نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
هست.
٢- فيض تشريعى، در امر هدايت انسان و تشريع قوانين نيز، امر همين گونه است، امر هدايت و تشريع، خود فيض عظيمى است و نيازمند واسطه قابل. بايد نفسهاى قابل، وحى الهى را دريافت كنند و به بشرّيت برسانند. واسطه فيض تكوينى و تشريعى در مصداق خارجى، يكى است؛ پيامبر و سپس به نيابت از او، امام عليه السلام. امّا مردم به خاطر اعمال خودشان از فيض تشريعى حضرت ولى عصر (عج) بى بهره اند تا روزى كه شرايط ظهورش فراهم شود. البته در مواردى ممكن است، افرادى را يارى و جاهلانى را ارشاد كند، متحيّرانى را از سرگردانى نجات دهد و گم گشتگانى را راهنمايى كند؛ امّا اين كمكها و فرياد رسيها، عمومى نيست و محروميّت عموم هم، از جهت اعمال بد خودشان است.
نتيجه غيبت حجّت خدا، غيبت كلّى نيست، بلكه اين غيبت در يكى از شؤون ولايت است. و آن شأن، معاشرت بامردم و هدايت مستقيم اجتماع بشرى و تشكيل حكومت حق است و در ديگر شؤون ولايت، حاضر، نافذ و فعّال است. اگر چنين نباشد «نه زمينى بر جاى خواهد ماند و نه اهل زمين».
ابو حمزه مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
«أَتَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ امامٍ؟ قالَ لَوْبَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ امامٍ لَساخَتْ» «١» آيا زمين بدون امام باقى مى ماند؟ فرمود: اگر زمين بدون امام باشد، بطور حتم فرو مىرود.
و آنچه در مورد لزوم حجّت و حتميّت وجود او، در درجه نخست اهميت قرار دارد، حضور اوست درجهان نه ظهور او در ميان مردم.