز و حاجتم قرار ده . سپس ، پاكيزه ترين لباست را بپوش و چون پوشيدى ، سى مرتبه «اللّه أكبر» بگو و [ سپس ] چنين بگو : ستايش ، ويژه خدايى است كه آهنگِ او كردم و مرا رساند ، و او را خواستم و مرا پذيرفت و مرا رد نكرد ، و رحمتش را خواستم و به من عطا كردى . خدايا ! تو ، دژ ، پناهگاه ، حِرز و اميد و آرزوى منى . خدايى جز تو نيست ، اى پروردگار جهانيان ! هنگامى كه خواستى گام بردارى ، بگو : خدايا ! من ، تو را خواستم . تو هم مرا بخواه . من به سوى تو روى كرده ام . پس روى از من ، مگردان . اگر از من ناخشنودى ، به من باز گرد و بر رفتنم به سوى فرزند حبيبت ، رحم كن . با آن ، خشنودى تو را مى جويم . از من ، خشنود شو و ناكامم مگذار ، اى مهربان ترينِ مهربانان ! آن گاه ، پابرهنه و با آرامش و وقار و همراه با گفتن «اللّه أكبر» و «لا إله إلّا اللّه » و «الحمد للّه » ، و تمجيد و تعظيم خدا و پيامبرش ، و درود فرستادن بر محمّد و خاندانش ، راه برو و بگو : ستايش ، ويژه خداى يكتاى يگانه در همه امور ، آفريدگار خِلقت كه هيچ چيز از امور آفريده ها از او پنهان نمى مانَد و بدون آموزش ، هر چيز را مى داند و درودهاى خدا و فرشتگان مقرّبش و پيامبران فرستاده شده و همه پيام آورانش بر محمّد و اهل بيتش باد كه اوصياى اويند ! ستايش ، ويژه خدايى است كه بر من ، نعمت داد و فضيلت محمّد و خاندانش را به من شناسانْد . خداوند ، بر او و خاندانش درود فرستد ! سپس ، اندكى راه برو و گام هايت را كوتاه بردار و چون بر تَل (بلندى) ايستادى ، رو به روى قبر بِايست و سى مرتبه بگو : «اللّه أكبر ، اللّه أكبر !» و مى گويى : خدايى جز خداوند يكتا نيست ، در علم او و نهايتِ علم او . خدايى جز خداوند يكتا نيست ، پس از علم و نهايت علم او . خدايى جز خداوند يكتا نيست ، با علم و نهايتِ علم او . ستايش ، ويژه خداوند يكتا است ، در علم و نهايتِ علم او . ستايش ، ويژه خداوند است ، پس از علم و نهايتِ علم او . ستايش ، ويژه خداوند است ، با علم و نهايتِ علم او . خداوند را تسبيح مى گويم ، در علم و نهايتِ علم او . خداوند را تسبيح مى گويم ، پس از علم و نهايتِ علم او . خداوند را تسبيح مى گويم ، با علم و نهايتِ علم او . ستايش ، ويژه خداوند است ، با همه ستودنى هايش بر همه نعمت هايش . و خدايى جز خداوند يكتا نيست و خداوند ، بزرگ تر است و سزامند اين نيز هست . خدايى جز خداوند بردبار بزرگوار نيست . خدايى جز خداوند والاى بزرگ نيست . خدايى جز خداوند ، نور آسمان هاى هفتگانه ، نور زمين هاى هفتگانه ، و نور عرشِ بزرگ نيست . ستايش ، ويژه خداى جهانيان است . سلام بر تو ، اى حجّت خدا و فرزند حجّتش ! سلام بر شما ، اى فرشتگان خدا و زائران قبر فرزند پيامبر خدا ! آن گاه ، ده قدم برو و سى «تكبير» بگو و در همان حال راه رفتن ، بگو : خدا را آن قدر به يكتايى توصيف مى كنم كه جز خودِ او كسى شماره نتواند كرد ، پيش و پس از هر كس ، با هر كس و به شماره هر كس . خدا را آن قدر تسبيح مى كنم كه كسى جز خودِ او شماره نتواند كرد ، پيش و پس از هر كس ، با هر كس و به شماره هر كس . خدا را تسبيح مى كنم و او را مى ستايم و يگانه و بزرگ مى شمرم ، پيش و پس از هر كس ، با هر كس و به شماره هر كس ، براى هميشه هميشه . خدايا ! من ، تو را گواه مى گيرم و تو براى گواهى ، كافى هستى . برايم گواه باش كه من ، گواهى مى دهم كه تو ، حق هستى و پيامبرت ، حق است و سخن تو ، حق است و قضاى تو ، حق است و قَدَر تو ، حق است و كار تو ، حق است و بهشت تو ، حق است و آتش تو ، حق است . تو ، ميرانده زندگان و زنده كننده مُردگانى . تو ، برانگيزنده كسانى هستى كه در قبرهايند . تو ، گِرد آورنده مردم براى روزى هستى كه ترديدى در آن نيست . تو از وعده ات ، تخلّف نمى كنى . سلام بر تو ، اى حجّت خدا و فرزند حجّت او ! سلام بر شما ، اى فرشتگان خدا و اى زائران قبر ابا عبد اللّه ! آن گاه ، اندكى با آرامش و وقار و با گفتن «تكبير» و «تهليل» و تمجيد و «تحميد» و بزرگداشت خدا و پيامبرش ، راه برو و گام هايت را كوتاه بردار و چون به درى كه در سمت مشرق است ، رسيدى ، بر درگاه بِايست و بگو : گواهى مى دهم كه جز خداى يگانه بى شريك ، خدايى نيست . گواهى مى دهم كه محمّد ـ كه درود خدا بر او و خاندانش باد ـ ، بنده و پيامبر او ، و امين خدا بر خلقش ، و سَرور اوّلين و آخرين ، و سَرور پيامبران و فرستادگان است . سلام بر پيامبر خدا ! ستايش ، ويژه خدايى است كه ما را به اين ، ره نمود كه اگر راه نمايى او نبود ، ما هيچ گاه به آن ، ره نمى يافتيم . فرستادگان پروردگارمان ، حق را آورده اند . خدايا ! من ، گواهى مى دهم كه اين ، قبر فرزند حبيب تو و برگزيده خلق توست ؛ او كه به كرامت تو ، دست يافت . با كتابت ، او را بزرگ و مخصوص داشتى و بر وحيت امينش گرداندى و ميراث پيامبران را به او عطا نمودى و او را حجّت بر آفريده هايت ، قرار دادى و او ، جاى عذرى در دعوتش باقى نگذاشت و خونش