نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى

نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩

«فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ» «١» پس شفاعت شافعان به ايشان سودى نمى بخشد.
جواب از استدلال به آيات دسته اول اين است كه مقتضاى جمع بين اين آيات و آياتى كه شفاعت را براى خداوند و به اذن او براى ديگران اثبات مى كند (كه در صفحات قبل ذكر شد)، اين است كه اين آيات، شفاعت بطور استقلال رانفى مى كند و مى خواهد بفرمايد: كسى در روز قيامت مستقل در شفاعت كردن نيست كه چه خداوند اجازه بدهد يا ندهد، او بتواند شفاعت كند بلكه شفاعت اصالتاً از آن خداست و غير خدا به اذن او مى‌تواند شفاعت كند.
و امّا جواب از استدلال به آياتى كه بر بى ثمر بودن شفاعت دلالت دارد، اين است كه اين گونه آيات، فقط سود بردن گروه مشخصى از مجرمان را از شفاعت نفى مى‌كند، نه اين كه سود بردن تمامى گروهها را از شفاعت، بطور كلى انكار كند، «٢» و فرق است بين اين كه گفته شود در روز قيامت شفاعت براى كسى سودى ندارد وبين اين كه بگويد شفاعت شافعين به آنان سود نمى رساند؛ زيرا عبارت دوم دلالت بر وقوع شفاعت در قيامت مى‌كند اما مى‌گويد اين طايفه از آن سودى نمى‌برند.
با جمع بندى مجموع آيات ذكر شده به اين نتايج مى رسيم:
١- بطور يقين افرادى در روز قيامت تحت شرايط خاصى شفاعت خواهندنمود.
٢- يكى از شرايط نفوذ شفاعت اذن الهى است.
٣- شفاعت براى گروه خاصى از مجرمان سودمند نيست.
٤- شفاعت وقتى سودمند است كه شفيع عهدى از جانب خداوند داشته باشد و گفتارش مرضى او باشد.