آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩ - اقسام رازداری

«لا تُطْلِعْ صَديقَكَ مِنْ سِرِّكَ الَّا عَلى‌ ما لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرُّكَ فَانَّ الصَّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوَّكَ يَوْماً ما»[١]

دوست خود را از رازهاى شخصى خودآگاه مساز، مگر درباره امورى كه اگر دشمنت از آنها آگاهى يافت، زيانى براى تو نداشته باشد؛ زيرا چه بسا دوست انسان روزى دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را مى‌داند، با آن انسان را بكوبد.] به همان مقدار كه راز دارى شخصى در موفقيت انسان، نقش دارد، افشاى رازهاى شخصى نيز موجب ناكامى انسان در رسيدن به هدف‌ها مى‌شود و موجبات پشيمانى انسان را فراهم مى‌سازد و غم و اندوه را با خود به‌ارمغان مى‌آورد. امير مؤمنان على ٧ مى‌فرمود:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثَبُورَكَ»[٢]

راز تو شادى توست، اگر آن را پنهان دارى، و اگر فاش كردى (سبب) ناله و جزع تو خواهد شد.
همچنين مى‌فرمايد:
«مَنْ افْشى‌ سِرَّكَ ضَيَّعَ امْرَكَ»[٣]

هر كس رازى از تو فاش كند، كار تو را تباه ساخته است.


[١] سفینه البحار، ج٧، ص٤٣٦.

[٢] شرح غررالحکم، ج٤، ص١٤١.

[٣] شرح غررالحکم، ج٥، ص٢٢٦.