را در راه تو ، به ميدان آورد تا بندگانت را از گم راهى و نابخردى و نابينايى و دودلى و ترديد ، بِرَهاند و از سقوط و گم راهى ، به هدايت در آورَد . تو مى بينى و ديده نمى شوى كه در بالاترين ديدگاهى . تا آن كه بندگان فريفته دنيايت و آخرت فروشان ، در برابر كمترين بها ، بر او شوريدند و تو و پيامبرت را ناخشنود ساختند و از بندگان منافقت و كسانى كه با كوله بارى از گناه ، سزاوار آتش اند ، اطاعت كردند . خداوند ، قاتلان فرزندان پيامبرت را لعنت كند و عذاب دردناك را بر ايشان ، دوچندان سازد ! سپس ، اندكى نزديك مى شوى و مى گويى : سلام بر تو ، اى وارث آدم ، برگزيده خدا ! سلام بر تو ، اى وارث نوح ، پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى وارث ابراهيم ، دوست خدا ! سلام بر تو ، اى وارث موسى ، هم سخن خدا ! سلام بر تو ، اى وارث عيسى ، روح خدا ! سلام بر تو ، اى وارث محمّد ، حبيب خدا ! سلام بر تو ، اى وارث امير مؤمنان ، على بن ابى طالب ، وصىّ پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى وارث حسن بن علىِ پاك ! سلام بر تو ، اى وارث فاطمه صدّيقـه ! سـلام بـر تـو اى صدّيـقِ شهيد ! سـلام بر تو ، اى وصىّ خشنود نيكوكار پرهيزگار ! گواهى مى دهم كه نماز بر پا داشتى و زكات پرداختى و امر به معروف و نهى از منكر كردى و خدا را مخلصانه عبادت نمودى تا اَجَلت در رسيد . سلام و رحمت و بركات خدا بر تو ، اى ابا عبد اللّه ! سلام ، بر تو و بر روح هايى كه با تو و در كنار تو جاى گرفته اند ! سلام بر فرشتگان گرداگردِ تو ! سلام بر فرشتگان خدا و زائران قبر فرزند پيامبر خدا ! سپس ، به بارگاه امام عليه السلام داخل شو و هنگام ورود ، بگو : سلام بر فرشتگان مقرّب خدا ! سلام بر فرشتگان فرود آينده خدا ! سلام بر فرشتگان نشاندار خدا ! سلام بر فرشتگانى كه خدمت گُزار اين مزارند و در برابر فرمان خدا ، تسليم اند ! سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا و فرزند امين خدا و فرزند برگرفته خالص او ! سلام بر تو ، اى ابا عبد اللّه ! ما ، از آنِ خداييم و به سوى او باز مى گرديم . چه قدر مصيبت تو ، بر پدرت پيامبر خدا ، بزرگ است! چه قدر مصيبت تو ، نزد كسى كه خداى عزوجل را مى شناسد ، بزرگ است! مصيبت تو در ملأ اعلا و نزد پيامبران و فرستادگان خدا ، بسى سنگين است . در اين مصيبت سنگين ، سلام و درود من ، بر تو كه نورى در پشت هاى والا ، و نورى در تاريكى هاى زمين ، و نورى در هوا ، و نورى در آسمان هاى بَرين بودى ! تو نورى تابنده در آسمان هايى كه خاموش نمى شود و تو به هدايت ، گويايى ! سپس ، كمى راه برو و هفت مرتبه «اللّه أكبر» ، هفت مرتبه «لا إله إلّا اللّه » و هفت مرتبه «الحمد للّه » و هفت مرتبه «سبحان اللّه » بگو و هفت مرتبه بگو : «لبّيك داعِىَ اللّه ؛ بلى ، بلى ، اى دعوتگر خدا !» و بگو : اگر پيكرم به هنگام كمك خواهى ات پاسخت نگفت ، دل و گوش و ديده و انديشه و خواستم ، تو را ـ كه جانشين پيامبر فرستاده شده ، نواده برگزيده ، راه نماى دانا ، امين خزانه دار ، اداكننده بيانگر ، و مظلومِ زير فشار بودى ـ ، پاسخ گفت . از همه ، بُريده ام و به سوى تو ، جدّت ، پدرت و جانشين خلف پس از تو ، آمده ام . دلم در برابر شما ، تسليم است و رأيم تابع شما و يارى ام برايتان ، آماده است تا آن كه خداوند ، بر طبق آيين خود ، حكم برانَد و شما را بر انگيزد . گواهى مى دهم كه شما ، حجّت خدا هستيد ، و رحمت را به سبب شما ، اميد مى برند . پس با شمايم ؛ با شما ، نه با دشمنتان . من ، جزو مؤمنان به شما هستم . قدرت خدا را انكار نمى كنم و خواست او را تكذيب نمى نمايم . آن گاه ، با گام هاى كوتاه ، راه برو تا رو به روى قبر ، بِايستى و قبله ، پشت شانه هايت باشد و رو به رو با او بگو : سلام خدا ، بر تو ! سلام بر محمّد ، امين خدا بر پيامبرانش و كارهاى بزرگش ، پايان بخش گذشته و گشاينده آينده و چيره بر همه اينها ! و سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد ! خدايا ! بر محمّد ، صاحب پيمانت ، خاتم پيامبرانت ، سَرور بندگانت ، امين در سرزمين هايت ، و بهترينِ مردمانت ، درود فرست ، همان گونه كه كتابت را تلاوت كرد و با دشمنت جنگيد تا اَجَلش در رسيد . خدايا ! بر امير مؤمنان ، درود فرست ؛ بنده ات و برادر پيامبرت ؛ كسى كه با علمت ، او را برگزيدى و وى را هدايتگرِ كسانى از خلقت كه خواستى ، كردى و راه نماى هر كس كه با پيامت ، وى را به سويش روانه داشتى ، و با عدل خود ، او را حاكم و سرپرست دينت كردى و فيصله دهنده ميان خلقت به حكم تو ، و چيره بر همه اينها قرار دادى ! سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد ! خدايا ! كلماتت را با او ، كامل كن و وعده ات را با او ، محقَّق ساز و دشمنت را با او ، هلاك كن و ما را جزو اوليا و دوستداران او بنويس . خدايا ! ما را از پيروان و ياوران او قرار بده ، و يارانى بر طاعت تو و پيامبرت ، و