نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى

نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢

باشند، خبر دهيد كه اگر مخلوق باشند به چه صورتى بايد درآيند (كه از غير صورت فعلى باشد) و چه خصوصياتى (غير از وضع فعلى) خواهند داشت. (يعنى به طور دقيق، نيازمندى اشيا به يكديگر، وصف پديده و مخلوق است نه وصف شئ ازلى) پس آنها ساكت شده و دانستند كه براى پديده صفتى را نمى يابند كه پديده را به آن توصيف كنند جز آنكه آن صفت در اين موجودى كه خيال مى كردند قديم است موجود است از اين رو تقاضاى تفكر بيشتر مى كردند. «١» ب- حركت و تغيير: جهان ماده، هميشه در حال تغيير و حركت است «٢» و اين حركت، در نهايت محتاج علّت محّرِكى است كه بايد در خود آن علّت، هيچ گونه تغيير و حركتى نباشد و گرنه آن نيز محتاج علّت و محّرِك ديگرى مى شود و ... كه سرانجام تسلسل پيش مى‌آيد و چون تسلسل امرى محال است پس لازم است موجودى در عالم باشد كه هيچ گونه تغييرى در او راه نيافته و ثابت محض باشد و آن، علّت حركت جهان ماده است.
همچنين تغيير و دگرگونى ماده، براى متكامل شدن است و چيزى رو به كمال مى‌رود كه نقص داشته باشد و آن نشانه عجز و نياز اوست. پس جهان ماده، محتاج به تغيير دهنده اى غير مادى است يعنى به ذات كامل و نامحدودى كه پيراسته از هر گونه نقص و نياز است، محتاج است.
مادّيون براى رفع اشكالات خود و بى نياز جلوه دادن طبيعت و ازلى بودن آن استدلالهايى ارائه كرده‌اند و جهان را بگونه اى خاص تفسير نموده اند در زير به بعضى از آنها اشاره خواهيم كرد:
فرضيه تصادف‌ فرضيّه تصادف، عبارت است از پيدايش نظام و سنتى، بدون پيش بينى و برنامه ريزى قبلى و محاسبه عقلى. مادّيها مى گويند: مادّه جهان بر اثر انفجار و پس از آن بر اثر يك سلسله فعل و انفعالهاى بى شمارى به اين شكل درآمده و نظامى پيدا كرده است و از اجتماع نظمهاى كوچك چنين نظم شگفت انگيزى به وجود آمده است.
نظم جهان و بطلان تصادف «٣»