آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١ - موارد مجاز در افشای راز

رسول گرامى اسلام ٦ فرمود:
«لِصاحِبِ الْحَقِّ مَقالٌ»[١]

براى صاحب حق، جاى سخن گفتن است [و مى‌تواند عليه متجاوز حرف بزند.] ب- استعانت بر نهى از منكر:
در مواردى كه انسان از منكرى مطلع شود و بداند كه اگر اقدامى نكند، اين گناه شيوع پيدا كرده، زيان ناشى از آن به عموم مردم برمى‌گردد و خود نيز به تنهايى نتواند جلو آن را بگيرد و ناگزير باشد از مردم كمك بخواهد، بايد چنين كند و با استمداد از ديگران مجرم را از كردار زشتش بازدارد، گرچه مردم از راز او باخبر شوند.
ج- پيشگيرى از خطر:
هر چند فاش كردن راز كسى ممكن است باعث ضرر و زيان وى شود، ولى در جايى كه پاى ضرر و خطر بيشترى در ميان باشد، سكوت كردن جايز نيست و براى جلوگيرى از خطر مى‌توان افشاگرى كرد و پرده از اسرار برخى برداشت؛ مثل جايى كه ضرر و خطرى متوجه دين يا نظام شود و لازمه پيشگيرى آن خطر، فاش كردن رازهاى فرد و يا افرادى باشد، چون حفظ نظام مهمتر است،


[١] محجه البیضا، ج٥، ص٢٧٠.