نيز بر آنچه به او سپردى و بر آنها جانشينش ساختى ، اى پروردگارِ جهانيان ! خدايا ! بر فاطمه ، دختر پيامبرت ، همسر وليّت ، مادر دو نواده : حسن و حسين ، پاك و پاكيزه ، صدّيقه زكيّه ، و سَرور همه زنان بهشتى ، درود فرست ؛ درودى كه جز تو ، كسى را توان شماره آن نباشد . خدايا ! بر حسن بن على ، درود فرست ؛ بنده ات ، فرزند برادر پيامبرت ؛ كسى كه با علمت ، او را برگزيدى و هدايتگرِ هر كس از خلقت كه خواستى ، قرارش دادى و راه نماى كسانى كه او را با پيام هايت ، به سويشان روانه داشتى و با عدل خود ، او را حاكم و سرپرست دينت كردى و فيصله دهنده ميان خلقت به حكم خودت ، قرارش دادى و بر همه اينها چيره ساختى . سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد ! خدايا ! بر حسين بن على ، درود فرست ؛ بنده ات ، فرزند برادر پيامبرت ؛ كسى كه با علمت ، او را برگزيدى و هدايتگرِ هر كس از خلقت كه خواستى ، قرارش دادى و راه نماى كسانى كه او را با پيام هايت ، به سويشان روانه داشتى و با عدل خود ، او را حاكم و سرپرست دينت كردى و فيصله دهنده ميان خلقت به حكم خودت ، قرارش دادى و او را بر همه اينها چيره ساختى . سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد ! و بر همه امامان ، درود مى فرستى ، همان گونه كه بر حسن عليه السلام و حسين عليه السلام درود فرستادى و مى گويى : خدايا ! كلماتت را با آنها ، كامل كن و وعده ات را با ايشان ، محقَّق ساز و با آنان ، همه دشمنان تو و ايشان را از جن و اِنس ، هلاك كن . خدايا ! از جانب ما ، بهترين پاداشى را كه به بيم دهنده قومى مى دهى ، به آنان بده . خدايا ! ما را پيرو و يار و ياور آنان در اطاعت از تو و پيامبرت ، قرار ده . خدايا ! ما را از كسانى قرار ده كه از نورِ فرود آمده با ايشان ، پيروى مى كنند و زندگى و مرگ ما را ، مانند زندگى و مرگ آنان ، قرار ده و ما را در دنيا و آخرت ، هر جايى كه آنها حضور دارند ، حاضر كن . خدايا ! اين ، مقامى است كه مرا به آن ، گرامى و بزرگ داشتى و رغبت به آن را بر پايه حقيقت ايمانم به تو و پيامبرت ، به من ، عطا نمودى . سپس ، اندكى به قبر ، نزديك مى شوى و مى گويى : سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ! سلام خدا و فرشتگان مقرّب و پيامبران فرستاده شده اش بر تو باد ، هر زمان كه نسيم خوش بوى فرشتگان [ فرود آينده بر قبرت ]مى وزد ! سلام از دل بر آمده مؤمنان بر تو ؛ آنان كه گوياى فضيلت تو هستند ! گواهى مى دهم كه تو ، راست و راستينى و در آنچه به سويش فرا خواندى ، راست گفتى و در آنچه آوردى ، راست گفتى . تو ، خون طلب شده خدا در زمينى . خدايا ! مرا در زمره اوليايت در آور و حضور آنان [در زندگى ام] را و مرقدهايشان را در دنيا و آخرت ، محبوب من بگردان ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . و مى گويى : سلام بر تو ، اى ابا عبد اللّه ! خداوند، تو را رحمت كند ، اى ابا عبد اللّه ! درود خدا بر تو باد ، اى ابا عبد اللّه ! سلام بر تو ، اى امام هدايت ! سلام بر تو ، اى پرچم پرهيزگارى ! سلام بر تو ، اى حجّت خدا بر اهل دنيا ! سلام بر تو ، اى حجّت خدا و فرزند حجّت او ! سلام بر تو ، اى خون طلب شده خدا و فرزند او ! سلام بر تو ، اى خون تاوانْ خواسته خدا و فرزند او ! گواهى مى دهم كه تو ، مظلومانه كشته شدى و قاتل تو ، در آتش است . گواهى مى دهم كه تو ، در راه خدا ، آن گونه كه حقّش بود ، جهاد كردى و سرزنش سرزنشگران در تو اثر نكرد و تو ، او را عبادت كردى تا اَجَلت در رسيد . گواهى مى دهم كه شما ، واژه پرهيزگارى و درِ هدايت و حجّت بر خلق او هستيد . گواهى مى دهم كه آن ، در گذشته براى شما بوده و در آينده نيز براى شما خواهد بود . و گواهى مى دهم كه جان ها و سرشت شما ، سرشتى پاك و پاكيزه و نيكويند ، و از يكديگرند و اين، از خداوند و رحمت اوست . خدا را گواه مى گيرم ـ و او براى گواهى ، بس است ـ و نيز شما را كه من ، به شما ايمان دارم و پيرو شما هستم ، با تمام وجود و همه اعتقادم و تا فرجامِ كارم و بازگشت و قرار گرفتنم [ در سراى آخرتم ] . پس ، از خداى نيكى كننده مهربان مى خواهم كه اين را برايم به كمال برساند . گواهى مى دهم كه شما ، [ پيام خدا را ] رسانديد و خيرخواهى كرديد ، و شكيب ورزيديد و كُشته شديد و حقّتان غصب گرديد ، و به شما بد شد و شكيبايى كرديد . لعنت بر گروهى كه با شما ، مخالفت كردند ، و [ بر ] گروهى كه ولايت شما را انكار كردند ، و [ بر ] گروهى كه آنان را بر ضدّ شما ، پشتيبانى كردند ، و [ بر ] گروهى كه شاهد بودند و [در كنارتان] حاضر نگشتند . ستايش ، ويژه خدايى است كه آتش را جايگاه ايشان قرار داد ؛ و چه بدْ وارد شونده و جايگاه ورودى است ! و چه بد ميهمان و ميزبانى ! و مى گويى : خداوند ، بر تو درود فرستد ، اى ابا عبد اللّه (سه بار) ، و نيز بر جان و پيكرت ! خداوند ، قاتلان تو را لعنت كند ! خداوند ، برهنه كنندگان تو را لعنت كند ! خداوند ، وا گذارندگان تو را لعنت كند ! و خداوند ، لعنت كند هر كس را كه بر كُشتن تو ، يارى داد ، و هر كس را كه به آن ، فرمان داد و در [ريختن] خونت ، شركت جُست ! و خداوند ، لعنت كند هر كس را كه خبر يافت و به آن ، خشنود شد و يا تسليم گشت ! من ، از ولايت ايشان ، به سوى خدا ، بيزارى مى جويم و خدا ، پيامبرش و خاندان پيامبرش را ولىّ خود مى گيرم . و گواهى مى دهم كسانى كه حُرمت تو را شكستند و خون تو را ريختند ، بر زبان پيامبر اُمّى ، لعنت شده اند . خدايا ! كسانى كه پيامبرانت را تكذيب كردند و خونِ خاندان پيامبرت ـ كه درودهايت بر ايشان باد ـ را ريختند ، لعنت كن . خدايا ! قاتلان امير مؤمنان عليه السلام را لعنت كن و عذاب دردناك را بر ايشان ، دوچندان گردان . خدايا ! قاتلان حسين بن على عليه السلام را و نيز قاتلان ياوران حسين بن على عليه السلام را لعنت كن و با آتش سوزانت ، آنان را بسوزان و شدّت عذابت را به آنان بچشان و عذابت را بر ايشان ، دوچندان گردان و آنان را ، به شدّت ، لعنت كن . خدايا ! بدبختى ات را در ايشان ، جاى بده و از آن جا كه گمان نمى برند ، بر ايشان در آى (هلاكشان كن) و از همان جا كه نمى دانند ، ايشان را بگير و ايشان را سختْ عذاب ده و دشمنان پيامبرت و خاندان پيامبرت را ، به شدّت ، لعن كن . خدايا ! جِبْت و طاغوت و فرعون ها را لعن كن ، كه تو بر هر كارى ، توانايى ! و مى گويى : پدر و مادرم فدايت باد ، اى ابا عبد اللّه ! سفر من با وجود راه دورم ، به سوى توست و اشكم براى تو ، سرازير گشته است و اندوه و گريه و ناله و فرياد و صداى من ، بر توست و آمدنم ، به سوى توست و گناه بزرگم را با تو ، مى پوشانم . به زيارت و ميهمانى تو آ��ده ام ، در حالى كه پشت خود را [ از بار گناهان ] سنگين كرده ام . پدر و مادرم فدايت باد ، اى سَرور من ! بر تو گريستم ، اى گُزيده خدا و فرزند برگزيده او ! بر من بايسته است بر تو بگِريم كه آسمان ها و زمين ها و كوه ها و درياها ، بر تو مى گِريند . مرا چه عذرى است ، اگر بر تو نگِريم ، كه حبيب پروردگارم و امامان ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ ، از سدرة المنتهي [١] تا زمين خاكى ، بى تابانه بر تو گريسته اند ؟! پس بر قبر ، دست بكش و بگو : سلام بر تو ، اى ابا عبد اللّه ، اى حسين بن على ، فرزند پيامبر خدا ! سلام بر تو ، اى حجّت خدا و فرزند حجّت او ! گواهى مى دهم كه تو ، بنده و امين خدايى ، خيرخواهانه [ پيام خدا را ]رساندى و امانتدارانه ادا نمودى . صادقانه گفتى و رادمردانه كُشته شدى و با يقين ، درگذشتى . گم راهى را بر هدايت ، مقدّم نداشتى و از حق به باطل ، ميل پيدا نكردى و جز به خداى يگانه ، پاسخ نگفتى . و گواهى مى دهم كه تو ، بر دليلى روشن از پروردگارت بودى . آنچه را فرمان يافته بودى ، رساندى و به حقّ آن ، قيام نمودى و پيشينيان خود را تصديق كردى ، بى آن كه سستى كنى ، يا خوار بدارى . خداوند ، بر تو درود و سلامِ فراوان بفرستد ! خداوند ، جزاى خير صدّيقان را به تو عطا كند ! گواهى مى دهم كه جهاد ، همراه تو ، جهاد است و حق ، با تو و به سوى توست ، و تو ، شايسته آن و معدن آن هستى و ميراث نبوّت ، نزد تو و اهل بيت توست . و گواهى مى دهم كه تو ، رساندى و خيرخواهى كردى و وفا نمودى . با حكمت و اندرز نيكو ، در راه پروردگارت ، جهاد كردى و بر همان عقيده اى كه بودى ، شهيد و شاهد و مشهود گشتى . خداوند ، بر تو درود و سلامِ فراوان فرستد ! گواهى مى دهم كه تو ، پاك و پاكيزه و پاك گشته هستى ؛ از دامانى پاك و پاكيزه و پاك گشته . تو ، پاكى و زمينى كه تو در آنى ، پاك است و حَرَمت نيز پاك است . گواهى مى دهم كه تو ، به دادگرى فرمان دادى و به سوى آن ، فرا خواندى . گواهى مى دهم كه كُشندگان تو ، بدترينِ مردم و ناسپاس ترينِ آنان هستند . من ، تو را در همه گناهانم ، شفيع خودم نزد خداى تو و خود مى كنم و براى همه حاجت ها و مطلوب هايم در دنيا و آخرت ، با تو به خداوند ، روى مى آورم . سپس ، گونه راستت را بر قبر بگذار و بگو : خدايا ! به حقّ اين قبر و كسى كه در آن است ، و به حقّ اين قبرها و آنان كه در آنها جايشان دادى ، از تو مى خواهم كه نام مرا نزد خود ، ميان نام هاى آنان بنويسى و مرا به همان جايى كه ايشان را در مى آورى ، در آورى و مرا از همان جا كه ايشان را بيرون مى آورى ، بيرون آورى ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . و مى گويى : پروردگارا ! گناهانم ، مرا ساكت كرده و سخنم را بُريده اند و دليل و عذرى برايم نمانده است . من به گناهانم ، اقرار دارم و در بند گرفتارى ام و رَهين كردارم هستم . به خطاى خود ، چابك و در مقصود خود ، حيران و از همه جا بُريده ام . پروردگارا ! خودم را با وجود تهديدت ، در جايگاه شوربختانِ خوار و گناهكار و گستاخ ، قرار دادم . اى كه مُنزّهت مى دانم ! چه گستاخى ها كه در برابر تو كردم ! و چه فريب ها كه خودم را با آنها گول زدم ! و