نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
«لا يَشْفَعُ وَ لا يُشْفَعُ لَهُمْ وَ لا يُشَفَّعُونَ إِلَّا مَنْ أُذِنَ لَهُ بِوِلايَةِ أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اْلأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّهِ» «١» كسى شفاعت نمى كند و براى آنان شفاعت نمى شود و از كسى شفاعت پذيرفته نمى شود مگر آنكه براى او اذن داده شده باشد با قبول ولايت اميرمؤمنان و امامان پس از او پس مقصود از عهد نزد خداوند اين است.
موارد ديگرى كه مشمول شفاعت نمى شوند عبارتند از: آزار دهنده فرزندان رسول الله (ص)، كسى كه به شفاعت معتقد نباشد، خوددارى كننده از پرداخت مهر، كوچك شمارنده نماز، غش كننده و خيانتكار به مسلمانان، زناكار و شبهه چهارم درخواست شفاعت با توحيد در عبادت منافات دارد. اين اشكال از طرف وهابيها طرح شده است. آنان اصل وقوع شفاعت را در قيامت از ناحيه پيامبر (ص) و اولياى الهى پذيرفته اند. اما درخواست شفاعت را از آنان شرك مى دانند و مى گويند بايد شفاعت را از مالك و اذن دهنده آن بخواهيم واين گونه بگوئيم: «خدايا پيامبرت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله را در روز قيامت شفيع ما قرار بده. يا بگوييم خدايا بندگان صالح ياملائكهات را شفيع ما قرار بده و امثال اين عبارات كه از خداوند درخواست شفاعت كنيم نه از ديگران. ما حق نداريم بگوييم اى پيامبر خدا! از تو مىخواهيم در حق ما شفاعت بنمايى؛ زيرا شفاعت چيزى است كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست و هر گاه چنين چيزى را از پيامبر كه در برزخ به سر مىبرد بخواهى به دام شرك افتادهاى. «٢» پاسخ: براى روشن شدن پاسخ، مطالب زير لازم به توضيح است:
الف- رابطه خضوع و عبادت: امام خمينى (ره) مى فرمايد: عبادت عبارت است از اينكه كسى را به عنوان اينكه خداست ستايش كنند. «٣» بنابراين هر گونه تواضع و اظهار كوچكى حتّى اگر توأم با اظهار اطاعت باشد شرك نيست؛ زيرا همان خداوندى كه از شرك در عبادت نهى كرده، پيروان اسلام رابه اطاعت بعضى ازانسانها و تواضع و فروتنى در برابر آنان واداشته است و اين خضوع، بدون اعتقاد به خداوندى آنهاست.