نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
درس نهم: شفاعت (٢)
شبهات و پاسخ آنها:
شبهه دوم شفاعت با عدالت خدا منافات دارد، چرا كه شفاعت شامل حال همه مجرمان نمى گردد و در اين صورت، ديگر قانون معنى نخواهد داشت.
پس طبيعت شفاعت ملازم باتبعيض و استثناست كه يك عدّه به خاطر داشتن پارتى از چنگال قانون فرار كنند و گروه ديگرى كه پارتى ندارند گرفتار كيفر گردند.
قرآن كريم نيز تأثير پول را به عنوان عدل و پارتى را به عنوان شفاعت و زور را به عنوان نصرت، نفى كرده و فرموده اين سه در محكمه عدل الهى جايى ندارد. «١» پاسخ: شفاعت خود داراى قانونمندى است؛ يعنى استثناى باقاعده است كه نتيجه آن تبعيض نيست؛ اگر كسى شرايط كافى براى شفاعت داشته باشد، شفاعت مى شود وشرط شفاعت ايمان وانجام مقدارى از عمل صالح است (براى كسى كه در وسعش بوده و انجام نداده) پس اگر كسى ايمان نداشته باشد مشمول شفاعت نمى شود و نيز اگر ايمان آورده ولى هيچ عمل صالحى انجام نداده باشد، باز مشمول شفاعت قرار نمى گيرد.
خداوند متعال فرموده:
«يَوْمَ يَاْتى بَعْضُ اياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً ايمانُها لَمْ تَكُنْ امَنَتْ مِنْ قَبْلُ اوْ كَسَبَتْ فى ايمانِها خَيْراً» «٢» آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت تحقق پذيرد، ايمان آوردن افرادى كه از قبل ايمان نياوردهاند و يا عمل نيكى انجام ندادهاند، سودى به حالشان نخواهد داشت.
بنابراين، شفاعت نه تنها باعدل خداوند منافات ندارد، بلكه لازمه رحمت و غلبه آن بر غضب خداوند است.
علاوه بر اين، تمام مجرمان از نظر روحى يكسان و همه گناهان يكنواخت نيستند، بلكه برخى از جرمها كوچك و برخى بزرگ، بعضى ناشى از روحيات بسيار پليد و پست و بعضى ناشى از طغيان غرايزند يا آنكه برخى از مجرمان تمام ارتباط خويش رابا خدا