چه مستى ها كه مرا هلاك كردند ! و چه غفلت ها كه مرا نابود ساختند ! نگاهم ، چه زشت بود و كردارم ، چه وحشتناك ! سَرور من ! بر سقوط و لغزشم رحم كن ، به خاطر روى آوردنم به سويت ، و گونه بر خاكْ ساييدنم ، و پشيمانى ام را بر آنچه كوتاهى كرده ام ، و عذر خطايم را بپذير . بر ناله و اشكم ، رحم كن ، پوزشم را قبول كن و با بردبارى ات ، بر نابخردى ام و با احسانت ، بر خطاهايم و با عفوت ، به من باز گرد . پروردگارا! از سنگ دلى و ضعيف بودن عملم ، به تو گِله مى كنم . بر خواسته ام ، رحم كن كه به گناهانم ، اقرار و به خطاهايم ، اعتراف دارم . اين ، دست و پيشانى من كه براى قصاص ، به تو مى سپارم . پس توبه ام را بپذير و گِره گرفتارى ام را بگشا و بر خشوع و خضوعم ، گسستنم از همه و پيوستن به تو ، اندوهم بر گذشته ام و خاكسارى ام پيشِ رويت و آمدن به خاك قبر فرزند پيامبرت ، رحم كن ، كه تو اميد ، تكيه گاه ، پشتوانه و ساز و برگِ منى . خدايى جز تو نيست . سپس ، سى و پنج «تكبير» مى گويى و دستانت را بالا مى برى و مى گويى : پروردگارا ! از وطنم به قصد تو و فرزند پيامبرت ، حركت كردم و سرزمين ها را به اميد آمرزشت ، در نورديدم . پس ـ اى سَرور من ـ مايه آرامش و شفيع من باش ، دلسوز من و نجات دهنده من باش ، روزى كه نزد او ، شفاعت كسى سودى ندارد ، جز آن كه از او خشنود باشد [ و تو جزو آنانى ] ؛ روزى كه شفاعتِ شفيعان ، سودى نمى دهد و روزى كه گم راهان مى گويند : نه شفيعى داريم ، نه دوستى صميمى . پس آن روز ، در جايگاهم پيش روى پروردگارم ، نجات دهنده من باش كه جرم من ، بزرگ و مفاصلم ، [ از ترس ، ] لرزان است و گوش هايم ، ناشنوايند و از كارهاى زشتِ پيش فرستاده ام ، سرافكنده هستم . لُختِ مادرزاد هستم و پروردگارم از من ، پرسشگر است . پس آن روز ، شفيع و نجات دهنده من باش ، كه تو را براى روز حاجت و نياز و بينوايى ام ، ذخيره كرده ام . سپس ، گونه چپت را بر قبر بگذار و بگو : خدايا ! بر گريه و زارى ام بر خاك قبر فرزند پيامبرت ، رحم كن ، كه من در جايگاه رحمت تو هستم ، اى پروردگار ! و مى گويى : پدر و مادرم فدايت باد ، اى فرزند پيامبر خدا ! خداوند بر تو درود فرستد ! من ، از قاتل و برهنه كننده تو ، به درگاه خدا ، بيزارى مى جويم . كاش من با تو بودم و به رستگارى بزرگى دست مى يافتم و خونم را در راهت مى دادم و تو را با جانم ، نگاه مى داشتم و ميان كسانى مى بودم كه پيش رويت ، پايدارى كردند ، تا خونم نيز با تو ريخته م�� شد و به خوش بختى مى رسيدم و به بهشت ، دست مى يافتم ! و مى گويى : خدا ، لعنت كند كسى را كه به تو تير انداخت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه به تو نيزه زد ! خدا ، لعنت كند كسى كه سرت را بُريد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه سرت را حمل كرد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه با چوب دستى اش بر دندان هاى پيشين تو زد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه زنان تو را به گريه انداخت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه فرزندان تو را يتيم كرد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه عليه تو [ دشمنانت را ] يارى داد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه به سوى تو [ همراه دشمنانت ] حركت كرد ! خدا ، لعنت كند كسى را كه تو را از آب فرات ، باز داشت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه تو را فريب داد و تنها گذاشت ! خدا ، لعنت كند كسى را كه صداى تو را شنيد و پاسخت را نداد ! خدا ، فرزند [ هند ] جگرخوار را لعنت كند ، و نيز فرزند و ياران و پيروان و ياوران او را ، و همچنين پسر سميّه را ! و خدا ، همه قاتلان تو و قاتلان پدرت و ياوران آنها را لعنت كند و درون و شكم ها و قبرهايشان را آكَنْده از آتش كند و عذابى دردناك ، به آنها بچشانَد ! سپس ، نزد سرش هزار تسبيح امير مؤمنان عليه السلام [٢] مى گويى و اگر دوست داشتى ، به طرف پاهايش مى روى و دعاهايى را كه برايت به تفصيل گفتم ، مى خوانى . سپس از پاها به سمت سرش مى روى و چون از نماز [ زيارت ] فارغ شدى ، چنين تسبيح مى گويى : منزّه است آن كه نشانه هايش از ميان نمى روند ! منزّه است آن كه خزانه هايش كاستى نمى پذيرند ! منزّه است آن كه مدّت دار و زوال پذير نيست ! منزّه است آن كه آنچه نزد اوست ، پايان نمى گيرد ! منزّه است خدايى كه فخرش از ميان رفتنى نيست ! منزّه است آن كه در كارش به مشورت با هيچ كس ، نيازى ندارد ! منزّه است آن كه جز او ، خدايى نيست ! سپس به سوى پاهايش مى روى و دستت را بر قبر مى گذارى و مى گويى : خداوند بر تو درود فرستد ، اى ابا عبد اللّه (سه بار) ! شكيبايى ورزيدى و تو ، راستگو و تصديقْ شده اى . خدا ، كسانى را كه با دست ها و زبان هايشان شما را كُشتند ، بكُشد ! و مى گويى : بار خدايا ! پروردگارِ پروردگاران ! فريادرس نيكان ! من به تو پناه