آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧ - گسترش فرهنگ رازداری

گرفته، روپوش دارد، هر كه پرده آن را به زبان بدرد، خدا خوارش كند.
همچنين فرمود:
در مسجد حلقه‌هايى تشكيل مى‌شود كه موجب معرّفى خودشان و ما مى‌شوند. آنان (عملًا) از ما نيستند و ما هم با آنان رابطه‌اى نداريم. من سعى بر پوشيده داشتن اطّلاعات خود دارم، ولى آنان راز ما را بر باد مى‌دهند. خداوند اسرارشان را آشكار نمايد. آنان به من مى‌گويند: امام.
(ولى) قسم به خدا! من جز براى كسانى كه از من اطاعت كنند، امام نيستم. چرا با اسم من تملّق مى‌كنند؟ آيا زبان از اسم من بازنمى‌دارند! قسم به خدا! خداوند بين من و آنان در يك خانه جمع نمى‌كند. [١]

امام صادق ٧ به يكى از ياران خود به نام معلّى مى‌فرمايد:
راز ما را پنهان دار و آن را افشا مكن، زيرا آن كس كه راز ما را پنهان كند، خداوند او را در دنيا عزيز دارد و اين رازدارى‌اش، نورى فرا راهش باشد كه او را به بهشت رهنمون كند، امّا آن كس كه راز ما را افشا كند، خداوند او


[١] عن القاسم شریک المفضل...قال: سمعت ابا عبدالله (ع) یقول: حلق فی المسجد یشهرونا و یشهرون انفسهم الئک لیسوا منا و لا حن منهم. انطق فاواری و استر فیهتکو ستریهتک الله ستورهم، یقولون: امام، اما والله ما انا بامام الا لمن اطاعنی فامامن عصانی فلستله بامام، لم یتعلقون باسمی، الا یکفون اسمی من افواهمفوالله لا یجمعنی الله و اباهم فی دار. "روضه کافی، ج٢، ص ٢٢٨."