آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢ - ثمرات حفظ اسرار

عَرْج به پيامبر ٦ رساند و به آن حضرت عرض كرد: به من خبر رسيده كه شما همراه كسانى كه جمع شده‌اند از مدينه حركت خواهيد كرد. از اين رو، با سرعت آمدم و با وجود آنكه گروه زيادى در اختيار من هستند، نفهميدم چه‌كار كنم. اكنون هم كه حالت جنگى در اين جمعيت نمى‌بينم. چون پرچمها مشاهده نمى‌شود.
شايد قصد عمره داريد؟ اما حالت احرام هم در شما نمى‌بينم؛ پس قصد كجا داريد؟ فرمود: هر كجا كه خدا بخواهد.
در ميان راه (منزل عرج) گروهى از اسب‌سواران را پيشاپيش مسلمانان اعزام كرد تا به‌عنوان چشم و چراغ سپاه عمل كنند. آنان در مأموريت خود به جاسوسى از قبيله هوازن برخورده كرده، او را دستگير ساختند و پيش رسول خدا ٦ آوردند. پيامبر ٦ اطلاعات خوبى از وى گرفت و سپس دستور داد: تا پايان عمليات مراقب او باشند.
بدين ترتيب، تا هنگامى كه مسلمانان در «مرّالظّهْران»[١] فرود آمدند، هيچ‌گونه اطلاعى از مسير رسول خدا ٦ به قريش نرسيده بود و قريش سخت غمگين بودند و مى‌ترسيدند كه حضرت محمد ٦ به جنگ ايشان بيايد. پيامبر ٦ شبانگاه در مرّ الظّهران به ياران خود دستور داد كه هر كس آتشى برافروزد كه در مجموع ده هزار آتش افروخته شد.»[٢]


[١] مر الظهران در دوازده کیلومتری مکمه قرار دارد.

[٢] مغازی، واقدی، مترجم،ج٢، ص٦٠٨-٦٢٢، تلخیص.