جُسته ام . مرا از آتش [ جهنّم ]بِرَهان . اى فرزند پيامبر خدا ! بر تو ميهمان آمده ام و در همه حاجت هاى اُخروى و دنيوى ام ، تو را وسيله توسّلم نزد خدا كرده ام و متوسّلان ، تو را در همه حاجت هايشان ، نزد خداوند ، وسيله قرار مى دهند و بندگانِ سزامند پاداش ، به وسيله تو ، طلب خود را مى گيرند . از ولىّ تو و ولىّ ما مى خواهم كه نصيب مرا از زيارت تو ، درود بر محمّد و خاندان او و آمرزش گناهانم ، قرار دهد . خدايا ! مرا از كسانى قرار ده كه در دنيا و آخرت ، يارى شان مى كنى و براى يارى دينت ، به كارشان مى گيرى . سپس ، گونه هايت را بر قبر مى گذارى و مى گويى : خدايا ! پروردگارِ حسين ! سينه حسين را تسلّى بخش . خدايا ! پروردگارِ حسين ! خون حسين را طلب كن . خدايا ! پروردگارِ حسين ! از خشنود شدگان به قتل حسين ، انتقام بگير . خدايا ! پروردگارِ حسين ! از مخالفان حسين ، انتقام بگير . خدايا ! پروردگارِ حسين ! از شادى كنندگان به قتل حسين ، انتقام بگير . و به پيشگاه خدا ، گريه و زارى مى كنى و لعنت خدا را بر قاتلان حسين عليه السلام و امير مؤمنان عليه السلام مى طلبى و نزد پاهاى امام عليه السلام ، هزار تسبيح فاطمه عليهاالسلام و اگر نتوانستى ، يكصد تسبيح مى گويى و [سپس] مى گويى : منزّه است خداى عزّتمند والا و رفيع ! منزّه است خداى باشُكوه و بزرگ و سِتُرگ ! منزّه است خداى صاحب فرمان روايىِ بزرگ و كهن ! منزّه است خداى داراى فرمان روايى بِشكوه و بزرگ ! منزّه است خدايى كه جامه عزّت و زيبايى ، پوشيده است ! منزّه است خدايى كه رَداى نور و وقار ، در بر كرده است ! منزّه است خدايى كه ردّ پاى مورچه را بر روى سنگِ صاف ، و جنبش پرنده را در هوا مى بيند ! منزّه است خدايى كه چنين است و غير او چنين نيست ! سپس به سوى قبر على اكبر عليه السلام برو كه نزديك پاهاى امام حسين عليه السلام است . پس چون بر [ سر قبر ]او ايستادى ، بگو : سلام و رحمت و بركات خدا بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا ، و فرزند جانشين پيامبر خدا ، و فرزند دختر پيامبر خدا ! رحمت و بركات دوچندان خدا ، هر گاه كه خورشيد ، طلوع يا غروب مى كند بر تو باد ! سلام بر تو و بر جان و پيكرت ! پدر و مادرم ، فداى كُشته اى كه بدون هيچ جرمى ، ذبح شد ! پدر و مادرم فدايت باد ، كه خونت تا آن جا كه خدا دوست داشت ، بالا رفت ! و پدر و مادرم فدايت باد ، كه پيشِ روى پدرت ، پيكار مى كردى و او ، تو را به حساب خدا مى نهاد و مى گريست و دلش ، آتش گرفته بود ! خونت را با كف دستش ، به كرانه هاى آسمان پاشيد و قطره اى باز نيامد . ناله پدرت بر تو ، آرام نگرفت . براى جدايى ، با تو وداع كرد و جايگاه شما دو تن نزد خدا ، با پدران درگذشته ات و با مادرانت ، در بهشت ، جايگاه نعمت يافتگان است . به درگاه خدا ، از قاتلان و ذبح كنندگان تو ، بيزارى مى جويم . سپس ، خود را روى قبر بينداز و دستت را بر آن بگذار و بگو : سلام خدا و فرشتگان مقرّبش و پيامبران فرستاده شده اش و بندگان شايسته اش بر تو ، اى مولاى من و فرزند مولاى من ! و رحمت و بركات خدا ، نثارت باد ! خداوند بر تو ، خاندان تو ، اهل بيت تو و پدرانت ، پسران و مادرانت ، آن برگزيدگان نيكوكار ؛ همان كسان كه خداوند ، آلودگى را از ايشان زُدود و پاكيزه شان ساخت ، درود فرستد ! سلام بر تو ، اى فرزند پيامبر خدا و فرزند امير مؤمنان و فرزند حسين بن على ! و رحمت و بركات خدا ، نثارت باد ! خدا ، قاتلت را لعنت كند ! خدا ، كسانى را كه حقّتان را ��بُك شمردند و شما را كُشتند ، لعنت كند ! خدا ، باقى ماندگان و رفتگانِ آنها را لعنت كند ! جانم فداى شما و مرقدتان ! خداوند ، بر شما درود و سلام فراوان فرستد ! سپس ، گونه ات را بر قبر بگذار و بگو : خداوند ، بر تو درود فرستد ، اى ابو الحسن (سه بار)! پدر و مادرم فدايت ! به زيارت و ميهمانى تو آمده ام و از جنايت هايى كه بر خود كرده ام و كوله بار گناهى كه به پشت گرفته ام ، به تو پناه آورده ام . از ولىّ تو و خودم مى خواهم كه نصيب مرا از زيارت تو ، آزادى از آتش [ دوزخ ] ، قرار دهد . و هر دعايى كه دوست دارى ، مى كنى و از پشت [ قبر ] امام حسين عليه السلام دور مى زنى و به نزد سرش مى آيى . نزد سرش ، دو ركعت نماز بگزار كه در ركعت اوّل ، سوره «حمد» و «يس» و در ركعت دوم ، سوره «حمد» و «الرحمن» را مى خوانى و اگر خواستى ، پشت قبر بخوان ؛ امّا نزد سر ، بهتر است . چون نمازت را به پايان بردى ، بجز آن دو ركعت نماز زيارت كه نزد هر قبرى بايد بخوانى ، هر چه قدر خواستى ، نماز بخوان . و چون از نمازت فارغ شدى ، دستانت را بالا ببر و بگو : خدايا ! ما ايمان آورنده به او و تسليم شده در برابر او ، چنگ زننده به ريسمان او و شناسنده حقّ او ، اقرار كننده به فضيلت او ، بينا به گم راهى مخالفانش و عارف به هدايتى كه او بر آن است ، نزد او آمده ايم . خدايا ! تو را گواه مى گيرم و فرشتگان حاضر در كنارم را نيز گواه مى