نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
با اختيار و اراده خود هدايت مى پذيرد يا راه گمراهى را طى مى كند و در اين جهت انبيا نقش دارند و حجت بر بشر تمام مى شود. امّا در مرحله بعد، خداوند هدايت خاص را به همه اعم از مؤمن و كافر نمى دهد بلكه آن براى كسى است كه هدايت عام را پذيرفته است و آن كه هدايت عام را نپذيرفته است، خدا او را در ضلالت رها مى كند. اين جاست كه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى كند و هر كه را بخواهد گمراه مى سازد. در همين هدايت نيز انبياء به عنوان واسطه هاى الهى نقش دارند.
قرآن كريم مى فرمايد:
«انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً» «١» همانا ما انسان را به سوى راه (سعادت) هدايت كرديم يا شكر گزار است ياناسپاس.
شبهه پنجم نبوت فرع بر امكان ارتباط مستقيم يا غير مستقيم با خداى متعال است در حالى كه چنين ارتباطى غير ممكن است؛ زيرا بشر موجودى است مادى و خداوند موجودى است مجرد، چگونه يك موجود مادى مى تواند باموجودى مجرد و كامل ارتباط برقرار كند و از او دستور بگيرد.
علاوه براين، در كاوشهاى علمى، چنين ارتباطى كشف نگرديده و مسلّم است كه آنچه مورد تأييد علم باشد امكان دارد و قابل پذيرش نيز هست.
پاسخ:
اين شبهه از دو توهّم ناشى گرديده است.
الف- توهّم اول اينكه انسان موجودى مادى محض است. در اين مورد بايدگفت با دليلهاى عقلى ثابت شده كه انسان، نفس ناطقه و روح مجرّد دارد كه با آن از موجودات ديگر متمايز مى گردد و همين بُعد مجرّد و غير مادى اوست كه در اثر كمال و رشد مىتواند به مقامى برسد كه با كمال مطلق و مجرد تام، يعنى خداى متعال بطور مستقيم ارتباط برقرار كند، سخن بگويد، كلام او را بشنود و يا سفيران و ملائكه او را ببيند واز آنان دستورات الهى را بگيرد و همان گونه كه در دليل حكمت آمده است براى هدايت