نقد و بررسى ديدگاه مخالفين در مسائل اعتقادى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠
درس هفدهم: شبهه اعاده معدوم شبهه اعاده معدوم بعضى ها در مورد امكان معاد وبازگشت روح به بدن، شبهه اى را مطرح كرده اند.
آن شبهه اين است كه انسان با مرگ معدوم و نيست مى شود، زنده شدن دوباره اين انسان ممكن نيست؛ زيرا چيزى كه معدوم و نابود شد، چيزى نخواهد بود كه قابل برگشت باشد، ديگر همان چيز بر نمى گردد، اگر از موجودى سلب وجود شد، در صورتى كه بخواهد دوباره موجود شود، آن موجود اول نيست كه بازگشته است بلكه موجود جديدى است، ممكن است مثل وجود اولى باشد ولى خود آن نخواهد بود.
اين شبهه در صورتى جا دارد كه مرگ انسان عدم و نابودى وى باشد و حال آن كه مطابق دلايل عقلى و نقلى، نه جسم انسان نابود و معدوم مى شود و نه روح انسان، بلكه جسم و روح بشر در حال حيات با هم همراهند و احاطه روح بر جسم، انسان رازنده نگهداشته و مرگ به معناى جدايى روح از جسم است، با اين جدايى نه روح از بين مى رود، نه جسم معدوم مى شود بلكه روح توسط فرشتگان الهى دريافت مى شود و در عالم ديگرى نگهدارى مى شود و جسم انسان متلاشى مى گردد و به خاك مبدل مىشود، تبديل گوشت و پوست و استخوان انسان به خاك نيز يك تغيير ماهيت است، نه نيستى و نابودى جسم بلكه همه ذرات جسم انسان باقى مى ماند امّا از هم جدا و به صورت ذرّات خاك، پس باجدا شدن روح از جسم، هويّت انسانى كه روح است از بين نرفته است، بدن انسان نيز با مرگ متلاشى شده امّا ذرّات جسم باقيمانده است، بازگشت روح كه هويّت انسان به آن است، به ذرّات پراكنده جسم، اعاده معدوم نيست.
مرگ از ديدگاه قرآن قرآن كريم در مورد مرگ، كلمه «توفّى» را به كار برده است. هرگاه كسى چيزى را به كمال و تمام و بدون كم و زياد دريافت كند و به اصطلاح آن را استيفا نمايد، در زبان عربى كلمه «توفّى» به كار مى برند. تَوَفَّيْتُ الْمالَ» يعنى مال را بدون كم و زياد دريافت كردم. بنابراين مرگ از نظر قرآن تحويل گرفتن است؛ يعنى انسان در حين مرگ با تمام شخصيت و واقعيّتش به مأموران الهى تحويل داده مى شود و آنها انسان را دريافت