گيرم كه من به آنان ، ايمان دارم و به قاتلان ايشان ، كفر مى ورزم . خدايا ! آنچه را به زبان مى گويم ، در دلم محقّق و در كردارم ، جلوه گر ساز . خدايا ! مرا از كسانى قرار ده كه در كنار حسين بن على عليه السلام ، استوارگام ماندند ، و مرا جزو كسانى ثبت كن كه كنار او به شهادت رسيدند . خدايا ! كسانى را كه نعمتت را به كفر تبديل كردند ، لعنت كن . منزّهى تو ـ اى بردبار ـ ، از آنچه ستمكاران در پهنه زمين مى كنند ! اى بزرگ ! مباركى و متعال . جرم بزرگ بندگانت را مى بينى و بر [ عذاب ] آنان عجله نمى كنى . اى بزرگوار ! تو والايى و حاضر ، نه غايب ، و دانا به چيزهايى هستى كه به برگزيدگان و دوستانت مى رسد و [حتّى] آسمان و زمين ، تاب تحمّل آنها را ندارند . اگر مى خواستى ، از آنان ، انتقام مى گرفتى ؛ امّا تو آرام هستى و به گستاخان بر تو و پيامبر و حبيبت ، مهلت دادى و آنان را در زمينت ، جاى دادى و با نعمتت ، غذا دادى ، تا مدّتى كه سر رسيد و زمانى كه برايشان پايان گرفت ، تا كارى را كه تو تقدير كرده بودى ، كامل كنند و اَجَلى را كه تو تعيين كرده بودى ، به پايان ببرند تا آنان را در جايى پست ، براى هميشه به بند كشى ؛ در آتش و آب داغ و چركابه تنِ دوزخيان ، و خار تلخ و سوزان ، و غُل و زنجير ، و خون و چرك پيكر دوزخيان ، و زَقّوم و آب زرد و چرك ، با ماندنى طولانى در روزگارى ، با شعله هاى سوزان در دوزخ ، كه نه چيزى باقى مى گذارد و نه رها مى كند ، و نيز در آب جوشان و جهنّم سوزان . سپس ، خود را روى قبر بينداز و بگو : اى سَرور من ! با بار سنگين گناهان ، نزد تو آمده ام و با آمدنم نزد تو ، به خدايم تقرّب مى جويم ، و نيز با گريه ام بر تو ، و داد و فغان و آه و ناله ام ، و بر خود ، بيمناك نيستم ، به اين اميد كه فرداى قيامت ، تو سپر و پشتوانه ، پناهگاه و نگاهبان ، شفيع و نگهدار من در برابر آتش هستى . من ، از وابستگان شما هستم كه با دشمنتان ، دشمنم و با دوستدارتان ، دوستى مى كنم . بر آن ، زندگى مى كنم و بر آن ، مى ميرم و بر آن ، برانگيخته مى شوم ، إن شاء اللّه ! و پيكرم را به زير آفتاب آورده ام و با خانواده ام ، وداع كرده ام و از خانه و كاشانه ام ، دور افتاده ام و با نزديكى به شما ، نجات را آرزو مى كنم . اميد دارم كه در روزگار [ حكومت ]شما ، باز گردم . اميد مى برم كه فرداى قيامت ، در بهشت خدايم ، به شما و جايگاهتان در كنار پدران درگذشته تان بنگرم . و مى گويى : اى ابا عبد اللّه ! اى حسين ، فرزند پيامبر خدا ! آمده ام تا تو را شفيع خود در درگاه خدا كنم . خدايا ! من با فرزند حبيبت ، از تو شفاعت مى جويم ، و نيز با فرشتگان ضجّه زننده ، گريان و ناله كننده بر او ـ كه نه خسته مى شوند و نه ملول ، و از بيم تو ، بيمناك و از عذابت ، بر حذرند ، و روزگار ، آنان را تغيير نمى دهد و پير نمى شوند ، و در اطراف مرقد ، ناله مى زنند و سَرورشان ، آنچه را كه انجام مى دهند و هر جا كه مى روند ، مى بيند ، و اشك چشمشان ، سرازير گشته ، قطع نمى شود و آتش اندوهشان ، خاموش نمى گردد ـ ، از تو شفاعت مى جويم . آن گاه ، دستانت را بالا مى برى و مى گويى : خدايا ! من از تو مى خواهم ، مانند خواهش بينواىِ بى چيز و دردمند ذليلى كه جز تو ، كسى را براى بينوايى اش نمى خواهد و اگر رحمت تو به او نرسد ، هلاك مى شود . از تو مى خواهم كه لطفت را به من برسانى ، كه تو خواستارت را ناكام نمى كنى ، مغفرت مى بخشى و گناهان را مى آمرزى . اى سَرور من ! من ، خوارترينِ آفريدگانت نزد تو و خوارترينِ همراهانِ فرزند حبيبت كه بر تو وارد شده اند ، نباشم ؛ چرا كه من به تو ، دل بسته ام و اميد دارم ، و طمعكارم و به غربت آمده ام و زيارت كردم ، به اميد اين كه وقتى مرا به سفر آوردى و اجازه حركت به اين جا را به من دادى ، برايم از سرِ رحمت و تفضّل ، جبران كنى ، اى بخشايشگر و مهربان ! تا مى توانى ، در دعا كردن بكوش و فراوان ، دعا بخوان . سپس ، به يارى خدا ، از زير سقف ، خارج شو و در برابر قبرهاى شهيدان بِايست و با اشاره به همه آنها ، بگو : سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد ! سلام بر شما ، اى اهل قبور ، از جانب ساكنان خانه هاى مؤمنان ! سلام بر شما ، بر آنچه شكيبايى كرديد ، كه چه خوبْ ��راى فرجامينى داريد ! سلام بر شما ، اى دوستداران خدا ! سلام بر شما ، اى ياوران خدا و ياوران پيامبرش و ياوران امير مؤمنان و ياوران فرزند پيامبرش و ياوران دينش ! گواهى مى دهم كه شما ، ياوران خدا هستيد ، همان گونه كه خداى عزوجل فرمود : « و بسى پيامبر كه گروه هايى فراوان ، همراه او جنگيدند و از آنچه (مصيبت ها) در راه خدا به آنها رسيد ، سست نشدند و ناتوان نگشتند » . نه سست شديد و نه ناتوان گشتيد تا آن كه خدا را بر راه حق ، ديدار كرديد . خداوند ، بر شما ، روح هايتان و پيكرهايتان ، درود فرستد ! مژده باد شما را به وعده بى تخلّف و تغيير خدايى كه هرگز ، خُلف وعده نمى كند . خداوند ، همان گونه كه به شما وعده داده ، تاوان خون شما را خواهد گرفت . شما خاصّان خداييد كه شما را مخصوص ابا عبد اللّه كرده است . شما ، شهيدان و سعادتمندان هستيد . نزد خدا سعادت يافتيد و به درجه هاى والايى از بهشت ، دست يافتيد ؛ بهشت هايى كه اهل آن ، پير و سال خورده نمى شوند ، و به اقامت در سراى سلامت ، در كنار كسى كه يارى اش داديد ، خشنود شدند . خداوند به شما ، جزاى خيرِ ياورانى را عطا كند كه كنار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پايدارى كردند ! خداوند ، وعده تكريم شما با جاى دادن در جوار و سرايش و در كنار پيامبران ، فرستادگان ، امير مؤمنان و رهبر روسپيدان ، محقَّق سازد ! از خدايى كه مرا به سوى شما آورد و قتلگاه شما را به من نشان داد ، مى خواهم كه آنان را بر سر حوض [ كوثر ] ، سيراب و سيراب كننده ، به من نشان دهد و دشمنان شما را در پايين ترين درجه دوزخ ، به من بنماياند ، كه آنان ، شما را به ستم كُشتند و خواستند حق را نابود كنند و [آن را] از شما به سود پسر سميّه و پسر هند جگرخوار بگيرند . از خدا مى خواهم كه آنان را تشنه و بى آب به من بنمايد ، در بند و زنجير ، و ره سپار به سوى جهنّم . سلام بر شما ، اى ياوران فرزند پيامبر خدا ، از من براى هميشه بودنم ! و سلام بر شما ، براى هميشه روزگار ، هنگامى كه من ، نابود و پوسيده شدم ! بر شما ، سختْ اندوهگينم . چه مصيبت بزرگى به همه دوستداران محمّد و خاندان محمّد صلى الله عليه و آله رسيد ! مصيبت شما ، بزرگ و بى نظير و سِتُرگ و عمومى است . من ، بى تاب شما و دردمند و اندوهگينم . من به خاطر شما ، مصيبت ديده و غمگينم . گوارايتان باد آنچه به شما عطا شد ! گوارايتان باد آنچه بِدان ، سلامتان دادند ! فرشتگان ، بر شما گِريستند و گردِ شما را گرفتند و در لشكرگاه شما ، سُكنا گزيدند و در جايگاه افتادن شما ، جاى گرفتند و بال هايشان را بر شما گستردند و آن جا را تقديس نمودند و هرگز از آن جا نمى روند تا روز ديدار ، روز حشر و نشر (قيامت) . رحمتى از خدا ، بر گِردِ شما چرخيد و با آن ، به شرف آخرت رسيديد . به شوق شما و با بيم [ از حاكمان ]به زيارت شما آمده ام . از خدا مى خواهم كه شما را بر لب حوض [ كوثر ] و در بهشت ، با پيامبران ، فرستادگان ، شهيدان و صالحان به من بنمايد ، كه چه خوبْ همراهانى هستند ! پس در حائر [٣] بچرخ ، در حالى كه مى گويى : اى كه نزد او آمده ام و به سوى او از خانه ، خارج شدم و به او پناه آوردم و آهنگِ او كردم و با فرزند پيامبرش به او تقرّب جسته ام ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و بر من با بهشت و آزادى از آتش [ دوزخ ] ، منّت بگذار . خدايا ! بر غربت و دورى ام از خانه ، رحم آور و بر حركتم به سوى تو و فرزند حبيبت ، رحم كن و مرا كامياب و پيروز ، باز گردان ، در حالى كه عذر و خضوع و خشوعم را نزد پيشوا و سَرور و مولايم ، پذيرفته باشى . به ناله ، گريه ، اندوه ، بى تابى و غمم ، رحم كن و نيز به بى تابى رسيده به قلبم . من با نعمت و لطفى كه به من كردى ، به سوى او بيرون آمدم و نيز با تقويتى كه از من نمودى و خطرى كه از من دور كردى و شبانه روز ، مواظبتم نمودى ، و با حفظ من و بزرگداشتت نسبت به من . هر دريايى را كه پيمودم و هر درّه و دشتى را كه در نورديدم و به هر منزلى كه فرود آمدم ، تو مرا در آب و خشكى بُردى ، و تو بودى كه مرا رساندى و موفّق كردى و كفايتم نمودى ، و با فضل و حفظ تو رسيدم و منّت تو را در همه اينها مى بَرَم و ردّ پاى من ، نام من و شخص من ، نزد تو مكتوب است . ستايش ، از آنِ توست در آنچه مرا بِدان آزمودى و آنچه با من كردى . خدايا ! بر هراسم از تو ، رحم كن ، و [نيز] بر جايگاهم پيشِ رويت و اظهار دوستى ام . و توسّل مرا به فرزند حبيبت ، گُزيده و برگرفته از خلقت ، و نيز توجّه مرا به سوى تو ، بپذير . عذرم و توبه ام از گناهان بزرگِ پيشين را بپذير و عيب ها ، گناهان و اسراف بر خودم ، مانع تو از آن [ پذيرش ] نشود . اگر از من ناخشنودى ، از من ، خشنود شو ، و اگر بر من خشمگينى ، به من باز گرد ، كه تو بر هر كارى ، توانايى . خدايا ! «من و پدر و مادرم را بيامرز» و «بر آن دو ، رحم كن ، همان گونه كه مرا در كودكى پروراندند» و از سوى من ، جزاى خيرشان بده . خدايا ! در برابر احسان آن دو ، به ايشان ، احسان كن و جزاى گناهانشان را آمرزش ، قرار ده . خدايا ! آن دو را با رحمتت ، به بهشت در آور و چهره هايشان را بر عذابت ، حرام بدار و مرقدشان را خُنَك و قبرشان را وسيع قرار ده و جايگاهشان را در پهنه رحمتت و جوار حبيبت محمّد صلى الله عليه و آله ، به من نشان ده .


[١] سدرة المنتهي : درختي است در بالاترين جاي بهشت قرار دارد كه علوم گذشتگان و آيندگان به آن منتهي مي شود[٢] تسبيح امير مؤمنان عليه السلام در حديث ٣٢٤٦ تفسير شده است . در اين باره ، ر . ك: ج ١٢ص ٧ .[٣] حائر : حَرَم ؛ حريم مرقد ؛ محدوده نشانْدار مَزار .