آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤ - خاتمه

لازم است بايد تكميل شود؛ مثل شهادت چهار مرد عادل نسبت به زانى كه مى‌توانند عمل او را به قاضى بگويند.
و- در مقام تجاهر به فسق:
كسى كه به‌طور علنى گناه مى‌كند، حرمت خود را از بين مى‌برد، دربين مردم احترامى نداشته و بدگويى از وى غيبت تلقى نمى‌شود و افشاى رازهايش جايز است. رسول خدا ٦ فرمود:
«ثَلاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صاحِبُ هَوىً مُبْتَدِعٍ. وَالْامامُ الْجائِرُ وَالْفاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ»[١]

سه نفرند كه حرمت و احترامى ندارند؛ انسان هوسبازِ بدعتگذار، زمامدارِ ستمگر و كسى كه آشكارا معصيت مى‌كند.
خاتمه‌ در پايان اين نكته را يادآور مى‌شويم كه همواره بايد هوشيار بود، با جهالت‌ها مبارزه كرد، زمانه را با افرادِ مؤثرِ در آن با دقّت شناخت و آگاهى‌ها را در كليه زمينه‌هاى اجتماعى، سياسى، دينى، فرهنگى و ... بالا برد و به بيگانگان و غير خودى‌ها خوش‌بين نبود و از كلام مبارك پيامبر گرامى اسلام ٦ الهام گرفت كه مى‌فرمايد:


[١] وسائل الشیعه، ج ٨، ص٦٠٥.