فقه خانواده - الهام نیا،علی اصغر - الصفحة ١٥٥ - ٣- ارث زن و شوهر
انتقال مىيابد. در فقه اسلامى، معناى اين واژه گسترش يافته، برخى از حقوق را نيز شامل مىشود؛ مثل حقّ قصاص، حقّ فسخ [١] و .... نظر به اين كه احكام و فروع مسائل ارث فراوان است و در فقه، كتاب مستقلّى به آن اختصاص يافته، در اينجا تنها به بيان كيفيت وراثت زن و شوهر بسنده مىكنيم با يادآورى اين نكته كه؛ موجبات ارث از نظر اسلام بر دو گونه است؛ نَسَبى كه داراى سه مرتبه است؛ ١- پدر و مادر، فرزندان و نوادگان، ٢- پدربزرگ و مادربزرگ و ديگر اجداد و برادر و خواهر و فرزندانشان، ٣- عمو و عمّه و خاله و دايى وفرزندانشان و سببى كه با زوجيّت و ولا، تحقّق مىيابد و ولا نيز سه مرتبه دارد؛ ١- ولاى عتق (آزاد كردن برده)، ٢- ولاى ضمان جريره (پيمان بيمه حوادث در برابر ارث)، ٣- ولاى امامت. [٢]
ارث زن و شوهر
زن و شوهر بهموجب زوجيت با دو شرط از يكديگر ارث مىبرند؛ ١- زن در عقد دائمى مرد باشد و در ازدواج موقت زن و شوهر از يكديگر ارث نمىبرند. ٢- زن در قيد زناشويى شوهر باشد. [٣]
نمودار زير، چگونگى ارث بردن زن و شوهر را از يكديگر نشان مىدهد.
[١]. ر. ك: المنجد، واژۀ ورث و دائرةالمعارف تشيع، ج ٢، ص ٥٧
[٢] . تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٣٦٣
[٣] . تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٣٩٦، مسأله ١ و ٢. (زنى كه در عدّۀ طلاق رجعى بهسر مىبرد، حق ارث دارد، چنانكه اگر در اين ايام بميرد، شوهرش نيز از او ارث مىبرد.)