نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى

نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢

بنابراين نه تنها تعليمات انبيا بر خلاف عقل نيست بلكه اين عقل و نارساييهاى سه گانه آن است كه نبوت و تعليمات پيامبران را در رابطه با كمال حقيقى بشر ايجاب مى كند. «١» شبهه دوّم‌ در رسالت الهى گناهى بزرگتر از اين نيست كه تو از فردى كه در صورت، نفس و عقل شبيه توست و مانند تو مى خورد و مى‌آشامد، پيروى كنى و تو نسبت به او مانند بنده اى باشى در اختيار مولا كه موظف به اطاعت از او خواهى بود؛ او چه امتيازى بر تو دارد كه به موجب آن تو رابه خدمت خويش درآورد؟ و چه دليلى براى درستى گفتار و ادعاهاى خود مى تواند داشته باشد؟ «٢» پاسخ:
انبياء اگر چه از نظر مادى و ظاهرى، بشرى مثل ديگران مى‌باشند، ولى از نظر معنوى و مقامات بلند وجودى و رابطه مستقيم و غير مستقيم با پروردگار عالم وآگاهى از امور مؤثر در كمال و سعادت حقيقى بشر، از ديگران ممتاز مى باشند و به همين جهت افراد بشر بايد پيرو آنان باشند.
گفتنى است كه رفتار پيامبران الهى با مردم، فروتنى ايشان با افراد بشر وتحمّل رنجهاى طاقت فرسا در راه نجات آنها از گمراهى وبدبختى و فراهم ساختن زمينه سعادتشان هرگز مانند رابطه مولا با بنده نيست. در حقيقت، طرح شبهه به اين شكل، دليل روشنى بر عدم شناخت آنها از پيامبران الهى مى باشد. علاوه بر اين، تمام انبيا با دليلها و برهانهاى روشنگر، ادعاى خويش رااثبات مى كردند. كارهاى خارق العاده‌اى كه آنها انجام مى دادند و ديگران از انجام آن ناتوان بودند دليل گويايى بر راستگويى آنان است؛ زيرا اعجاز نشانگر اين حقيقت است كه اين كار جز در ارتباط با خدا امكان پذير نيست.
شبهه سوّم‌