آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣ - موارد مجاز در افشای راز

است- فاش سازد؛ چنان‌كه تحقيق و بررسى ارگان‌ها و نهادهاى انقلابى در اين زمينه تا تحصيل اطمينان به صلاحيت شخص براى خدمت، اشكالى ندارد.[١]

رسول گرامى اسلام ٦ مى‌فرمايد:
«اتَرْغَبُونَ عَنْ ذِكْرِ الْفاجِرِ حَتَّى لا يَعْرِفَهُ النَّاسُ، اذْكُرْهُ بِما فِيهِ يَحْذَرْهُ النَّاسُ»[٢]

آيا از گفتن آنچه درباره فاجر مى‌دانيد، خوددارى مى‌كنيد تا مردم او را نشناسند؟ عيوب وى را براى مردم بازگو كنيد تا از او كناره‌گيرى كنند و برحذر باشند.
چنين كارى در مورد افرادى كه نامزد پست‌هاى كليدى مثل رياست جمهورى، وزارت، نمايندگى و ... مى‌شوند، به حد ضرورت مى‌رسد و افشا نكردن نقاط ضعف آنان، خيانت به نظام و امت است. از اين رو، لازم است مراتب امر به مسؤولان مربوط گزارش داده شود.
ه- اثبات حدّ و تعزير:
در مواردى كه فاش كردن راز، حدّ و تعزيرى را ثابت كند، رازدارى لازم نيست، البته تعداد افرادى كه براى اثبات حدّ يا تعزير


[١] ر.ک: استفتاآت از محضر امام خمینی (ره)، ج٢، ص٦٢٢-٦٢٣.

[٢] محجه البیضا، ج٥، ص٢٧١.