نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
كرده اند.
اينها همه چيزهاى استثنايى هستند، با ويژگيهايى كه دانشمندان علوم تجربى از تفسير آن عاجزند و اين مانع از آن نيست كه ما واقعيّت آنها را بپذيريم كه در ميان موجودات زنده مواردى پيدا مى شوند، با صفات غير متعارف چه از نظر سن وسال و چه از نظر تواناييهاى روحى و جسمى و هيچ گاه وضع استثنايى آنها، دليل بر غير علمى بودن پذيرش اين پديده ها نخواهد بود. «١» در پرتو آنچه گفته شد، مى توانيم راز طولانى بودن عمر حضرت مهدى عليه السلام را بررسى كنيم. به پرسشها پاسخ بگوييم و شگفتيها را برطرف نماييم، چون امكان عقلى و علمى عمر طولانى مشخص و ثابت شد و دريافتيم كه علم نيز در صدد است كه اين امكان نظرى را به امكان عملى مبدّل سازد. بنابراين جايى براى شگفتى نمى ماند، مگر اينكه در پيشى گرفتن حضرت مهدى عليه السلام بر دانش بشرى شك كنيم كه او قبل از اينكه، علم بشر بتواند رمز عمر طولانى را به دست آورد و در عمل آن را ممكن سازد، چگونه توانسته دانش آن را به دست آورده و چنين عمر طولانى داشته باشد؟ يا اينكه چرا حضرت مهدى (ع) يك انسان استثنايى است؟
اگر اين مساله مطرح شود كه چگونه اسلام به خاطر نگهدارى اين رهبر منتظر، توانسته بر دانش بشر، پيشى گيرد؟ خواهيم گفت كه اين تنها موردى نيست كه اسلام از حركت دانش بشرى پيشى گرفته است. مگر مجموعه شريعت اسلامى، چندين سده بر حركت علم و تحول طبيعى انديشه هاى انسانى پيشى نگرفت؟ مگر قوانين استوارى نياورده كه انسان فقط در سالهاى اخير توانسته، به راز و فلسفه برخى از آنها پى ببرد؟
مگر خداوند ما را آگاه نساخته كه پيامبر را در يك شب از خانه كعبه تا مسجد اقصى در سرزمين فلسطين سير داده است؟ به شكلى كه دانش بشرى هنوز نتوانسته به مشخصات آن راه يابد. «٢» بنابراين خداوند متعال به مقتضاى قدرت بى انتهايى كه دارد «انَّهُ عَلى كُلِّ شَئٍ قَديرٌ» «٣» مى تواند به فردى عمر هزاران ساله بخشد، چنان كه به حضرت نوح (ع) عمر طولانى داد، به طورى كه تا پيش از طوفان نهصد وپنجاه سال «٤» عمر كرد. و در مورد حضرت عيسى (ع) مى فرمايد «او را نكشتند و به دار نياويختند بلكه بر آنان مشتبه شد،