آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨ - محرومان کلی از اسرار
آنان زير پاهاى من بودند، من پاهايم را كنار نمىبردم تا تو آنان را شناسايى نكنى و اگر تو مرا به قتل برسانى، مرا سعادتمند و خود را بدبخت ساختهاى. سرانجام، دشمن در برابر اين مقاومت مردانه به زانو درآمد و او را رها ساخت.[١]
قيس بن مسهّر كه مسؤوليت نامهرسانى امام حسين ٧ به مردم كوفه را پذيرفته بود، وقتى در دام مأمور خونريز عبيداللّه بن زياد افتاد، از ارائه هرگونه اطّلاعاتى طفره رفت و جان خويش را در مسير حفظ اسرار اهدا كرد.[٢]
محرومان از اسرار
خصلتها و شيوههاى رفتارى آنگاه كه جزء شخصيّت فرد يا افرادى شدند، جدا ساختن آن از آنان با هيچ نيرو و وسيلهاى ممكن نخواهد بود. خصلت راز نگهدارى يا اشاعه راز تا حدود زيادى به شخصيت افراد بستگى دارد. به همين جهت برخى از گروهها و اصناف در جامعه از ديدگاه اسلامى بهعنوان افراد محروم از هرگونه راز و سرّى معرفى شدهاند، چرا كه در شالوده شخصيّت آنان، اشاعه و مبادله بى قيد و شرط اخبار وجود دارد. در اينجا به معرّفى اين گروه مىپردازيم:
[١] مناقب، ج٤، ص ٢٢٥.
[٢] بحارالانوار، ج٤٤، ص٣٧٠.