آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤ - پیامدهای افشای راز

پيامدهاى آن قابل مقايسه با موارد شخصى و فردى نيست و پاى ذلّت و اسارت يك ملّت و هويّت يك مكتب در ميان است.
امام صادق ٧ به يكى از كارگزاران خود مى‌فرمايد:
«احْفِظْ لِسانِكَ وَ لا تَحْمِلَ النَّاسَ عَلى‌ رقابنا»[١]

زبانت را حفظ كن و موجب سلطه ديگران بر ما مشو! امام محمد باقر ٧ مى‌فرمايد:
روز قيامت، فردى را به سبب مشاركت در خون افراد ديگر مؤاخذه مى‌كنند. او مى‌گويد: خدايا! تو مى‌دانى كه من خون كسى را نريخته‌ام. خداوند متعال مى‌فرمايد: بلى، چنين كارى به‌طور مستقيم از تو ديده نشده، امّا تو از فلانى، مطلبى را شنيدى و براى ديگران نقل كردى و اين مطلب به گوش ظالم جبّارى رسيد و آن فرد به همين دليل كشته شد و تو در خون او شريك شدى.[٢]

آرى! دقّت در پيامدهاى افشاى راز، ديدگاه جديدى در نحوه حفظ و نگهدارى اسرار، فرا روى انسان مى‌گشايد. هشام بن سالم‌


[١] اصول کافی، ج٢، ص١١٣.

[٢] همان (مترجم) ج٤، ص٧٧؛ عن محمد بن مسلم قال: سمعت ابا جعفر(ع) یقول: یحشر العبد یوم القیامه و ما ندی دما فیدفع الیه شبه المحجمه او فوق ذلک فیقال له: هذا سهمک من دم فلان، فیقول:

یا رب! انک لتعلم انک قبضتنی و ما سفکت دما، فیقول: بلی سمعت من فلان روایه کذا و کذا، فرویتها علیه فنقلت حتی صارتالی فلان الجبار فقتله علیها و هذا سهمک من دمه.