نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
باشد ناقص است كه دراين صورت، با واجب الوجود بودن، سازش نخواهد داشت و آن وجود بى نقص و بى نياز، ذات حضرت حق تعالى است.
در قرآن مى خوانيم: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» «١» پس در خداى متعال، هيچ يك از جهات نقص و احتياج راه ندارد و او از هر چيزى كه نشانگر نقص، احتياج و محدود بودن باشد، منزه است، مثل تغيير و تحوّل، ناآگاهى، ناتوانى، محدوديت زمانى و مكانى، جسم بودن، ازلى نبودن، مركب بودن، بدين ترتيب با زدودن نقصها، كمال مطلق را براى خداوند ثابت مى كنيم. پس او، كمال محض و بى پايان است و عدم و نيستى درباره او تصور نمى شود پس ازلى است.
ادعاى ازلى بودن مادّه عدّه اى كه در زمان گذشته، طبيعى و دهرى نام داشتند و در عصر ما، به مادى و ماترياليست معروفند، معتقدند كه هستى، مساوى با ماده است و آن از ازل يعنى بى نهايت زمان قبل بوده و ماده جهان قديم است و بر اين پندارند كه در پيدايش نظامهاى جهان، حساب و نقشه اى در كار نبوده بلكه جهان بر اثر انفجارهاى پى در پى به وجود آمده است. بطور كل جهان هستى نيازى به آفريننده ندارد.
بطلان ازلى بودن مادّه از مطالب گذشته آموختيم كه از نظر عقل، خالق جهان نبايد وجودش داراى نقص و مشروط به شرايطى باشد و چون مادّه جهان داراى وجودى ناقص و با شرايط است، پس ماده جهان نمى تواند خالق باشد، علاوه بر آن، علم نيز، گواه بر ازلى نبودن ماده است.
گواهى علم امروزه علم به ما مى گويد: مواد جهان درحال تغيير و تحول است و به همين جهت نمى تواند ازلى و بى نياز از آفريننده باشد.
فرانك آلن، استاد فيزيك دانشگاه كانادا مى گويد: «قانون ترموديناميك (حرارت) ثابت كرده است كه جهان پيوسته رو به وضعى روان است كه در آن، تمام