نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
لكن خلقت بطور مستقل به لوازمشان تعلق نمى گيرد و بديها و شرور از آن لوازم سرچشمه مىگيرند؛ به عنوان مثال، زلزله در اثر وقوع انفجار مواد در درون زمين، به وجود مى آيد يعنى انفجار آن مواد به اندازه معين، سبب لرزش زمين خواهد شد حال اگر روى زمين خانه هايى باشد، آنها نيز به لرزه درآمده و در صورت محكم نبودن، خراب مىشوند؛ امّا اگر زلزله در بيابانى رخ دهد، چه بسا موجب ظهور چشمه ها، نهرها و معدنها مى شود و بشر از آنها استفاده مى كند.
بدين ترتيب شبهه و پندار دوگانه بودن هستى و دو ريشه داشتن آن، ازميان مىرود؛ زيرا ثابت گرديد كه هستى دو نوع نيست تا دومبدأ لازم داشته باشد وثابت شد كه هستى هر چيز از آن جهت كه هستى است، خير و خوب است و هستيها از آن جهت شرّ شمرده مى شوند كه همراه بانيستيها يا منشأ نيستيها مى گردند. پس در هستى دوگانگى حكمفرما نيست تا فكر دو ريشه اى بودن هستى در ما پيدا شود و نيستى هم از آن جهت كه نيستى است، مبدأ، منشاء و كانون جداگانه اى را ايجاب نمى كند. «١» آيات قرآن كريم نيز بر همين معنا دلالت دارند.
«قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ» «٢» پيامبر بگو، كه تنها خداوند، آفريدگار همه چيز است.
الَّذى أَحْسَنَ كُلَّ شَىءٍ خَلَقَهُ» «٣» خدايى كه تمام آفريدگانش را، نيك خلق كرده است.
از طرفى مى گويد، آفريدگار همه چيز خداست و از طرفى مىگويد، هر چه را كه او خلق كرده، نيك خلق كرده است.